تبلیغات
شعری برای تـــو
حالم بد است ...

حالم بد است مثل زمانی که نیستی

دردا که تو همیشه همانی که نیستی


وقتی که مانده ای نگرانی که مانده ای

وقتی که نیستی نگرانی که نیستی


عاشق که می شوی نگران خودت نباش

عشق آنچه هستی است نه آنی که نیستی


با عشق هر کجا بروی حیّ و حاضری

در بند این خیال نمانی که نیستی


تا چند من غزل بنویسم که هستی و
 

تو با دلی گرفته بخوانی که نیستی


من بی تو در غریب ترین شهر عالمم

بی من تو در کجای جهانی که نیستی؟

 

 

غلامرضا طریقی

تاریخ ارسال : دوشنبه 21 تیر 1395 23:33
هنوز آنقدر عاشق هستم

کلاغ ها

 مدام خبرهای بدی

                از تو می آورند !

 

تـــو اما نگران نباش

 

هنوز آنقدر عاشق هستم

که هر صبح ، سر از آغوش تو دربیاورم .

 

مینا آقازاده


تاریخ ارسال : یکشنبه 24 آبان 1394 22:08
به راه های بهتری فکر کن

گم شده ای

راس ساعت دو صفر و دو صفر دقیقه

که پیدا شوی شاید ...


نگرانی ام

از نیمه شب است و سرما

            و تابلوهایی که نکند با باد چرخیده باشند !


پیاده رو ها را

 به کفش هایت مبتلا نکن

 

بگذار پا نخورده بماند این برف

            و به راه های بهتری فکر کن

مثلا همین جا

 توی آغوش من هم

            می شود گم شوی

راس هر ساعتی

             که دل ات خواست !


                        که پیدا شوی شاید ...

 

 

 

مهدیه لطیفی

تاریخ ارسال : یکشنبه 10 آبان 1394 22:22
گریه‌ی تـــو ...

امشب که برایت می‌نویسم ...

 

گریه‌ی تـــو

تنها موسیقی‌ست

که در رگ‌های خانه جریان دارد

و من

چقدر گریه‌ات را

از چشمانت بیشتر دوست می‌دارم

که می خواهم بمیرم و هیچگاه به چشم نبینم !

گناه من نیست

زیبا زنانه گریه می‌کنی

                     و شاعرانه گلایه  !
 

نگران نباش

تقدیری در کار نیست

                   کابوس دیده‌ایم  !

 

سید محمد مرکبیان

تاریخ ارسال : سه شنبه 3 شهریور 1394 22:11
من به اشغال تو درآمده ام ...

نگرانم !‌ ولی چه باید كرد 

عشق ، دلواپسی نمی فهمد

درد من ، خط میخی است عزیز

درد من را كسی نمی فهمد !

 

بغض كردن میان خندیدن

تكیه دادن به كوه نامرئی

خسته ام از ضوابط عرفی

خسته ام از روابط شرعی

 

هیچ كس ،‌ هیچ كس نمی داند

به نگاهت چه عادتی دارم

هیچ فرقی نمی كند دیگر

اینكه با تو چه نسبتی دارم

 

تف به هرچه اصول ، هرچه فروع

تف به هرچه ثواب ، هرچه گناه

توی تاریک خانه ی دنیا

عقل جن است و عشق بسم الله !

 

چشم هایت نگاه خیسم را

مثل برق سه فاز می گیرد

تو برایم جرقه ای وقتی

خانه را بوی گاز می گیرد !

 

زیر آتش فشان جنگ تو

یخ هر چیز آب خواهد شد

مثل یک سرزمین بی سرباز

همه چیزم خراب خواهد شد ...


تـــو مرا زجر می دهی عشقم

مازوخیسمی كه دوستش دارم

من به اشغال تو درآمده ام

صهیونیسمی كه دوستش دارم !

 

 

یاسر قنبرلو 

تاریخ ارسال : دوشنبه 22 تیر 1394 22:46
کمی توی آینه بمان ...


کمی توی آینه بمان

 

بنویس با قرمز

            می بوسمت

 

و برو ...

نگران من نباش !

خودم را به خواب زده ام ...

 

 

کامران رسول زاده

تاریخ ارسال : پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394 20:05
پاره تنم ...

نعره های بی امونم ، گوش آسمونو کر کرد

مگه فریادمو نشنید که داره دیر میشه برگرد

 

آی به گوشش برسونین کسی جز من نمیتونه

کوله باره غصه هاشو ، روی دوشش بکشونه

 

این همه پیغوم و پسغوم ، می فرستم که بدونه

داره دلواپسی ، دنیامو به آتیش می کشونه

 

من که جاشو پر نکردم ، شاید اصلا نمی دونه

آی به گوشش برسونین ، یکی اینجا نگرونه

 

نمی تونم بی تفاوت رو گذشته پا بذارم

اون که پاره تنم بود ، چجوری تنها بذارم ؟

 

آی به گوشش برسونین کسی جز من نمیتونه

کوله باره غصه هاشو ، روی دوشش بکشونه

 

این همه پیغوم و پسغوم ، می فرستم که بدونه

داره دلواپسی ، دنیامو به آتیش می کشونه

 

من که جاشو پر نکردم ، شاید اصلا نمی دونه

آی به گوشش برسونین ، یکی اینجا نگرونه

 

نمی تونم بی تفاوت ، رو دلش پا بذارم

اون که پاره تنم بود ، چجوری تنها بذارم ؟

تاریخ ارسال : یکشنبه 9 فروردین 1394 19:29
کل صفحات :2
1
2