جایی برای شعر ...
شعری برای تـــو ...
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
دوست داشتن زیاد

نمی توانم با " کمی دوست داشتن " زندگی کنم

من " دوست داشتن زیاد " می خواهم

دوست داشتن تمام و کمال

 

یک جور غرق شدن

یک جور دیوانگی محض


مثل تسلیم تنی تشنه
، به خُنکای قطره های باران

مثل شنیدن هزار بارۀ یک آهنگ تکراری


مثل یک موج سواری داغ
، در آشوب دریایی طوفانی

مثل رفتن تا انتهای راهی که بازگشتی ندارد ...

 

من با " کمی دوست داشتن " زنده نمی مانم

با کمی دلخوشی ، با کمی لذت


من یک التهاب داغ نفس گیر می خواهم

یک آغوش گرم در سردترین فصل سال ...

 

چرا نمی فهمی

آنهایی که با " کمی دوست داشتن " زندگی کرده اند ، مرده اند

 

 

پریسا زابلی پور



اعجاز تـــو

پیش از تو

چنان مرده بودم

که هیچ مسیحی حریفم نمی شد


بعد از تو

چنان زنده ام

که هیچ نوحی به گردم نمی رسد


من .
..

به اعجاز تـــو ایمان دارم

باغبان افسون گری

       که روح مرا به شکوفه می برد

و هر چیزی که

 می خواهم باشم ، هستم  !

 

 

پرویز صادقی



ماه بانو

شب پره ها

برای رسیدن

            به ماه بانویشان

                        شب را گم کرده‌اند

 

در میان

این همه ماه فریب

که درختان مرده ، گل داده‌اند

                        پرهایشان را گم کرده‌اند

 

بانو !

شب پره ها

             گم شده‌اند

                        گم شده‌ام ...

 

 

 

کیکاووس یاکیده



نام تو آبی بود

چشم تو

    آبی نبود ،

            نام تو آبی بود

که آن همه مرا

به جستجوی نام خودم

میان این همه دریاچه های مرده ، سرگردان کرد

هر زن

 اگر دریاچه ای بوده

            یا نگینی آبی در انگشتر

حساب کنید

من به گرداب چند دریاچه ی مرده

یا در انگشتان چند زن آبی غرق شده ام

نام مرا ، نام تو دیوانه کرد

و آنچه یافتم

 آخر کار نه فیروزه بود

             نه زمرد کوه های شرق

چخماقی بود

از جنس آتش های کیهان

که به ژرفاهای گم دریای فارس

            خیس خورده و مرجانی شده بود

جنس من آبی نبود ، نام تو آبی بود

 

 


منوچهر آتشی



تو که رفتی

تـــو ...

که رفتی ، پرنده ها

            با هیاهو به کنار من آمدند  !

 

اما

نیمی از

     قلب من 

             مـــرده  بود  ...

 

 

احمدرضا احمدی



 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic