تبلیغات
شعری برای تـــو
زیبایی تـــو


زیبایی ات را

در لحظه ای حبس می کنم و

به دیوار می آویزم !


بافه ای از گیسوانت 

از قاب بیرون می ریزد !


دوباره می فهمم 

نه در عکس ، نه در نگاه ،

 نه در روسری و نه در واژه های این شعر


زیبایی تـــو

در هیچ قابی

محصور شدنی نیست !


مصطفی زاهدی

گیسو بافته

تاریخ ارسال : دوشنبه 6 دی 1395 11:08
آخرین دلبریِ پاییز ...


یلدا

آخرین دلبریِ پاییز است ...

 

مانند زنی که 

درست لحظهٔ رفتن

گیسوان مشکی بلندش را باز می کند ...



آرش شریعتی 


تاریخ ارسال : سه شنبه 30 آذر 1395 20:20
مقصد

دست هایت را

 دور من گره بزن

 

مرا وادار به گفتن نامت کن

مثل نخی که دانه های تسبیح را

دور هم جمع کرده ، بغلم کن

 

من

مقصدم گیسوت نباشد

همه ی دوستت دارم هایم

            می ریزند ؛ گم می شوند .

 

 

رسول ادهمی

تاریخ ارسال : سه شنبه 6 مهر 1395 21:08
مرا تنگ در آغوش بگیر

مرا تنگ در آغوش بگیر

 

آن چنان

که کسی نتواند

            مرا از تــو جدا کند

 

مرا سخت ببوس

میانه ی این آغوش های آسان

            مرا میان حجاب گیسوانت پنهان کن

 

مرا بپوش

از چشم های بی پروا

 

مرا غرق کن

       در تلاطم آغوشت ...

 

آنچنان که از تو

           به هیچ ساحلی نرسم !

 

 

علیرضا اسفندیاری

 

تاریخ ارسال : جمعه 3 اردیبهشت 1395 01:01
هفت سـین

هفت سـین مرا چیده خداوند ...

 

بر سـاتن اندامت

از سـیاهی گسیوت

تا سـرخاب آتشین گونه هات

 

سـکه های چشمانت

ســـیب گلوت ...

و مکیدنی ترین سـماق که در لبانت

 

...

 

با تـــو همیشه سبزم !

 

 

آرش ناجی

تاریخ ارسال : جمعه 13 فروردین 1395 15:15
خواب آخر

وقتی که خوابی نیمه شب تو را نگاه می کنم

زیبائی ات را با بهار ، گاه اشتباه می کنم

 

از شرم سر انگشت من ، پیشانی ات تر می شود

عطر تنت می پیچد و دنیا معطر می شود

 

گیسوت تابی می خورد ، می لغزد از بازوی تو

از شانه جاری می شود چون آبشاری موی تو

 

چون برگ گل در بسترم می گسترانی بوی خود

من را نوازش می کنی بر مهربان زانوی خود

 

آسیمه می خیزم ز خواب، تو نیستی اما دگر

ای عشق من ، بی من کجا ؟ تنها نرو ، من را ببر

 

من بی تو می میرم ، نرو ! من بی تو می میرم ، بمان

با من بمان ، زین پس دگر هرچه تو می گویی، همان

 

در خواب آخر ، عشق من ! در برگ گل پیچیدمت

می خوابم ای زیباترین ، در خواب شاید دیدمت

 

 

تاریخ ارسال : چهارشنبه 1 مهر 1394 20:42
گیسو کمند

خودت هم نمیدانی


چند بار گیسوان بلندت

                  مرا نجات داده اند !

هر بار که دستم

            از دنیا کوتاه میشد ...

 

 

میلاد تهرانی



تاریخ ارسال : سه شنبه 17 شهریور 1394 20:49
کل صفحات :2
1
2