تبلیغات
شعری برای تـــو
عشق تو

بیشترین چیزی که

 در عشق تـــو آزارم می دهد 

این است که چرا نمی توانم

بیشتر دوستت بدارم

 

و بیشترین چیزی که

 درباره حواس پنجگانه عذابم می دهد

این است که چرا آنها فقط پنج تا هستند نه بیشتر!؟

 

زنی بی نظیر چون تو

به حواس بسیار و استثنایی نیاز دارد

به عشق های استثنایی

و اشک‌های استثنایی ...




نزار قبانی

تاریخ ارسال : شنبه 21 مهر 1397 09:09
شبیه تک تک رویاهای منی

وقتایی که کمی "لوس" تر می شه و از آغوشت فرار میکنه

گاهی که مدام از خودش ایراد می گیره

جلوی آینه وایمیسه و هی خطاب به تو می گه

"وای خیلی زشت شدم... "

گاهی که خیلی خسته است از دنیا


دست هاتُ را دور کمرش حلقه کن

شونه اشُ ببوس

و آروم در گوشش بگو :

 

"مهم نیست چه شکلی باشی

با چه هیکل و قیافه و رنگ مویی ،

 مهم اینه هنوز هم ، شبیه تک تک رویاهای منی..."

 

زن ها گاهی دلشون می خواد وقتی خودشونُ دوست ندارن

یکی باشه که به جای خودشون هم دوستشون داشته باشه... 

 

 


فاطمه صابری نیا

تاریخ ارسال : چهارشنبه 2 خرداد 1397 11:20
زن


زن پونه است

گهواره ی رویاست


بوته ی نعنایی که

 جهان را خوشبو می کند  ...


ساده گی ات عسل است
 !

که صبح زود با شیری تازه می آمیزد


می خواهم
 به ساده ترین شکل با تـــو حل شوم  ...!

 


غلا
مرضا بروسان

 

عزیزِ جان ، روزت مبارک

بابت تمام لحظات شیرینی که در کنار تـــو

 به زندگیم افزوده شد ، ازت ممنونم

 

 

+ روز جهانی زن و میلاد حضرت مادر (س) ، بر تمامی همسران و مادران مهربان مبارک

 

تاریخ ارسال : پنجشنبه 17 اسفند 1396 10:38
درد آدم برفی

آدم برفی گفت :

من تنهاترین نوع آدمم

دقت کردی همه ما مرد هستیم ؟

 

هیچ زنی حاضر نشد در انتظار معشوق

در گوشه ی حیاطی چشم به راه بماند

 

حتی زنی بی جان ...

            از جنس برف ...

 

حتی فقط برای چند روز

حتی ساعاتی تا طلوع خورشید فردا ...!

 

 

فهیمه اشرفی

 

تاریخ ارسال : یکشنبه 8 بهمن 1396 09:31
خنده یک زن

تمام مردان این شهر شاعرند  !

باور کن  !!


حالا یکی شعر می نویسد ،

یکی نشانی تمام گل فروشی ها را می داند ،

یکی از سر کار زنگ می زند ،

و یکی هم لابلای خرید های روزانه

یک کرم مرطوب کننده دست می خرد  !


تمام مردان این شهر شاعرند ،

و می دانند

زیباترین شعری که

 تاکنون یک مرد سروده است ،

خنده یک زن است  ...

 

 مرتضی شالی

تاریخ ارسال : شنبه 23 اردیبهشت 1396 20:07
زن ها ...

زن ها لای پیچِ موهایشان ، کمی دلشوره دارند

سوار بلندی پاشنه هایشان ، کمی خیال پردازی

 

روی تَرَکِ لب هایشان ، ترس و تردید

در جیرینگ جیرینگِ النگوهایشان ، شیطنت های زنانه

 

لا به لای چینِ پیراهنشان ، سبد سبد مهربانی

در اخمِ پیشانیشان ، وفاداری

و در دو دویِ مردمکِ چشم هایشان ، حرف دل ...

 

می دانی عشق کجای این داستان جا دارد ؟

در بوسه هایشان

 


پریسا زابلی پور



بوسه زن ها

تاریخ ارسال : چهارشنبه 15 دی 1395 17:16
باور نداشتم ...

باور نداشتم که زنی بتواند

شهری را بسازد و به آن

آفتاب و دریا ببخشد و تمدن.

 

دارم از یک شهر حرف میزنم !


تـــو
سرزمین منی !

صورت و دست های کوچکت ، صدایت ...


من آنجا متولد شده ام

و همان جا می میرم !

 

نزار قبانی


تاریخ ارسال : چهارشنبه 8 دی 1395 12:49
کل صفحات :4
1
2
3
4