تبلیغات
شعری برای تـــو
خواب آخر

وقتی که خوابی نیمه شب تو را نگاه می کنم

زیبائی ات را با بهار ، گاه اشتباه می کنم

 

از شرم سر انگشت من ، پیشانی ات تر می شود

عطر تنت می پیچد و دنیا معطر می شود

 

گیسوت تابی می خورد ، می لغزد از بازوی تو

از شانه جاری می شود چون آبشاری موی تو

 

چون برگ گل در بسترم می گسترانی بوی خود

من را نوازش می کنی بر مهربان زانوی خود

 

آسیمه می خیزم ز خواب، تو نیستی اما دگر

ای عشق من ، بی من کجا ؟ تنها نرو ، من را ببر

 

من بی تو می میرم ، نرو ! من بی تو می میرم ، بمان

با من بمان ، زین پس دگر هرچه تو می گویی، همان

 

در خواب آخر ، عشق من ! در برگ گل پیچیدمت

می خوابم ای زیباترین ، در خواب شاید دیدمت

 

 

تاریخ ارسال : چهارشنبه 1 مهر 1394 20:42
دیر اومدی ای رفته


منِ بی دل به چه جرمی ، از تو هی شکنجه می شم

من که با تمام زجرت ، خاکتم ، مثل همیشم


زیر ضربه ضربۀ تو ، بی سپرترینم از عشق

بسه ، نازنین روا نیست ، بزنی تیشه به ریشم


دیر اومدی ای رفته ، طعمت از دهن افتاد

دل ، دلزده شد از تو ، آهنگ تو رفت از یاد


دیر اومدی ای رفته ، تصویر تو لیلی نیست

ضجه ات رو شنیدن تلخ ، اما به تو میلی نیست

 

پر گریه به یادت هست ، گفتم که نفس بردی

رقصان مثل پر در باد ، رفتی غزل افسردی


پر گریه کجا بودی ، وقتی که دلم می سوخت

وقتی که یه اقیانوس ، هر اشک رو به اشکی دوخت

 


تاریخ ارسال : دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 13:36
اون منم که ...

کیه که آخر دیوونگیه واسه چشات

کی بجز من میمیره واسه لحن خنده هات


کی برات قصه میگه شبا که خوابت بگیره

کیه پا به پات میاد وقتی که بارون میگیره


کیه وقتی تشنته تو ابرا بلوا می کنه

اگه یک جرعه بخوای کویرو دریا میکنه

یه شب موی تو رو به صدتا مهتاب نمیده

خودش میسوزه ولی تن به سایه و آب نمیده


اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم

هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می افتم


هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره

هنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره

 

تاریخ ارسال : یکشنبه 22 بهمن 1391 14:42
+ باغ زندگی


زندگی باغی بزرگه پره از گلهای تازه

                        هرکسی یه باغچه از عشق برای دلش می سازه

دل مهربون آهو چشمه رو تو خواب می بینه

                        قناری تو خاک گلدون به امید گل می شینه

نگاه کن رو تن ساقه تاول یه زخم کاری
                        چه کسی با نوک خنجر خط نوشته یادگاری

با هجوم تیغ شعله آسمون رنگشو باخته

                        شکراب دود و باران به مزاق گل نساخته


 ؟؟؟



    دانلود آهنگ با صدای اعصار و شادمهر

تاریخ ارسال : شنبه 14 بهمن 1391 22:19
نفس


یه نفس دور از تو بودن واسه من ماهی و سالی

با یه عکس و چند تا نامه پر نمی‌شه جای خالی


میون بود و نبودت جای خالیتُ حساب کن

وقت اومدن تموم ثانیه‌ها رو جواب کن


یه عالم فرقه میون از
جدایی دق آوردن
تا با دستای قشنگت تو خود عاشقی مردن


چشممُ به
گریه بنداز فکر نکن تو عشق فقیرم
ضرب تو ضربه‌ی ساعت زنده می‌شم و می‌میرم


قلبمُ به غصه بشکن
نگاه کن به تیکه پارم
من به غیر از خواستن تو، رو لبم حرفی ندارم



 افشین مقدم

 

تاریخ ارسال : یکشنبه 1 بهمن 1391 14:03
مولای عشق

بوی خون در كوچه ها آید همی
یاد یار مهربان آید همی

سفره های خالی از نان و نمک
کو ندای خالص کنا معك

امتی از نسل سفیانی به پا
پس چرا بر نی شدی ای مه لقا

بی تو شمشیر بر خلایق می كشند
تیغ بر روی حقایق می كشند


بی تو وسعت در كنارم تنگ شد
بر سر میز صدارت جنگ شد

تا تو بودی باغ عزت باز بود
انتهای نام تو آغاز بود

بی تو وسعت در كنارم تنگ شد
بر سر میز صدارت جنگ شد

چون گدا بر در گه هر خط شدیم
نوكران هر كس نا كس شدیم

بوی خون در كوچه ها آید همی
یاد یار مهربان آید همی

سفره های خالی از نان و نمک
کو ندای خالص هنا معك

امتی از نسل سفیانی به پا
پس چرا بر نی شدی ای مه لقا

بی تو شمشیر بر خلایق می كشند
تیغ بر روی حقایق می كشند

 

 

 

مهدی شریفی

تاریخ ارسال : یکشنبه 5 آذر 1391 12:08
خاک خونین

چون قدم بر خاک خونین داشتی
بذر غیرت در زمین می‌کاشتی

زهر عشق حق به حمد آمیختی
در رکوعت می به ساغر ریختی

قبلۀ تو عشق و مستی، قتلگاه
این مشایخ قبله‌هاشان بر گناه

گویمت از هفت رنگان مو به مو
خرقه پوشان دغل کار دو رو

سجده بر پست و ریاست می کنیم
با خدا هم ما سیاست می کنیم

کو نشانی که شما اهل دلید
جملگی تان بر نماز باطلید

می چکد شک بر سر سجاده‌ها
وای از روزی که افتد پرده‌ها

ما خدایان زیادی ساختیم
مال مردم را به خود پرداختیم

چون قدم بر خاک خونین داشتی
بذر غیرت در زمین می‌کاشتی

زهر عشق حق به حمد آمیختی
در رکوعت می به ساغر ریختی

شیر حق برخیز وقت کار شد
بر سر نی رفتنت انکار شد

کاخ‌ها گردیده مسجد ، سرفراز
صد رکعت تزویر دارد هر نماز

سجده در مسجد حسینا مشکل است
این بنا از دل نباشد، از گل است

این خصان با مال مردم زند‌ه اند
جملگی اندر نماز و سجده‌اند

دم ز راه و رسم سلمان می زنیم
لاف اسلام و مسلمان می زنیم

کاشکی از نسل سلمان می شدیم
لحظه ای یک دم مسلمان می شدیم

سجده بر پست و ریاست می کنیم
با خدا هم ما سیاست می کنیم

کو نشانی که شما اهل دلید
جملگی تان بر نماز باطلید

می چکد شک بر سر سجاده‌ها
وای از روزی که افتد پرده‌ها

ما خدایان زیادی ساختیم
مال مردم را به خود پرداختیم

چون قدم بر خاک خونین داشتی
بذر غیرت در زمین می‌کاشتی

زهر عشق حق به حمد آمیختی
در رکوعت می به ساغر ریختی

 

 

 

مهدی شریفی

تاریخ ارسال : شنبه 4 آذر 1391 13:06
کل صفحات :3
1
2
3