من عشق را دوست دارم

من

 پنجره را دوست دارم

که تو را به من نشان داد

 

باد را

که عطر تو را برایم آورد

 

خواب را دوست دارم

که تو را در آن دیدم

 

من نهر را دوست دارم

که دست‌های تو را می‌شست

 

دریا را

که تنت را شنا کرده بود

 

و جاده را

که گام‌های تو بر آن خورده بود 

 

من عشق را دوست دارم

که عاشق تـــو شدم !

 


افشین صالحی

تاریخ ارسال : دوشنبه 10 آبان 1395 12:50
عشق

عشق

همین است

همین که

یک ذره از تـــو

می‌شود تمام من


علیرضا اسفندیاری

تاریخ ارسال : دوشنبه 3 آبان 1395 15:29
فصلی در راه است ...

فصلی در راه است ...

 

با اشک هایی که

هنوز بر گونه ی خیابان نیفتاده

خشک می شوند !

 

و عشق

   پنهانی ترین

راز پاییز است



شیما سبحانی

تاریخ ارسال : سه شنبه 16 شهریور 1395 21:00
ملک عشق

ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست

و آنچه در جام شفق بینی به جز خوناب نیست


زندگی خوشتر بود در پردهٔ وهم و خیال

صبح روشن را صفای سایه مهتاب نیست


شب ز آه آتشین یک دم نیاسایم چو شمع

در میان آتش سوزنده جای خواب نیست


مردم چشمم فرومانده‌ست در دریای اشک

مور را پای رهایی از دل گرداب نیست


خاطر دانا ز طوفان حوادث فارغ است

کوه گردون سای را اندیشه از سیلاب نیست


ما به آن گل از وفای خویشتن دل بسته ایم

ورنه این صحرا تهی از لالهٔ سیراب نیست


آنچه نایاب است در عالم وفا و مهر ماست

ورنه در گلزار هستی سرو و گل نایاب نیست


گر تو را با ما تعلق نیست ما را شوق هست

ور تو را بی ما صبوری هست ما را تاب نیست


گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا

ماه من در چشم عاشق آب هست و خواب نیست


جلوهٔ صبح و شکرخند گل و آوای چنگ

دلگشا باشد ولی چون صحبت احباب نیست


جای آسایش چه می جویی رهی در ملک
عشق

موج را آسودگی در بحر بی پایاب نیست

 

 

رهی معیری

تاریخ ارسال : پنجشنبه 7 مرداد 1395 17:32
حالم بد است ...

حالم بد است مثل زمانی که نیستی

دردا که تو همیشه همانی که نیستی


وقتی که مانده ای نگرانی که مانده ای

وقتی که نیستی نگرانی که نیستی


عاشق که می شوی نگران خودت نباش

عشق آنچه هستی است نه آنی که نیستی


با عشق هر کجا بروی حیّ و حاضری

در بند این خیال نمانی که نیستی


تا چند من غزل بنویسم که هستی و
 

تو با دلی گرفته بخوانی که نیستی


من بی تو در غریب ترین شهر عالمم

بی من تو در کجای جهانی که نیستی؟

 

 

غلامرضا طریقی

تاریخ ارسال : دوشنبه 21 تیر 1395 23:33
ماه من

یک لحظه تو رفتی به سر بام و بیایی

از دفتر رهبر خبر آمد ، رمضان شد

                                    لاادری


من روزه به عشقت همه امسال گرفتم

من روزه گرفتم که بگویی تو اذانی

سمیه قاسمی


ای ماه بگو شکوه به درگاه که آرم ؟

وقتی که مراجع همه دنبال تو هستند 

سیدتقی سیدی


یک دور بزن تا که تماشای تو امشب

آغاز کند ماه جدید قمری را ...

محمد شیخی


رمضان است نباید به سر بام روی

ماه من مجتهدان در پی دیدار تواند

بهنام فرشی


دیدار تو عید است ولی حال و هوایم

مانند شب آخر ماه رمضان است

محمد شیخی

 

تاریخ ارسال : سه شنبه 15 تیر 1395 21:37
من به ترک عادت‌ها عادت کرده‌ام ...

نمی‌دانم

در کجای عشق ، ایستاده‌ام !؟

خوب است یا بد ؟

 

اما دلم دیگر برایت

      تنگ نمی‌شود ، نمی‌تپد !

 

نم‌نم

به لطف گریه

از غم گذشته‌ام ،

من به ترک عادت‌ها عادت کرده‌ام ...

 

بر گشته‌ام

به اوّل اوّل آشنایی

به همان روزهای بی تـــویی

تنهایی ، تنهایی ، تنهایی ...

 

 

مینا آقازاده

تاریخ ارسال : دوشنبه 7 تیر 1395 18:13