تبلیغات
شعری برای تـــو
 
بــی شــــکـــــ . . .
جهان را به عـشـق کسی آفریده اند
چون من که آفریده ام از عشق
جهـــانی بـــرای تـــــو . . .

حسین پناهی


علی
 
 
سه شنبه 26 آبان 1394
20:46

بی اجازه

      دوستت دارم

           و این جرم کمی نیست

 

مرا ببخش ؛


اگرچه

متهم ردیف اول

 چشمهای تـــوست ،

                         نه قلب من ...

 

بهرام محمودی





سه شنبه 28 مهر 1394
21:30


روزی قلب زنی را لمس کردم

که همه ی مردم شهر

        تن او را لمس کرده بودند  !

 

زن از تمام آن ها گریخت

            به آغوش من پناه آورد !

 

و من همان جا

در همان لحظه فهمیدم ...

 

فاصله ی بین رفتن و ماندن

            گاهی در تفاوت لمس کردن است !



علیرضا اسفندیاری |مکالمه ی غیر حضوری





شنبه 21 شهریور 1394
19:58

تهی می‌‌شوم در سینه ام

حسی

به شدت ناگهانی‌ترین اتفاق

            خودش را می‌‌کشاند به زیر صفر


یخ
میزند قلب ی که

            تپیدن را از تو می‌‌دانست

                           و ایستادن را برای تـــو


...


کجای زندگی‌ باشم وقتی تو نیستی‌ ؟



نیکی‌ فیروزکوهی

 





پنجشنبه 15 مرداد 1394
19:47

بیا ای ناجی قلبم بی تو قلب من شکسته

این همون دل شکسته ست که به انتظار نشسته


ای تو تنها خوب دنیا ، بی تو من تنها ترینم

با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم ، بی تو من تنها ترینم


عاشقم ، عاشق ترینم بگو که اینو می دونم

حالا که از عشقت دیوونم بگو که با تو می مونم


ای تو تنها خوب دنیا ، بی تو من تنها ترینم

با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم ، بی تو من تنها ترینم


می خواهم از دست تـــو گهواره بسازم

سر بذارم روی دستات به سعادتم بنازم


می خواهم اون چشمای دریایی تُ آیینه کنم

با نگاه توی چشمات دردم و تازه کنم


تو که نیستی دنیا تاریکه برای دل خستم

بی تو من تنهای تنها ، دل به خلوت تو بستم


ای تو تنها خوب دنیا ، بی تو من تنها ترینم

با تو مثل یک ستاره

بی تو من خاک زمینم ، بی تو من تنها ترینم

                        بی تو من خاک زمینم ، بی تو من تنها ترینم


 

 





جمعه 12 تیر 1394
15:11

حوالی من که می آیی ،

هرگز به اشک هایت اجازه نده پایین بیایند

 

من قلب نازکی دارم

که اگر فریب بخورد ، دروغ بشنود ، می­ شکند

که با نداشتنت ، دوری ات ، نبودنت ، می­ شکند

با اخمهایت، با قهرت ، با رفتنت ، می ­شکند

 

اما با هیچ چیز

تکه تکه نمی­شود

نمی­سوزد ، نمی­میرد

             جز اشکهای تـــو ...

 

با منی

هرگز به اشک هایت 

                اجازه نده پایین بیایند

 


بیتا فیروزکوهی

 





جمعه 29 خرداد 1394
12:12

من را نگاه کن که دلم شعله‌ور شود 

بگذار در من این هیجان بیشتر شود

 

قلبم هنوز زیر غزل لرزه‌های توست 

بگذار تا بلرزد و زیر و زبر شود

 

من سعدی‌ام ، اگر تو گلستان من شوی 

من مولوی ، سماع تو برپا اگر شود

 

من حافظم ، اگر تو نگاهم کنی ، اگر 

شیراز چشم‌های تو پر شور و شر شود

 

"ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود 

وین راز سر به مهر به عالم سمر شود"

آنقدر واضح است غم بی تو بودنم 

اصلا بعید نیست که دنیا خبر شود

 

دیگر سپرده‌ام به تو خود را که زندگی 

هر گونه که تو خواستی آنگونه سر شود 



نجمه زارع





شاعر : نجمه زارع
یکشنبه 20 اردیبهشت 1394
19:25

هر روز می پرسی که :

                         آیا دوستم داری ؟

من ، جای پاسخ بر نگاهت خیره می مانم

تو در نگاه من ، چه می خوانی ؟ نمی دانم


اما به جای من ،

 تـــو پاسخ می دهی : آری  !

ما هر دو می دانیم

چشم و زبان ، پنهان و پیدا ، رازگویانند

و آنها که دل به یکدیگر دارند

حرف ضمیر دوست را ناگفته می دانند

ننوشته می خوانند

من « دوست دارم» را

پیوسته ، در چشم تو می خوانم

نا گفته ، می دانم

من آنچه را احساس باید کرد

یا از نگاه دوست باید خواند

هرگز نمی پرسم

 

هرگز نمی پرسم که : آیا دوستم داری ؟

            قلب من و چشم تو می گوید به من : آری


 

فریدون مشیری

 





 
 


در این وبلاگ
در كل اینترنت


بازدید امروز : عزیز
بازدید دیروز : عزیز

بازدید این ماه : عزیز
بازدید ماه قبل : عزیز

بازدید کل :
تعداد مطالب :

بیشترین بازدید : 7030 عزیز
در تاریخ : 18 اردیبهشت 1395

آخرین بروز رسانی :

آخرین بازدید :






[متن موسیقی در حال اجرا]