تبلیغات
شعری برای تـــو
شهرزاد

 

تـــو رو از دور دلم دید اما

            نمیدونست چه سرابی دیده !

منه دیوونه چه میدونستم

            زندگی برام چه خوابی دیده

 

نمیدونی نمیدونی ای عشق ؛

             کسی که جوونیشو ریخته به پات

واسه اینکه تو رو از دست نده

            چه عذابی چه عذابی دیده !

 

آه ای دل مغموم

             آروم باش آروم

ای حال نامعلوم ، آروم باش آروم

 

نیستی اما هنوزم کنارمی

                        نیستی اما هنوزم اینجایی

روزی صد هزار دفعه میمیرم

                        اگه احساس کنم تنهایی

 

هرکجا رفتی و هرجا موندی

                        منو بی خبر نذار از حالت

اگه تنها شدی و دلت گرفت

                        خبرم کن که بیام دنبالت

 

آه ای دل مغموم

             آروم باش آروم

ای حال نامعلوم ، آروم باش آروم

 

 

حسین صفا

تاریخ ارسال : چهارشنبه 21 بهمن 1394 14:24
کجایی

یه پاییز زرد و زمستون سرد و

یه زندون تنگ و یه زخم قشنگ و

غم جمعه عصر و غریبی حصر و

یه دنیا سوالو تو سینم گذاشتی

جهانی دروغ و یه دنیا غروب و

یه درد عمیق و یه تیزی تیغ و

یه قلب مریض و یه آه غلیظ و

یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی

رفیقم کجایی دقیقا کجایی ؟

کجایی تو بی من ، تو بی من کجایی ؟

رفیقم کجایی دقیقا کجایی ؟

کجایی تو بی من ، تو بی من کجایی ؟


یه دنیا غریبم ، کجایی عزیزم

بیا تا چشامو تو چشمات بریزم

نگو دل بریدی خدایی نکرده

ببین خواب چشمات با چشمام چه کرده

همه جا رو گشتم ، کجایی عزیزم

بیا تا رگامو تو خونت بریزم

بیا روتو رو کن ، منو زیر و رو کن

بیا زخمامو یه جوری رفو کن

عزیزم کجایی دقیقا کجایی ؟

کجایی تو بی من ، تو بی من کجایی ؟

عزیزم کجایی دقیقا کجایی ؟

کجایی تو بی من ، تو بی من کجایی ؟

 

 

محسن چاووشی

تاریخ ارسال : جمعه 16 بهمن 1394 16:25
به تو فکر کردم ...

تو این فکر بودم که با هر بهونه

یه بار آسمونو بیارم تو خونه

حواسم نبود که به تو فکر کردن

خود آسمونه خود آسمونه

 

تو دنیای سردم به تو فکر کردم

که عطرت بیاد و بپیچه تو باغچه

بیای و بخندی تا باز خنده هاتو

مثل شمعدونی بذارم رو طاقچه

 

به تو فکر کردم به تو آره آره

به تو فکر کردم که بارون بباره

به تو فکر کردم دوباره دوباره

به تو فکر کردن عجب حالی داره

 

تو و خاک گلدون با هم قوم و خویشین

من و باد و بارون رفیق صمیمی

از این برکه باید یه دریا بسازی

یه دریا به عمق یه عشق قدیمی


دوسِت داشتم با تمام وجودم

عزیزم هنوز هم تو رو دوس دارم

الهی همیشه کنار تو باشم

الهی همیشه بمونی کنارم

 

به تو فکر کردم به تو آره آره

به تو فکر کردم که بارون بباره

به تو فکر کردم دوباره دوباره

به تو فکر کردن عجب حالی داره

 

 

حسین صفا


تاریخ ارسال : شنبه 20 اردیبهشت 1393 10:27
من خود آن سیزدهم ...

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم
تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگر گوشه هم از شیر گرفتی و هنوز
من بیچاره همان عاشق خونین جگرم


خون دل میخورم و چشم نظر بازم جام

جرمم این است که صاحبدل و صاحب نظرم

من که با عشق نراندم به جوانی هوسی
هوس عشق و جوانی است به پیرانه سرم


پدرت گوهر خود تا به زر و سیم فروخت

پدر عشق بسوزد، که درآمد پدرم


عشق و دلدادگی و حسن و جوانی و هنر

عجبا ! هیچ نیارزید که بی سیم و زرم


هنرم ، کاش ! گره بند زر و سیمم بود

که به بازار تو کاری نگشود از هنرم


سیزده را همه عالم به در از شهر كنند

من خود آن سیزدهم کز همه عالم بدرم

تا به در و دیوارش تازه کنم عهد قدیم
گاهی از کوچه معشوقه خود می گذرم

تو از آن دگری رو مرا یاد تو بس
خود تو دانی که من از آن جهانی دگرم


از شکار دگران چشم و دلی دارم سیر

شیرم و جوی شغالان نبود آبخورم


خون دل موج زند در جگرم چون یاقوت

شهریارا چه کنم لعلم و والا گهرم !

 

 

شهریار


تاریخ ارسال : یکشنبه 13 اسفند 1391 11:14
ناله ناکامی


برو ای ترک که ترک تو ستمگر کردم
حیف از آن عمر که در پای تو من سرکردم

عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران
ساده دل من که قسم های تو باور کردم

به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود
زان همه ناله که من پیش تو کافر کردم

تو شدی همسر اغیار و من از یار و دیار
گشتم آواره و ترک سر و همسر کردم

زیر سر بالش دیباست ترا کی دانی
که من از خار و خس بادیه بستر کردم

در و دیوار به حال دل من زار گریست
هر کجا ناله ناکامی خود سر کردم

درغمت داغ پدر دیدم و چون درد یتیم
اشکریزان هوس دامن مادر کردم

اشک از آویزه گوش تو حکایت می کرد
پنداز این گوش پذیرفتم از آن درکردم

پس از این گوش فلک نشنود افغان کسی
که من این گوش ز فریاد و فغان کر کردم

ای بسا شب به امیدی که زنی حلقه به در
دیده را حلقه صفت دوخته بر در کردم

شهریارا به جفا کرد چو خاکم پامال
آن که من خاک رهش را به سر افسر کردم


 

شهریار

تاریخ ارسال : شنبه 1 مهر 1391 20:28