تبلیغات
شعری برای تـــو
دلتنگی

دلتنگی یعنی

 فکر کردن به پرواز

به خنده‌های بی‌دلیلت در راه خانه

نگاه‌‌های "مال خودمی"ا‌ت در جمع

 

دلتنگی یعنی

کش رفتن آدامس جویده‌ ات

و غوطه‌ور شدن در طعم لب ‌هات

 

دلتنگی یعنی

چشم‌‌های تـــو امشب سرخ بود

و چشم‌‌های من خیس ...

 



عباس معروفی

تاریخ ارسال : یکشنبه 25 شهریور 1397 12:12
مثل هر شب ، هوس عشق خودت زد به سرم

مثل هر شب ، هوس عشق خودت زد به سرم

چند ساعت شده از زندگی‌ام بی خبرم

 

این همه فاصله ، ده جاده و صد ریل قطار

بال پرواز دلم کو ، که به سویت بپرم؟

 

از همان لحظه که تو رفتی و من ماندم و من !

بین این قافیه‌ها گم شده و در‌به‌درم

 

تا نشستم غزلی تازه سرودم که مگر

این همه فاصله کوتاه شود در نظرم

 

بسته بسته "کدوئین" خوردم و عاقل نشدم !

پدر عشق بسوزد که در آمد پدرم !

 

بی تو دنیا به دَرَک ! بی تو جهنّم به دَرَک !

کفر مطلق شده ام، دایره‌ای بی‌وترم

 

من خدای غزل ناب نگاهت شده‌ام

از رگ گردن تـــو ، من به تو نزدیکترم

 

 

امید صباغ نو

تاریخ ارسال : شنبه 11 مهر 1394 22:56
متشکرم !

از وقتی که عاشق شدم

فرصت بیشتری پیدا کردم برای این که پرواز کنم

فرصت بیشتری برای این که پرواز کنم و بعد زمین بخورم

 

و این عالی است ...

هر کسی شانس پرواز کردن

                         و به زمین خوردن را ندارد

 

تـــو

این شانس را

      به من بخشیدی

                        متشکرم !!!

 

 

شل سیلور استاین



تاریخ ارسال : دوشنبه 9 شهریور 1394 19:43
راستی چرا ... ؟

تو چه ساده ای و من ، چه سخت

تو پرنده ای و من ، درخت

 

آسمان 

همیشه مال توست

ابر ، زیر بال توست !

 

من ، ولی همیشه گیر كرده ام

تو به موقع می رسی و من ،

سالهاست دیر كرده ام ...

 

خوش به حال تو كه می پری !


راستی چرا

دوست قدیمی ات ؛

درخت را

            با خودت نمی بری ؟

 

 

عرفان نظر آهاری

 

 

تاریخ ارسال : سه شنبه 6 مرداد 1394 21:05
تـــو را بیشتر از پرهایم دوست دارم

آنقدر دعا کردم تا پرنده شدم

 

اما حالا که

این همه راه را

            به سوی تو پر زده ام ...

 

تو قیچی به دست

            در پرچین نشسته ای

 

غافل از اینکه من

تـــو را بیشتر از پرهایم دوست دارم 

 

 

عادل دانتیسم

تاریخ ارسال : دوشنبه 5 مرداد 1394 21:25
فقط یک سوال ؟

بوی یاس می‌‌دهی‌ ، طعم رز

ساده ، بی‌ آلایش

             انگار خود نیلوفری

باغ در باغ ، شقایق را

به لب هایت دوخته‌ای

            با آن خنده ی مریمی ات

از خواب که می‌‌پری

نسترن می‌‌خندد

            سنبل پرواز  !

فقط یک سوال ؟

با این همه هوو

            چگونه می‌‌سازی خانم ؟!!



بهرنگ قاسمی

تاریخ ارسال : چهارشنبه 10 تیر 1394 19:47
این روزها سخت مشغولم

این روزها سخت مشغولم

مادربزرگ میگفت

رد پای عشق را دنبال کنی

میرسی آخر دنیا - نوک کوه قاف

به شهری که همه آدمهایش خوشبختند


رد پای عشق را دنبال میکنم 

اما انگار آخرش به آسمان رسیده


خوب شد مادربزرگ دیگر نیست

تا ببیند شهر خوشبختی را به آسمان برده اند


و دیگر هیچ جای زمین

 هیچ آدم خوشبختی نیست

حتی نوک کوه قاف


این روزها سخت مشغولم

دنبال کسی میگردم که پرواز بلد باشد



گیلدا ایازی


تاریخ ارسال : شنبه 26 اردیبهشت 1394 21:14
کل صفحات :3
1
2
3