عاشق بودن ، ذات من است

از میان تمام چیزهایی که دیده ام

تنها تویی که می خواهم به دیدن اش ادامه دهم 


از میان تمام چیزهایی که لمس کرده ام 

تنها تویی که می خواهم به لمس کردنش ادامه دهم


خنده ی نارنج طعمت را دوست دارم



چه باید کنم ای عشق ؟

هیچ خبرم نیست 

که رسم عاشقی چگونه بوده است 

هیچ نمی دانم عشق های دیگر چه سان اند ؟


من با نگاه کردن به تو

با عشق ورزیدن به تـــو زنده ام

عاشق بودن ، ذات من است  ...



پابلو نرودا  | ترجمۀ بابک زمانی

 

تاریخ ارسال : سه شنبه 26 تیر 1397 15:15
بارون

بارون نم نم ، چتر و خیابون

بازم دلم هواتو کرده زیر بارون

 

دلتنگی من کمتر نمیشه

کاشکی بیای بمونی پیشم همیشه

 

می دونم روزای خوبی توی راهه

واسه ی من فقط عشق تو تکیه گاهه

 

حرفامو نگفته از چشام میخونی

خوشحالم همیشه تو دلم میمونی

 

از بس تو خونه عطر تـــو پیچید

چشمای عاشق من جز تو نمی دید

 

تا باورت شد دلواپسی هام

دیدم به جز تـــو چشمام چیزی نمیخواد

 

می دونم روزای خوبی توی راهه

واسه ی من فقط عشق تو تکیه گاهه

 

حرفامو نگفته از چشام میخونی

خوشحالم همیشه تو دلم میمونی

 

 

امید محمدی

تاریخ ارسال : یکشنبه 9 اردیبهشت 1397 08:28
عشق ..


عشق باید به من بیاموزد ،

چگونه بیش از این تو را دوست بدارم و‌ نمیرم !

 

چگونه تنها تو را ببینم !

تو را بخواهم

 

عشق باید به من بیاموزد ،

چگونه بیش از این تو را ببوسم و تمام‌ نشوی !

 

چگونه تنها از آن‌ِ من باشی و کم‌ نیایی !

تو را زندگی ‌کنم         

 

عشق باید به من بیاموزد ،

چگونه عاشق باشم ،

و‌گرنه از منِ دیوانه ی‌تو بیش از این بر‌نمی آید ،

که گوش دنیا را پُر کنم از تو و

حرفهایی که خودت به جانم انداخته ای !

 

عشق باید به من بیاموزد تـــو را ...



حامد نیازی

 

تاریخ ارسال : شنبه 30 دی 1396 13:08
نسیم مست شهریور

مست کرد امشب نسیم مست شهریور مرا

گرچه باز از چشمِ تر ، آبانم ؛ از دل ، آذرم


ماه شهریور پر است از خاطرات عشق من

من به جان تا زنده باشم ، عاشق شهریورم




مهدی اخوان ثالث


+ سالگرد عقدمان مبارک عزیزم



حلقه ازدواج


کیک ازدواج

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : یکشنبه 26 شهریور 1396 00:00
عشق و فاصله

بیا شبیه درخت ها باشیم

می بینی ... ؛


با این که دور ز هم ایستاده اند اما

خیلی خوب می شود

بوی هم آغوشی شان را فهمید

 

بوی تند همبستری چوب ها را

بوی برگ هایی که با فاصله عاشق شده اند

 

رسول ادهمی

تاریخ ارسال : دوشنبه 6 شهریور 1396 06:06
احساسی در گلو ...

هیچ گاه نفهمیده ام

دوست داشتن ؛

 چرا این همه غم انگیز است !؟


هیچ گاه نمی‌فهمم چرا می‌گویند

 آدمها ، با قلب‌هایشان عاشق می‌شوند ؟

 

وقتی که من

همیشه عشق را ،

در گلویم احساس می‌کنم !

 

 

هستی دارایی

 

تاریخ ارسال : شنبه 10 تیر 1396 19:55
آدم ها ، برای چه دلتنگی را جشن می گیرند ؟

لب های هر دو مان

 شبیه به ماهی ست

 

بیا تُنگ صورتمان را یکی کنیم

با هم که باشند ، دور هم می گردند

سرشان به شیشه ی تنهایی نمی خورد


و نمی فهمند آدم ها ،

برای چه دلتنگی آن ها را جشن می گیرند


من آینه هم می آورم

این طوری می شوند چهار ماهی ، چهار عاشق

که بوسه هاشان را به هم نشان می دهند

تا حال تمام سفره عید باشد

 

 

 رسول ادهمی

تاریخ ارسال : دوشنبه 23 اسفند 1395 21:57