بــی شــــکـــــ . . .
جهان را به عـشـق کسی آفریده اند
چون من که آفریده ام از عشق
جهـــانی بـــرای تـــــو . . .

حسین پناهی


علی
 
 
یکشنبه 25 شهریور 1397
12:12

دلتنگی یعنی

 فکر کردن به پرواز

به خنده‌های بی‌دلیلت در راه خانه

نگاه‌‌های "مال خودمی"ا‌ت در جمع

 

دلتنگی یعنی

کش رفتن آدامس جویده‌ ات

و غوطه‌ور شدن در طعم لب ‌هات

 

دلتنگی یعنی

چشم‌‌های تـــو امشب سرخ بود

و چشم‌‌های من خیس ...

 



عباس معروفی





سه شنبه 26 تیر 1397
15:15

از میان تمام چیزهایی که دیده ام

تنها تویی که می خواهم به دیدن اش ادامه دهم 


از میان تمام چیزهایی که لمس کرده ام 

تنها تویی که می خواهم به لمس کردنش ادامه دهم


خنده ی نارنج طعمت را دوست دارم



چه باید کنم ای عشق ؟

هیچ خبرم نیست 

که رسم عاشقی چگونه بوده است 

هیچ نمی دانم عشق های دیگر چه سان اند ؟


من با نگاه کردن به تو

با عشق ورزیدن به تـــو زنده ام

عاشق بودن ، ذات من است  ...



پابلو نرودا  | ترجمۀ بابک زمانی

 





سه شنبه 10 بهمن 1396
08:31


تـــو
آمده ای جان به لب من برسانی

من پای تو یک عمر بمانم تو نمانی

 

من عشق به تو دادم و عمری تو به من درد

این عشق چرا این همه بیرحم ترت کرد

 

من خوب شدم عشق تو پروانگی ام بود

این خوب شدن هدیه ی دیوانگی ام بود

 

از آن نفسی که به دلم عشق تو کم شد

چرخیدن من دور تو گرداب خودم شد

 

با اینکه همه عمر مرا کشت خیالت

هر آنچه گرفتی ز من و عشق حلالت

 

تو دورترین ساحل قلب منِ بی دل

من غربت پارو زدن کشتیِ در گِل

 

از داغ بزرگی که نگاهت به دلم دوخت

یک شهر به حال من دیوانه دلش سوخت

یک شهر به حال من دیوانه دلش سوخت

 

از آن نفسی که به دلم عشق تو کم شد

چرخیدن من دور تو گرداب خودم شد

 

با اینکه همه عمر مرا کشت خیالت

هر آنچه گرفتی ز من و عشق حلالت

 

ای وای دلم وای دلم وای دلم وای

 

روزبه بمانی





شنبه 7 اسفند 1395
21:55

اگر بگویم ؛

"دیشب بعد بوسیدنت ،

وقتی داشتی بِر و بِر نگاهم میکردی


همان لحظه که

دست من و موی تـــو

              عشق را به بازی گرفتند


درست قبل بیدار شدنم

بال درآوردم ...."

باور میکنی !؟؟؟

 

آریا نوری






شنبه 9 بهمن 1395
21:15

پدر بودن کیف می دهد ...


وقتی همزمان که نگاهت میکنم

به دخترمان بگویم :


این چشمان مست و خواب آلود را

از کجا آورده ای پدر سوخته ...؟!

 


علی سلطانی





دوشنبه 6 دی 1395
11:08


زیبایی ات را

در لحظه ای حبس می کنم و

به دیوار می آویزم !


بافه ای از گیسوانت 

از قاب بیرون می ریزد !


دوباره می فهمم 

نه در عکس ، نه در نگاه ،

 نه در روسری و نه در واژه های این شعر


زیبایی تـــو

در هیچ قابی

محصور شدنی نیست !


مصطفی زاهدی

گیسو بافته





دوشنبه 15 آذر 1395
20:00


شب هایی که

ماه را ، در آسمان می بینم ،

فکر می کنم تویی که پنهانکی نگاهم می کنی  …

می بینی ماه من !

شب های بی تـــو بودن

چگونه می گذرد ؟!

 

عادل دانتیسم





برچسب‌ها : شب | ماه | آسمان | نگاه | نبودن |

 
 


در این وبلاگ
در كل اینترنت


بازدید امروز : عزیز
بازدید دیروز : عزیز

بازدید این ماه : عزیز
بازدید ماه قبل : عزیز

بازدید کل :
تعداد مطالب :

بیشترین بازدید : 3390 عزیز
در تاریخ : 19 مرداد 1393

آخرین بروز رسانی :

آخرین بازدید :






[متن موسیقی در حال اجرا]