بــی شــــکـــــ . . .
جهان را به عـشـق کسی آفریده اند
چون من که آفریده ام از عشق
جهـــانی بـــرای تـــــو . . .

حسین پناهی


علی
 
 
چهارشنبه 25 شهریور 1394
21:36


منتظر نباش که شبی بشنوی ،

از این دلبستگی های ساده دل بریده ام !

که روسری تو را ،

در آن جامه دان قدیمی جا گذاشته ام !

یا در آسمان ،

به ستاره ی دیگری سلام کرده ام !

توقعی از تو ندارم !


اگر دوست نداری ،

در همان دامنه دور دریا بمان !

            هر جور تو راحتی ! بی بی باران !

همین سوسوی تو

از آنسوی پرده دوری ،

برای روشن کردن اتاق تنهائی ام کافی ست !

من که اینجا کاری نمی کنم !

فقط گهکاه

گمان آمدن تـــو را در دفترم ثبت می کنم !

همین !

این کار هم که نور نمی خواهد !

 

می دانم که مثل همیشه،

به این حرفهای من می خندی !

                    با چالهای مهربان گونه ات  ...

 

حالا، هنوز هم وقتی به

 آن روزهای زلالمان نزدیک می شوم ،باران می آید !

صدای باران را می شنوی ؟


یغماگلرویی





شنبه 7 شهریور 1394
21:37

گاه یک ستاره 

یک ستاره گاهی می‌تواند

             حتی در کف یک پیاله‌ی آب 

                        خواب هزار آسمان آسوده ببیند

آن وقت تـــو می‌گویی چه ...؟ 

 

می‌گویی یک آینه

 برای انعکاس علاقه 

                        کافی نیست !؟



سید علی صالحی

 





پنجشنبه 15 مرداد 1394
19:47

بیا ای ناجی قلبم بی تو قلب من شکسته

این همون دل شکسته ست که به انتظار نشسته


ای تو تنها خوب دنیا ، بی تو من تنها ترینم

با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم ، بی تو من تنها ترینم


عاشقم ، عاشق ترینم بگو که اینو می دونم

حالا که از عشقت دیوونم بگو که با تو می مونم


ای تو تنها خوب دنیا ، بی تو من تنها ترینم

با تو مثل یک ستاره بی تو من خاک زمینم ، بی تو من تنها ترینم


می خواهم از دست تـــو گهواره بسازم

سر بذارم روی دستات به سعادتم بنازم


می خواهم اون چشمای دریایی تُ آیینه کنم

با نگاه توی چشمات دردم و تازه کنم


تو که نیستی دنیا تاریکه برای دل خستم

بی تو من تنهای تنها ، دل به خلوت تو بستم


ای تو تنها خوب دنیا ، بی تو من تنها ترینم

با تو مثل یک ستاره

بی تو من خاک زمینم ، بی تو من تنها ترینم

                        بی تو من خاک زمینم ، بی تو من تنها ترینم


 

 





سه شنبه 2 تیر 1394
06:00

همیشه از نگاه تو ساده عبور می کنم

دل ز هم گسسته را با تو صبور می کنم

                ( از اینکه عاشق تـــو ام ، حس غرور میکنم )

 

دوباره با سلام تو پر از بهانه می شوم

با نفس ساده تو غرق ترانه می شوم

 

با تو ستاره می شوم ، با تو ستاره می شوم

 

از سایه های ملتهب همیشه می گریختم

اگر تو همنفس شوی ، صبح اشاره می شوم

 

با تو ستاره می شوم ، با تو ستاره می شوم

 

تو از نهایت امید به درد من گریختی

به حرمت حضور تو بغض دوباره می شوم

 

با تو ستاره می شوم ، با تو ستاره می شوم

 

شانه به شانه دیدمت ، مست ترانه دیدمت

اگر که همسایه شوی ، سبز بهاره می شوم

 

 با تو ستاره می شوم ، با تو ستاره می شوم

 

 

ترانه مکرم





چهارشنبه 8 بهمن 1393
19:19

من دلم

برای آن شب قشنگ

من دلم برای جاده ای که عاشقانه بود ...

آن سیاهی و سکوت

            چشمک ستاره های دور ...

من دلم برای "او" گرفته است ...



محمدرضا عبدالملکیان





چهارشنبه 17 دی 1393
20:44

راستی

 هیچ می‌دانی ؛

من در غیبت پر سوال تو ...

چقدر ترانه سرودم ؟

            چقدر ستاره نشاندم ؟

           

چقدر نامه نوشتم ؟

که حتی

یکی خط ساده هم

             به مقصد نرسید !

رسید ... اما وقتی که

 دیگر هیچ کسی در خاموشی خانه

            خواب بازآمدن مسافر خویش را نمی‌دید

 


سیدعلی صالحی





سه شنبه 16 دی 1393
18:00

بعد رفتنت

نه آغوش پنجره

  اشتیاقی به صبح دارد

نه خلوت شب 

میلی به ماه و ستاره ...

 

من مانده ام و پرده های آرام

            این اتاق تیره و تارهای عنكبوت ...

 

اینجا

احتمال زندگی كم است

 

بر نگرد !

 

 

سارا شاهدی

 





 
 


در این وبلاگ
در كل اینترنت


بازدید امروز : عزیز
بازدید دیروز : عزیز

بازدید این ماه : عزیز
بازدید ماه قبل : عزیز

بازدید کل :
تعداد مطالب :

بیشترین بازدید : 7030 عزیز
در تاریخ : 18 اردیبهشت 1395

آخرین بروز رسانی :

آخرین بازدید :






[متن موسیقی در حال اجرا]