تبلیغات
شعری برای تـــو
با تو بهتر می‌شوم‌


حال من خوب است اما با تو بهتر می‌شوم‌

آخ‌... تا می‌بینمت یک جور دیگر می‌شوم‌


با تو حس شعر در من بیشتر گل می‌کند

یاسم و باران که می‌بارد معطر می‌شوم‌


در لباس آبی از من بیشتر دل می‌بری‌

آسمان وقتی که می‌پوشی کبوتر می‌شوم


آنقَدَرها مرد هستم تا بمانم پای تـــو

می‌توانم مایه‌ی گهگاه‌  دلگرمی شوم‌


میل‌، میل توست‌ ، امّا بی تو باور کن که من‌

در هجوم بادهای سخت‌، پرپر می‌شوم

 


مهدی فرجی


 

تاریخ ارسال : پنجشنبه 9 مهر 1394 21:43
گل قشنگم !

تو لیلی نیستی ؛

من اما ...

مجنون حرف هات می شوم !

دیوانه ی دست هات

            مبهوت خنده هات

گل قشنگم !


شیرین نیستی ؛

ولی من ...

صخره های شب را

            آنقدر می تراشم

                        تا خورشیدم طلوع کند

و تـــو

در آغوشم بخندی ...



عباس معروفی

تاریخ ارسال : دوشنبه 26 مرداد 1394 19:34
تقصیر ما نیست

ما هیچ وقت به هم نمی رسیم !

 

سال هاست

       روبه روی هم

دوسوی ریل ها می ایستیم

 

به هم نگاه می کنیم

 

و شاخه های گل

            پژمرده می شوند

                           میان دست های مان

 

تقصیر ما نیست

 

قطارها

به سرعت می گذرند !

 

 

 

رضا کاظمی

 

تاریخ ارسال : دوشنبه 15 تیر 1394 20:18
ماه بانو

شب پره ها

برای رسیدن

            به ماه بانویشان

                        شب را گم کرده‌اند

 

در میان

این همه ماه فریب

که درختان مرده ، گل داده‌اند

                        پرهایشان را گم کرده‌اند

 

بانو !

شب پره ها

             گم شده‌اند

                        گم شده‌ام ...

 

 

 

کیکاووس یاکیده

تاریخ ارسال : شنبه 9 خرداد 1394 19:46
چقدر خوب بود تـــو ، گل من بودی

چقدر خوب بود

   تـــو ، گل من بودی

            هر روز به تو آب می‌دادم  !


علف چرک های تو را

می شستم‌ و به بوی تنت ،

                        مغرور می‌شدم

شب‌ها کنار لب ات

رویا بو می‌کردم ‌‌‌و

            روزها ، حسادت دنیا را

چقدر خوب بود

   تـــو ، گل من بودی


برای تـــو ...

 یک گلدان کوچک زیبا می‌ساختم

با یک باغچه و حوضی پر از انار

خوابت را

کنار پنجره آفتاب می‌دادم‌‌و

برای صبحانه‌ات ، هوای تازه شمال می‌خریدم

چقدر خوب بود

    تـــو ، گل من بودی !

 


افشین صالحی

تاریخ ارسال : یکشنبه 3 اسفند 1393 14:14
کم حوصله ام ...

کم حوصله ام

مثل گلی ، اول پاییز

قصری که مقارن شده با حمله ی چنگیز

 

بر شاخه ی تنهایی من ،

چند پرنده ...

دلگرم به ذکر غزلی رشک برانگیز

 

من شاید

دیواره ی یک غار قدیمی

 

آزرده ام از آدم ها

            مثل تو ، من نیز ...

 

از لای لبم ،

 سر زده یک شاخه ی گیلاس

            از لاله ی گوش ات غزلی تازه بیاویز !

 

 

 

علیرضا بدیع 

 

تاریخ ارسال : پنجشنبه 9 بهمن 1393 12:00
پاییز لفظ دیگر "من دوست دارمت"

پاییز آمدست که خود را ببارمت

پاییز لفظ دیگر "من دوست دارمت"


بر باد می دهم همه ی بود خویش را

یعنی تو را به دست خودت می سپارمت


باران بشو ، ببار به کاغذ ، سخن بگو

وقتی که در میان خودم می فشارمت


پایان تو رسیده گل کاغذی من

حتی اگر خاک شوم تا بکارمت


اصرار می کنی که مرا زود تر بگو

گاهی چنان سریع که جا می گذارمت


پاییز من ، عزیز غم انگیز برگریز

یک روز می رسم و تو را می بهارمت!!!

 

 

 سید مهدی موسوی

 

تاریخ ارسال : دوشنبه 21 مهر 1393 16:44
کل صفحات :4
1
2
3
4