تبلیغات
شعری برای تـــو
احساسی در گلو ...

هیچ گاه نفهمیده ام

دوست داشتن ؛

 چرا این همه غم انگیز است !؟


هیچ گاه نمی‌فهمم چرا می‌گویند

 آدمها ، با قلب‌هایشان عاشق می‌شوند ؟

 

وقتی که من

همیشه عشق را ،

در گلویم احساس می‌کنم !

 

 

هستی دارایی

 

تاریخ ارسال : شنبه 10 تیر 1396 19:55
دوست داشتنی

به طرز غم انگیزی

دوست داشتنی هستی !


فکر کن

به ماجرای سربازی که

 دلش برای جنگ تنگ شده باشد !

برای خون ، برای مردن ...



اشکان پارسا

تاریخ ارسال : سه شنبه 4 آبان 1395 20:49
من به ترک عادت‌ها عادت کرده‌ام ...

نمی‌دانم

در کجای عشق ، ایستاده‌ام !؟

خوب است یا بد ؟

 

اما دلم دیگر برایت

      تنگ نمی‌شود ، نمی‌تپد !

 

نم‌نم

به لطف گریه

از غم گذشته‌ام ،

من به ترک عادت‌ها عادت کرده‌ام ...

 

بر گشته‌ام

به اوّل اوّل آشنایی

به همان روزهای بی تـــویی

تنهایی ، تنهایی ، تنهایی ...

 

 

مینا آقازاده

تاریخ ارسال : دوشنبه 7 تیر 1395 18:13
تنها ماندم

تنها ماندم ، تنها ماندم

تنها با دل بر جا ماندم

چون آهی بر لبها ماندم

 

راز خود به کس نگفتم

مهرت را به دل نهفتم

با یادت شبی که خفتم

چون غنچه سحر شکفتم

 

دل من ز غمت فغان برآرد

دل تـــو ز دلم خبر ندارد

دل تو ز دلم خبر ندارد

پس از این مخورم فریب چشمت

شرر نگهت اگر گذارد

شرر نگهت اگر گذارد 

 

وصلت را ز خدا خواهم

از تو لطف و صفا خواهم

کز مهرت بنوازی جانم

عمر من به غمت شد طی 

تو بی من ، من و غم تا کی

دردی هست ، نبود درمانم

 

تنها ماندم ، تنها ماندم 

تنها با دل بر جا ماندم

 

 

عبدالله الفت

 

تاریخ ارسال : یکشنبه 25 بهمن 1394 22:22
قصّه ی عشق

زندگی ، بی تو پر از غم شدنش حتمی بود

با تو امّا غم من کم شدنش حتمی بود

همه جا ، از همه کس زخم زبان می خوردم

این وسط اسم تو مرهم شدنش حتمی بود

رگ خواب تو اگر دست دلم می افتاد

قصّه ی عشق ، فراهم شدنش حتمی بود

پا به پای من اگر آمده بودی در شهر

این خبر سوژه ی عالم شدنش حتمی بود

بین ما موش دواندند ! خودت می دانی

چون که این رابطه محکم شدنش حتمی بود

سیب و قلیان دو سیب و من و تو ... در این حال

شخص ابلیس هم آدم شدنش حتمی بود !

شک ندارم که اگر پای تو در بین نبود

"جنّت آباد" جهنّم شدنش حتمی بود ...


امید صباغ نو

تاریخ ارسال : جمعه 25 دی 1394 11:56
غم دوست داشتن تـــو


مرا گفتند : چرا خود را

             به زنجیر یک عشق کشیدی 

آخر آنها چه میدانند

 غم دوست داشتن تـــو

                    چقدر شیرین است 

دوست داشتنی که

غمش از هزاران عشق شیرین تر

            و دوری اش از هزاران زهر تلخ تر است ...

 

  سایه . ب

تاریخ ارسال : پنجشنبه 14 آبان 1394 21:57
صخره‌ها هم گریه می‌کنند

گاهی صخره‌ها هم گریه می‌کنند

 

ندیده‌ای تو ...

هرگز هم نخواهی دید

اما صخره‌ها هم گاهی گریه می‌کنند

 

نمی‌دانی چرا

هرگز هم به تـــو نخواهم گفت

                        اما گریه می‌کنند صخره‌ها

 

دریا‌ها با خود غمی را می‌آورند و می‌برند

 

اما صخره‌ها نمی‌دانی

            وقتی که گریه می‌کنند  ...

                        وقتی که گریه می‌کنند  ...

 

شهاب مقربین

تاریخ ارسال : دوشنبه 23 شهریور 1394 18:36
کل صفحات :3
1
2
3