تبلیغات
شعری برای تـــو
بانوی این شعر ...

آهای بانوی این شعر ...


خوب به کلماتم نگاه کن

تک تک این ها را از اعماق قلبم برایت آوردم !


خوب به چشمانم خیره شو

وقتی میگویم دوستت دارم 

و خوب لب هایم را تماشا کن 

وقتی اسمت را به زبان می آورم ...

همه شان میخواهند فقط یک چیز را به تو بگویند


که تـــو تنها موجودی هستی که

وقتی رو به روی من قرار میگیری

دیگر از خدا هیچ نمیخواهم !

آهای بانوی این لحظه ها ...

تو برای من از هر چیزی زیباتری !!


و من تو را با هیچ ؛

خوب دقت کن

با هیچ عوض نخواهم کرد !!

 

محسن دعاوی

 

تاریخ ارسال : شنبه 5 اسفند 1396 11:21
زیبای دوست داشتنی


لعنتی را دوست دارم

مثل یک استکان چای کمر باریک است


نزدیکش که می شوم

عطرش مثل دارچین توی سرم می پیچد !


توی چشم هایش زل میزنم و دستش را می گیرم

عطر هل ، هولم می کند  !


و میبوسمش ، میبوسمش
 ...

شیرین مثل نبات  !


پس
 ...

الکی نیست ؛

خستگی هایم را دور میریزی  !

معجون زیبای دوست داشتنی ام

 


حا
مد نیازی

تاریخ ارسال : سه شنبه 19 دی 1396 13:13
تو که نمی دانی ...

تو که نمی دانی ؛

از آن دهان ، با آن لب ها

هر چه بگویی زیباست

هر چه بگویی شنیدنی ست

حتی در سکوت !


تو که نمی دانی ؛

از این دهان ، با این لب ها

هر چه بگویم دوستت دارم است

هر چه بگویم با من بمان است

حتی میان بوسه !


چشم هایت را ببند و

با لبخند به آغوشم بیا ...


تو که نمی دانی ؛

دلم چقدر گفتگوی عاشقانه می خواهد !



حامد نیازی

 

تاریخ ارسال : شنبه 20 آبان 1396 21:21
شعرهای من برای تـــو ...

نور

مهم‌تر از چراغ است


شعر

مهم‌تر از دفتر است


و بوسه 

مهم‌تر از لب است

 

شعرهای من برای تـــو اما

با ارزش‌ترند از هر دوی ما

 

این شعرها

تنها مدارکی هستند

که به مردم اثبات می کنند

تـــو چقدر زیبا بوده ای

من چقدر مجنون  ...

 


نزار قبانی

تاریخ ارسال : چهارشنبه 26 آبان 1395 20:09
رنجیده‌ام ...


رنجیده‌ام ...


دستم را

در دست لحظه ات بگذار

            که آغوش این شهر افق ندارد

که خواهش بزرگیست

              دلتنگ نبودن در کوچ

  

و آرزوی زیبائیست ، بازگشت ...


 

نیکی‌ فیروزکوهی

تاریخ ارسال : سه شنبه 24 آذر 1394 18:49
ﻣﺮﮒ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ تـــو

ﻗﺮﺍﺭ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ

    ﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﻮﺩ

                ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ   ...

ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﺖ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ !

 

ﻣﻦ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ

           ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪ

                       ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ  ...

ﻭ ﺻﺒﺢ ﻓﺮﺩﺍ

ﺍﻋﺠﺎﺯ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ

            ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﻭﺑﺎﺯﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ

ﻟﻌﻨﺘﯽ !

ﻣﺮﮒ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ تـــو

ﭼﻘﺪﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ...

 

 

علیرضا اسفندیاری

تاریخ ارسال : شنبه 9 آبان 1394 20:45
با من بیا زیبای من !

با من بیا زیبای من ! تا عشق مهمانت کنم 

دردی اگر داری بگو با بوسه درمانت کنم

 

آرامشت را بیخیال ... امشب به ساز من برقص

پاسخ بگو ، پلکی بزن ، تا مست و حیرانت کنم

 

بنشین فقط حرفی بزن حتی به نرخ عمر من 

جانم فدایت خنده کن ، تا ماه ارزانت کنم

 

ترسوترین ترسای من قید قوانین را بزن 

همراه شو تا آشنا با شیخ صنعانت کنم

 

سیاره ی زیبای من دور تـــو گردش می کنم 

خواهی تو را زیباترین کیوان کیهانت کنم ؟ 

 

اسطوره ی مهر و وفا بی شک تو هستی خوب من 

با من بمان تا سر تر از تاریخ یونانت کنم

 

در حسرت این لحظه ها یعقوب دیدارت شدم 

حالا که هستی صبر کن تا عشق مهمانت کنم  !



بهنام کیانی

تاریخ ارسال : شنبه 18 مهر 1394 21:02
کل صفحات :3
1
2
3