تبلیغات
شعری برای تـــو
بیا دوباره عاشق شویم

سلام

علاقه‌ی خوبم

علاقه جان من ، خوبی ؟

 

می‌دانم

تو خسته‌ای

و من حالم خوب نیست

تو دوری و من دلتنگ

تو حال آمدن داری و وقتش را ، نه !

 

می‌دانم علاقه

آخر هرچه باشد از جنس همیم

جنسی جوری به شدت ناجور !

 

ما عین همیم علاقه

و بی‌خود نیست این همه دوستدار داری

این همه دوستت دارند و تو این همه خوبی

 

خسته‌ایم !

بیا دوباره عاشق شویم

 

دوباره من

 دوستت داشته باشم

تو ناز کنی

 

من عصبی شم ،

تو قهر کنی

من نازت را بکشم و

تو نازنین من باشی

 

بیا دوباره عاشق شویم !

دوباره من دنبالت بگردم و

هرجا کنارت سبز شوم ...

 و بگویم :

هووی سلام

چه اتفاق خوبی

باز هم رو دیدم

بستنی دوست داری بخوریم ؟

 

بعد تو بگویی :

خودتی ! هوا زمستان است

 و جز تو باقی سردشان شده است

 و بعد ته دلت شاد باشی ، بخندی

 

قشنگ خوبم ، خسته‌ایم !

کم می‌خندیم

حالمان خوب نیست

باید دوباره عاشق شویم

 

 

افشین صالحی

تاریخ ارسال : دوشنبه 31 خرداد 1395 20:05
به ارتفاع ابدیت دوستت میدارم

در این هستی غم انگیز 

وقتی حتی روشن کردن

یک چراغ ساده ی "دوستت دارم" ،

                        کام زندگی را تلخ می کند

وقتی شنیدن

دقیقه ای صدای بهشتی ات ،

زندگی را تا مرزهای دوزخ می لغزاند ...

دیگر نازنین من 

چه جای اندوه 

            چه جای اگر 

                        چه جای کاش

 

 این حرف آخر نیست 

به ارتفاع ابدیت دوستت میدارم ؛

حتی اگر به رسم

 پرهیزکاری های صوفیانه

            از لذت گفتنش امتناع کنم !!



مصطفی مستور

تاریخ ارسال : جمعه 22 آبان 1394 18:18
مرا جانانه در آغوش بگیر

مرا جانانه در آغوش بگیر

موهایم را با آن دست های نازنینت نوازش کن

 

و سرم را

 چون نوزادی دو ماهه

            روی سینه ات بگذار

 

می خواهم تمام عمر

            نفسم از جای گرم بلند شود ...

 

 

مهدی صادقی

تاریخ ارسال : دوشنبه 13 مهر 1394 21:59
♫ + جدایی

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تـــو یا مرگ


به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدانگهدار


بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود


بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم


من که تو بن بست غربت زخمی از آوار پاییز

فکر چشمای تو بودم ، با دلی از گریه لبریز


شب عاشقونه ی من که حروم شد

مهلت بودن با تو که تموم شد


ندونستم باید از تو می گذشتم

وقتی از غربت چشمات می نوشتم


بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود


بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم


از جدا
شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تـــو یا مرگ


به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدانگهدار



   دانلود آهنگ جدایی با صدای معین

تاریخ ارسال : چهارشنبه 21 مرداد 1394 19:19
تو نمی خواهی عزیزت بشوم زور كه نیست

تو نمی خواهی عزیزت بشوم زور كه نیست

یا نگاهم بكند چشم تو ، مجبور كه نیست

شده یک روز بیایی به دلم سر بزنی

با توام ! خانه ی تنهایی من دور كه نیست

آنكه با دسته گلی حرف دلش را میزد

پرِدرد است ولی مثل تو مغرور كه نیست

نازنین ! عشق که نه ، اخم شما قسمت ماست

عاشقی های تو با این دل رنجور که نیست

تو مرا دیدی و از دور به بیراهه زدی

تو نگو نه ٬ دل دیوانه ی من كور كه نیست

خواستم دل بكنم از تو ولی حیف نشد

لعنتی غیر تو با هیچ كسی جور كه نیست

مشكل اینجاست نگفتی تو به من ٬ می دانم

تو نمی خواهی عزیزت بشوم زور كه نیست



زهرا حسینی

تاریخ ارسال : چهارشنبه 20 اسفند 1393 20:50