تبلیغات
شعری برای تـــو
 
بــی شــــکـــــ . . .
جهان را به عـشـق کسی آفریده اند
چون من که آفریده ام از عشق
جهـــانی بـــرای تـــــو . . .

حسین پناهی


علی
 
 
دوشنبه 20 اسفند 1397
13:35

اگر ماه از تو زیباتر بود

هرگز دوستت نمی داشتم


اگر موسیقی

از صدای تو دل انگیزتر بود

هرگز به صدای تو گوش نمی سپردم


اگر آبشار اندامش از تو

متناسب تر بود

هرگز نگاهت نمی کردم


اگر باغچه از تو

خوش‌بو تر بود

هرگز تو را نمی بوئیدم


اگر در مورد شعر هم از من بپرسی

بدان ؛ اگر به تو مانند نبود

هرگز نمی سرودمش

 

شیرکو بیکس





پنجشنبه 2 اسفند 1397
11:11

خرمن گیسویت را نمی خواهم ؛

و کمان ابرویت را یا نرگس چشم ...


یا غنچه ی دهان یا قامت سرو ...

یا لب لعل و ماه صورتت را نمی خواهم !


آه ، اگر چیزی هست
 

برای رام کردن این اسب وحشی روح

صدایت صدایت صدایت

تنها صدایت از پشت تلفن راه دور ...

 

 

مصطفی مستور






برچسب‌ها : گیسو | لب | دهان | صدا | اسب | چشم | ماه |
پنجشنبه 30 آذر 1396
11:11


از این روزهای پر عبور

از این تقویم بی نشان ؛

من آن بوسه ی شهریوری را

گذاشته‌ام روی پیشانی ماه

 

شب های یلدا

کنار پنجره بخواب

 

بوسه ی طولانی

دلچسب تر است عشق من !

 

 

علیرضا اسفندیاری

 





شنبه 28 مرداد 1396
21:40


تنها
که میشوی

دلتنگی هایت رنگ جیغ می گیرد

میان فریاد سکوت ...

 

محمدرضا شفیعی کدکنی

 



ü       ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست

      حال هجران تـــو چه دانی که چه مشکل حالیست

حافظ





جمعه 1 اردیبهشت 1396
20:49

مراقب شمعدانی هایت باش

اردیبهشت

ماه عاشقی های بی ملاحظه است !!!


مجتبی تقوی زاد


شمعدونی





سه شنبه 10 اسفند 1395
20:33

عشقت یک ساعت 

به ساعات شبانه روز اضافه کرد ؛

ساعت بیست و پنج

 

عشقت یک روز

 به روزهای هفته افزود

                        هشت شنبه

 

عشقت یک ماه

 به ماه های سال اضافه کرد

ماه سیزدهم

 

عشقت یک فصل

 به فصول سال افزود

فصل پنجم  ...

 

بدین سان عشق ات

 به من روزگاری بخشیده است

که یک ساعت و یک روز و یک ماه و یک فصل 

از زندگی تمام عشاق جهان اضافه تر دارد  ...

 

 شیرکو بیکس | ترجمه بابک زمانی





سه شنبه 23 آذر 1395
22:38

چه شب بدی است امشب ، که ستاره سو ندارد

گل کاغذی است شب بو ، که بهار و بو ندارد


چه شده است ماه ما را ، که خلاف آن شب ، امشب

ز جمال و جلوه افتاده و رنگ بو ندارد ؟


به هوای مهربانی ، ز تو کرده روی و هرگز

به عتاب و مهربانی ، دلم از تو خبر ندارد


ز کرشمه ی زلالت ، ره منزلی نشان ده

به کسی که بی تو راهی ، سوی هیچ سو ندارد


دل من اگر تو جامش ، ندهی ز مهر ، چاره

به جز آن که سنگ کوبد ، به سر سبو ندارد


به کسی که با تو هر شب ، همه شوق گفت و گو بود

چه رسیده است کامشب ، سر گفت و گو ندارد


چه نوازد و چه سازد ، به جز از نوای گریه

نی خسته یی که جز بغز تو در گلو ندارد


ره زندگی نشان ده ، به کسی که مرده در من

که حیات بی تو راهی ، به حریم او ندارد


ز تمام بودنی ها ، تو همین از آن من باش

که به غیر با تـــو بودن ، دلم آرزو ندارد

 

 

حسین منزوی





 
 


در این وبلاگ
در كل اینترنت


بازدید امروز : عزیز
بازدید دیروز : عزیز

بازدید این ماه : عزیز
بازدید ماه قبل : عزیز

بازدید کل :
تعداد مطالب :

بیشترین بازدید : 7030 عزیز
در تاریخ : 18 اردیبهشت 1395

آخرین بروز رسانی :

آخرین بازدید :






[متن موسیقی در حال اجرا]