تبلیغات
شعری برای تـــو
همیشه دیر می شود

 
همیشه

در ناگهانی ترین لحظه ،

 عزیزترین دارایی مان از دست می رود !


و ما درست همان موقع یادمان می افتد ،

 چقدر "دوستت دارم" هایمان را نگفته ایم ،

" از اینکه دارَمت شادترینم" را نگفته ایم ...


همیشه دیر یادمان می افتد

 برای آنچه که داریم با خوشحالی شکر گوییم  .


همیشه دیر می شود

و ما بعدش ، تمام اندوهمان 

از حرف هایی ست که نزده ایم .

 

 

سپیده امیدی



تاریخ ارسال : چهارشنبه 9 اسفند 1396 11:34
+ شب دیدار

باز میون ما صد هزار تا کوه فاصلست

فاصله رو بردار عزیز

میخوام این شبا که شبای دلتنگیه

بشه شب دیدار عزیز

 

تو گلی و من خار عزیز

دلمو بدست آر عزیز

آخ که دل من تنگ شده

واسه شب دیدار عزیز

واسه شب دیدار عزیز

 

دستای تو گلخونمه

چشمای تو میخونمه

وقتی شب مستی گذشت

دیگه همه هستیم گذشت

 

آره دیگه نابودتم خسته تب آلودتم

واسه دل بیمار من

نشدی پرستار عزیز

نشدی پرستار عزیز

 

تو گلی و من خار عزیز

دلمو بدست آر عزیز

آخ که دل من تنگ شده

واسه شب دیدار عزیز

واسه شب دیدار عزیز


شاخه شکستس دلم

بینصیبو خستس دلم

وقتیکه دلم خون میشه

زندگی یه زندون میشه


منو با همین بیکسی باتموم دلواپسی

تو این شب تاریکو تار

به ستاره بسپار عزیز

به ستاره بسپار عزیز

تو گلی و من خار عزیز

دلمو بدست آر عزیز

آخ که دل من تنگ شده

واسه شب دیدار عزیز

واسه شب دیدار عزیز

تاریخ ارسال : دوشنبه 15 خرداد 1396 21:59
بیا با هم کمی عشق بازی کنیم

بیا با هم

 کمی عشق بازی کنیم

گل مهربانم !

 

تعارفات خوشگل کنیم

بیا با دل های هم بازی کنیم

 

مثلا من بگویم ...

پیدا کردنت سخت بود

به سختی یافتن توت فرنگی بود در قطب شمال  !

 

و تـــو ذوق کنی

گونه هایت چرا سرخ شد عزیزکم ؟

 

حامد نیازی

تاریخ ارسال : سه شنبه 11 آبان 1395 20:35
عزیز

تا ابد بغض من تب زده کال است عزیز

دیدن گریه ی تمساح محال است عزیز


تا شما خانه تان سمت شمال ده ماست

قبله دهکده مان سمت شمال است عزیز


پنجره بین من و توست ، مرا بوسه بزن

بوسه از آن طرف شیشه حلال است عزیز


ما دو ریلیم به امید به هم وصل شدن

فصل گل دادن نی ، فصل وصال است عزیز


ماه من ، عکس تو در چشمه گل آلود شده

عیب از توست ، ببین ! چشمه زلال است عزیز


دام گیسوی تو بی دانه شده ، می فهمی؟
!

امپراطوری تو رو به زوال است عزیز


عشق این نیست که بر گردن من حلقه زده

اینکه بر گردنم افتاده وبال است عزیز


چهارفصل است دلم منتظر پاسخ توست

لعن و نفرین به تـــو و هرچه سوال است عزیز ...

 


صادق فغانی

 

تاریخ ارسال : دوشنبه 3 اسفند 1394 20:53
لا مسًب ! دوستت دارم ...

چند سال

عمرم را می‌خواهی

      برای یک بار صدا کردن عزیز

 

چندسال

دلتنگی‌ شبانه‌هایم را

            برای یک بار بوسیدنت

                        حتا از راه دور هم که شده

 

برای یک لیوان چای برایت آوردن

راستی نگفتی ،

کمرنگ می‌خوری یا

            خوش رنگ بریزم ؟

 

چند سال عزیز ؟

چند بار در هر سال را می‌خواهی

 تا فقط به اندازه‌ی یک هوا نفس ...

                                    نزدیک تـــو شوم

 

می‌خواهم

 تنت را در آغوش گیرم

                        لمست کنم

 

می‌خواهم

با تمام حضور ، ببوسمت

 

لا مسًب !

 که دوستت دارم ...

 همین .

 

 

افشین صالحی

 

تاریخ ارسال : شنبه 7 آذر 1394 19:33
شعر‌های مرا کسی‌ می‌فهمد ...

شعر‌های مرا کسی‌ می‌فهمد

که عزیزش

یک غروب جمعه

            برای همیشه رفته است ...

شعر‌های مرا کسی‌ می‌فهمد

که هر شب خدا

            جای خالی‌‌اش را بغل کرده

گریه کرده ...

در نبودنش تب کرده است !

شعر‌های مرا کسی‌ می‌فهمد

که سالیان سال

جز شبحی از خودش در آینه

                        چیز دیگری ندیده است !!!


نیکی‌ فیروزکوهی

 

تاریخ ارسال : جمعه 22 اسفند 1393 17:17
تو نمی خواهی عزیزت بشوم زور كه نیست

تو نمی خواهی عزیزت بشوم زور كه نیست

یا نگاهم بكند چشم تو ، مجبور كه نیست

شده یک روز بیایی به دلم سر بزنی

با توام ! خانه ی تنهایی من دور كه نیست

آنكه با دسته گلی حرف دلش را میزد

پرِدرد است ولی مثل تو مغرور كه نیست

نازنین ! عشق که نه ، اخم شما قسمت ماست

عاشقی های تو با این دل رنجور که نیست

تو مرا دیدی و از دور به بیراهه زدی

تو نگو نه ٬ دل دیوانه ی من كور كه نیست

خواستم دل بكنم از تو ولی حیف نشد

لعنتی غیر تو با هیچ كسی جور كه نیست

مشكل اینجاست نگفتی تو به من ٬ می دانم

تو نمی خواهی عزیزت بشوم زور كه نیست



زهرا حسینی

تاریخ ارسال : چهارشنبه 20 اسفند 1393 20:50
کل صفحات :2
1
2