تبلیغات
شعری برای تـــو
دل اسیره

می دونی دل اسیره ، اسیره تا بمیره

می دونی بدون تو ، دلم آروم نگیره

 

می دونی دلتنگ تو ، نموده آهنگ تو

ولی بیهوده جوید ، بسی بیهوده پوید

 

به من بگو بی وفا حالا یار که هستی

خزان عمرم رسید نو بهار که هستی

 

می خوام برم دور دورا دلم طاقت نداره

دست غم تو داره روزامو می شماره

 

می دونی دل اسیره ، اسیره تا بمیره

می دونی بدون تو ، دلم آروم نگیره

 

می دونی دلتنگ تو ، نموده آهنگ تو

ولی بیهوده جوید ، بسی بیهوده پوید

 

به من بگو بی وفا حالا یار که هستی

خزان عمرم رسید نو بهار که هستی

 

می خوام برم دور دورا دلم طاقت نداره

دست غم تو داره روزامو می شماره

 

می دونی دل اسیره ، اسیره تا بمیره

می دونی بدون تو ، دلم آروم نگیره

 

می دونی دلتنگ تو ، نموده آهنگ تو

ولی بیهوده جوید ، بسی بیهوده پوید

 

 

 

فرامرز اصلانی


تاریخ ارسال : سه شنبه 19 فروردین 1393 18:59
صدایم کن ...

صدایم کن ، صدایم کن ، صدای تو ترانه ست

نفسهای تو در گوشم کلامی عاشقانه ست

 

اگر از بودن و ماندن ، بدون عشق دلگیرم

صدایم کن به آوازی که من بی عشق میمیرم

 

اگر خوابم ، اگر بیدار ، اگر مستم ، اگر هوشیار

صدایم کن ؛ در آغوشت نگاهم دار

 

کویرم من ، اگر گلزار ، اگر هیچم ، اگر بسیار

صدایم کن ؛ در آغوشت نگاهم دار


صدایم کن صدایم کن صدای تو ترانه ست

نفسهای تو در گوشم کلامی عاشقانه ست


 

فرامرز اصلانی

تاریخ ارسال : پنجشنبه 22 فروردین 1392 16:38
اگه یه روز بری سفر ...


اگه یه روز بری سفر ، بری ز پیشم بی خبر

اسیر رویاها میشم ، دوباره باز تنها میشم

به شب میگم پیشم بمونه ، به باد میگم تا صبح بخونه

بخونه از دیار یاری ، چرا میری تنهام میزاری ؟

اگه فراموشم کنی ، ترک آغوشم کنی

پرنده ی دریا میشم ، تو چنگ موج رها میشم


به دل میگم خاموش
بمونه ، میرم که هرکسی بدونه

میرم به سوی اون دیاری ، که توش منو تنها نزاری

 
اگه یه روزی نومِ (نام) تو ، تو گوش من صدا کنه !

دوباره باز غمت میاد که منو مبتلا کنه


به دل میگم کاریش نباشه ، بزاره درد تو دواشه

بره توی تموم جونم ، که باز برات آواز بخونم ، که باز برات آواز بخونم

 
اگه باز دلت میخواد ، یار یکدیگر باشیم

مثال ایام قدیم ، بشینیم ُ سحر پاشیم


باید دلت رنگی بگیره ، دوباره آهنگی بگیره

بگیره رنگ اون دیاری ، که توش منو تنها نزاری

 
اگه میخوای پیشم بمونی ، بیا تا باقی جوونی

بیا تا پوست به استخونه ، نزار دلم تنها بمونه


بزار شبام رنگی بگیره ، دوبار آهنگی بگیره

بگیره رنگ اون دیاری ، که توش منو تنها نزاری



اگه یه روزی نوم  ِ (نام) تو ، تو گوش من صدا کنه

دوباره باز غمت میاد ، که منو مبتلا کنه


به دل میگم کاریش نباشه ، بزاره درد تو دواشه

بره توی تموم جونم ، که باز برات آواز بخونم ، که باز برات آواز بخونم



فرامرز اصلانی

تاریخ ارسال : چهارشنبه 14 فروردین 1392 01:51