بــی شــــکـــــ . . .
جهان را به عـشـق کسی آفریده اند
چون من که آفریده ام از عشق
جهـــانی بـــرای تـــــو . . .

حسین پناهی


علی
 
 
پنجشنبه 4 آذر 1395
00:00

من یک جای تاریخ

یک جای تقویم

یک ماه از یک فصل جا مانده ام !


همان روز که قول دادم

 بوسه هایم را نسیم به تاراج نبرد


همان پنج شنبه ی فیروزه ای رنگ

که دلگرمی آغوشت در من چون شراب چرخید

            همان روز که به سیب سرخ چشمانت کودکانه خندیدم


من یک پنج شنبه

در دل آذر ، در میانه ی پاییز

            در اوج تقویم جا مانده ام !


و تـــو مدتهاست رفته ای
...

من تنها کسی هستم که در تقویمش

            پنج شنبه ها ، به مناسبت تنهایی تعطیل است !



حامد نیازی





جمعه 14 آبان 1395
08:00

روزها بدجنس شده‌اند !

از شنبه اش بگیر تا پنج شنبه

دلتنگی‌ها را قایم می‌کنند


آن‌وقت شب‌ها در دل تاریکی

یواشکی دست به دست می‌کنند آن‌ها را

 

بیچاره جمعه !

صبح که بیدار می‌شود

می‌بیند تمام خانه‌اش

تلنبار شده از دلتنگی


بغض می‌کند از همان اول صبح اش ...

 

بهنام محبی فر





جمعه 18 تیر 1395
18:40

تو نیستی ولی فکر تو با منه ، یه چند سالی میشه که دور از منی

کنارت که نیستم پنجشنبه ها ، بگو با کی میری قدم میزنی

 

یه چند ساله که تلخیه جمعه رو دارم بی تو بدجوری حس میکنم

هنوزم بی اونکه خودم هم بخوام میبینم دوباره تو فکر توام

 

عذابم میده هرچی که این روزا منو میبره سمت چشمای تو

چرا باید هر روز به تو فک کنم ، من که جا ندارم تو دنیای تو

 

عذابم میده کافه ی تو مسیر همون جا که من با تو آشنا شدم

عذابم میده اون همه خاطره چقد ساده بعد از تو تنها شدم

 

چقد باید از این روزا بگذره که از عطر تو کم بشه تو هوام

مسیر کدوم جاده رو طی کنم که یک آن بشه از تو فکرت درام

 

مگه میشه اصلا به تو فک نکرد تو که روزی بودی برام تکیه گاه

حالا که من از زندگیت کم شدم قدم میزنی با کی پنجشنبه ها

 

عذابم میده هرچی که این روزا منو میبره سمت چشمای تو

چرا باید هر روز به تو فک کنم ، من که جا ندارم تو دنیای تو

 

عذابم میده کافه ی تو مسیر همون جا که من با تو آشنا شدم

عذابم میده اون همه خاطره چقد ساده بعد از تو تنها شدم





جمعه 15 آبان 1394
18:12

بعضی ها شنبه ی آدمند ؛

 پر قرارهای تازه ، پر شروع های دوباره ، جدی و عبوس

 

بعضی ها سه شنبه ی آدمند ؛

 پر کارهای نکرده ، پر وعده های عقب افتاده ، آشفته و مضطرب

 

بعضی ها پنجشنبه ی آدمند ؛

 پر رهایی و بیخیالی ، پر سبکباری و خوشحالی ، آزاد و خوشگذران

 

تـــو جمعه ی منی ؛

 بهترین روز هفته ام که

             آفتابش بالا نیامده ، به غروب می رسد

 

 

حسین وحدانی





پنجشنبه 1 آبان 1393
17:46

حالا دیگر

پنج شنبه های عزیز

                  عزیزتر شده اند

چون

با خودم قرار دارم

خودم که هرگز ترکم نمی کند  ...


فریبا عرب نیا 





برچسب‌ها : پنج شنبه | عزیز | قرار | ترک |
 
 


در این وبلاگ
در كل اینترنت


بازدید امروز : عزیز
بازدید دیروز : عزیز

بازدید این ماه : عزیز
بازدید ماه قبل : عزیز

بازدید کل :
تعداد مطالب :

بیشترین بازدید : 7030 عزیز
در تاریخ : 18 اردیبهشت 1395

آخرین بروز رسانی :

آخرین بازدید :






[متن موسیقی در حال اجرا]