تبلیغات
شعری برای تـــو
خبر خوب ...

 

خبر خوب این است که روزی کسی میاید  ...


در میان روزهای خاکستری تان ،

 دست هایتان را خواهد گرفت .

گرمتر ، صمیمی تر و هزار بار عاشقانه تر  ...


کسی که

شبیه به آفتاب بعد از یک روز برفی ،

 به تن روزهای سردتان میچسبد  ...


کسی میاید از جنس محبت

که مرهم تمام زخم هایتان میشود

 و تمام ترس و کابوس هایتان را در آغوش آرامش حل خواهد کرد ...

 

کسی خواهد آمد برای ساختن دوباره ی شما

که من آن شخص را

معجزه ای از طرف خدا می نامم  ...

 

 

سحر رستگار

تاریخ ارسال : یکشنبه 30 مهر 1396 12:31
حس تو

امکان نداره حس تـــو از یاد این خونه بره

دردی که با عشق اومده با مرگ میتونه بره

دنیامو دادم دست تو از هر طرف بنبست شه

جداً کجا دیدی کسی با قاتلش همدست شه؟

جداً کجا دیدی کسی با قاتلش همدست شه؟

تب میکنم از فکر تو تا با خودم همدرد شم

صدتا زمستونم بیاد ، امکان نداره سرد شم

شاید تمام عمرمو درگیر ویرونی کنی

اما بدون با عشق من کاری نمیتونی کنی


هرروز راهی میشی و باور ندارم رفتنو

تنهاتر از اونم که از رفتن بترسونی منو

جز زخم هایی که زدی چیزی برام مرهم نشد

هر کار کردی با دلم این عشق در من کم نشد

امکان نداره حس تـــو از یاد این خونه بره

دردی که با عشق اومده با مرگ میتونه بره

دنیامو دادم دست تو از هر طرف بنبست شه

جداً کجا دیدی کسی با قاتلش همدست شه؟

جداً کجا دیدی کسی با قاتلش همدست شه؟

تاریخ ارسال : یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 20:31
دو سال پیش

نمی توان

سینه ای را شکافت

 

 و دید

 تا چه اندازه درد

 در انسان ته نشین شده است

 

باید ضربه را خورد

باید دور شد و رفت
 

زخم های امسال

اصابت دردهایی ست 

که دو سال پیش خورده ایم
 

 

سید محمد مرکبیان

 

تاریخ ارسال : دوشنبه 3 خرداد 1395 17:08
کجایی

یه پاییز زرد و زمستون سرد و

یه زندون تنگ و یه زخم قشنگ و

غم جمعه عصر و غریبی حصر و

یه دنیا سوالو تو سینم گذاشتی

جهانی دروغ و یه دنیا غروب و

یه درد عمیق و یه تیزی تیغ و

یه قلب مریض و یه آه غلیظ و

یه دنیا محالو تو سینم گذاشتی

رفیقم کجایی دقیقا کجایی ؟

کجایی تو بی من ، تو بی من کجایی ؟

رفیقم کجایی دقیقا کجایی ؟

کجایی تو بی من ، تو بی من کجایی ؟


یه دنیا غریبم ، کجایی عزیزم

بیا تا چشامو تو چشمات بریزم

نگو دل بریدی خدایی نکرده

ببین خواب چشمات با چشمام چه کرده

همه جا رو گشتم ، کجایی عزیزم

بیا تا رگامو تو خونت بریزم

بیا روتو رو کن ، منو زیر و رو کن

بیا زخمامو یه جوری رفو کن

عزیزم کجایی دقیقا کجایی ؟

کجایی تو بی من ، تو بی من کجایی ؟

عزیزم کجایی دقیقا کجایی ؟

کجایی تو بی من ، تو بی من کجایی ؟

 

 

محسن چاووشی

تاریخ ارسال : جمعه 16 بهمن 1394 16:25
دی ماه دلم

روزگاریست که دردت شده در من جاری

زجرکش کرده مرا بستر این بیماری


باورت می کنم ای عشق ، تو هم باور کن

دلم از دست تو برداشته زخمی کاری


من به شهریور چشم تـــو ارادت دارم

تو به دی ماه دلم گوشه ی چشمی داری ؟


همچنان کشته ی مژگان توأم ، حرفی نیست

گرچه این هم شده دیگر سخنی تکراری


پشت گرمم به تو ، گرمای تموزی انگار

پشت گرمم به تو ای عشق ، اگر بگذاری

 

 

جواد کلیدری

 

تاریخ ارسال : شنبه 12 دی 1394 23:23
کمی دیوانگی

زندگی

کمی دیوانگی می‌خواست

            اما ما زیادی دیوانه شدیم


از تمام کافه‌ها بیرونمان کردند


ما زیادی دیوانه شدیم و

            همه‌چیز را فراموش کردیم


غیر از خندیدن

به همه‌چیز خندیدیم و

            خندیدن شغل ما شد


دیوانه که باشی

            خودت هم نخندی

                        زخم‌هایت می‌خندند   !

 

 

 رسول یونان

تاریخ ارسال : شنبه 30 آبان 1394 20:34
نوازش

اگر باید

زخمی داشته باشم

            که نوازشم کنی

بگو تا تمام دل ام را شرحه شرحه کنم

 

زخمها زیبایند

و زیباتر آنکه تیغ را هم

             تو فرود آورده باشی

 

تیغت سِحر است و

             نوازشت معجزه و

 

لبخندت تنظیفی از قواره نور

و تیمارداری ات کرشمه ای میان زخم و مرهم

 

عشق و زخم از یک تبارند

 

اگر خویشاوندیم یا نه

              من سراپا همه زخم ام ...

 

تـــو سراپا همه انگشت نوازش باش

 

 

 

حسین منزوی

تاریخ ارسال : جمعه 1 خرداد 1394 19:40
کل صفحات :2
1
2