تبلیغات
شعری برای تـــو
بوسه شب یلدا


از این روزهای پر عبور

از این تقویم بی نشان ؛

من آن بوسه ی شهریوری را

گذاشته‌ام روی پیشانی ماه

 

شب های یلدا

کنار پنجره بخواب

 

بوسه ی طولانی

دلچسب تر است عشق من !

 

 

علیرضا اسفندیاری

 

تاریخ ارسال : پنجشنبه 30 آذر 1396 11:11
وقتی برمیگردی ...

از سر عادت نیست که وقتی میروی

تا دم در همراهی ات میکنم

 

و بعد تا آخرین چشم انداز

تا جایی که سر میچرخانی ، لبخند می زنی

مبهوت رفتنت می شوم باز

آخر چیزی از دلم کنده می شود

که می خواهم با چشمهام نگهش دارم

 

لعنت به رفتنت که قشنگ می روی !

 

از سر عادت نیست

که هیچوقت باهات خداحافظی نمی کنم

 

عشق من !

رفتنت همیشه یعنی برگشتن

 

از سر عادت نیست

که وقتی برمی گردی

حتی موهای سرم میخندد

 

هیچ چیزی دل انگیزتر از برگشتنت نیست

 

نارنجی !

تـــو که نمی دانی

وقتی برمی گردی

دنیا پشت سرت بی رنگ می شود

 

 

 

عباس معروفی

تاریخ ارسال : دوشنبه 10 مهر 1396 20:41
نسیم مست شهریور

مست کرد امشب نسیم مست شهریور مرا

گرچه باز از چشمِ تر ، آبانم ؛ از دل ، آذرم


ماه شهریور پر است از خاطرات عشق من

من به جان تا زنده باشم ، عاشق شهریورم




مهدی اخوان ثالث


+ سالگرد عقدمان مبارک عزیزم



حلقه ازدواج


کیک ازدواج

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : یکشنبه 26 شهریور 1396 00:00
عشق و فاصله

بیا شبیه درخت ها باشیم

می بینی ... ؛


با این که دور ز هم ایستاده اند اما

خیلی خوب می شود

بوی هم آغوشی شان را فهمید

 

بوی تند همبستری چوب ها را

بوی برگ هایی که با فاصله عاشق شده اند

 

رسول ادهمی

تاریخ ارسال : دوشنبه 6 شهریور 1396 06:06
احساسی در گلو ...

هیچ گاه نفهمیده ام

دوست داشتن ؛

 چرا این همه غم انگیز است !؟


هیچ گاه نمی‌فهمم چرا می‌گویند

 آدمها ، با قلب‌هایشان عاشق می‌شوند ؟

 

وقتی که من

همیشه عشق را ،

در گلویم احساس می‌کنم !

 

 

هستی دارایی

 

تاریخ ارسال : شنبه 10 تیر 1396 19:55
حس تو

امکان نداره حس تـــو از یاد این خونه بره

دردی که با عشق اومده با مرگ میتونه بره

دنیامو دادم دست تو از هر طرف بنبست شه

جداً کجا دیدی کسی با قاتلش همدست شه؟

جداً کجا دیدی کسی با قاتلش همدست شه؟

تب میکنم از فکر تو تا با خودم همدرد شم

صدتا زمستونم بیاد ، امکان نداره سرد شم

شاید تمام عمرمو درگیر ویرونی کنی

اما بدون با عشق من کاری نمیتونی کنی


هرروز راهی میشی و باور ندارم رفتنو

تنهاتر از اونم که از رفتن بترسونی منو

جز زخم هایی که زدی چیزی برام مرهم نشد

هر کار کردی با دلم این عشق در من کم نشد

امکان نداره حس تـــو از یاد این خونه بره

دردی که با عشق اومده با مرگ میتونه بره

دنیامو دادم دست تو از هر طرف بنبست شه

جداً کجا دیدی کسی با قاتلش همدست شه؟

جداً کجا دیدی کسی با قاتلش همدست شه؟

تاریخ ارسال : یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 20:31
عشق ات به من روزگاری بخشیده است ...

عشقت یک ساعت 

به ساعات شبانه روز اضافه کرد ؛

ساعت بیست و پنج

 

عشقت یک روز

 به روزهای هفته افزود

                        هشت شنبه

 

عشقت یک ماه

 به ماه های سال اضافه کرد

ماه سیزدهم

 

عشقت یک فصل

 به فصول سال افزود

فصل پنجم  ...

 

بدین سان عشق ات

 به من روزگاری بخشیده است

که یک ساعت و یک روز و یک ماه و یک فصل 

از زندگی تمام عشاق جهان اضافه تر دارد  ...

 

 شیرکو بیکس | ترجمه بابک زمانی

تاریخ ارسال : سه شنبه 10 اسفند 1395 20:33