تبلیغات
شعری برای تـــو
زیبایی تـــو


زیبایی ات را

در لحظه ای حبس می کنم و

به دیوار می آویزم !


بافه ای از گیسوانت 

از قاب بیرون می ریزد !


دوباره می فهمم 

نه در عکس ، نه در نگاه ،

 نه در روسری و نه در واژه های این شعر


زیبایی تـــو

در هیچ قابی

محصور شدنی نیست !


مصطفی زاهدی

گیسو بافته

تاریخ ارسال : دوشنبه 6 دی 1395 11:08
بی تابی پروانه ها

بیا و ...

به این‌ها بگو

کم خودشان را به پنجره اتاقم بکوبند !

 

بگو

آن طرف پنجره

شمع نیست

دل من است که آتش گرفته !!!

 

اصلا آن روز

 که روسری گلدارت را سرت کردی

فکر بی‌تابی این همه پروانه نبودی !؟

 

محسن حسینخانی

تاریخ ارسال : یکشنبه 14 شهریور 1395 22:32
حیف که ...

حیف که ...

روی تـــو غیرت دارم !

 

وگرنه روسری ات را

             از همین سطر باز می ­کردم

 

که همه ببینند

چه خیالی بافته ­ام از موهایت !

 

 

کامران رسول زاده

تاریخ ارسال : پنجشنبه 14 خرداد 1394 21:21
سیزده به آه

در روز سیزده

همه در سبزه زار ، خوش !

 

من

روسری سبز تـــو را

                    آه می کشم ...

 

 

احسان پرسا

تاریخ ارسال : پنجشنبه 13 فروردین 1394 13:13
امروز عصر چــــای ندارم ...

هر بار خواست چــــای بریزد نمانده ای

رفتی و باز هم به سکوتش نشانده ای

 

تنها دلش خوش است به اینکه یکی دوبار

بــا  واسطــه  سلام  برایش  رسانده ای

 

حالا صدای او به خودش هم نمی رسد

از بس که بغض توی گلویش چپانده ای

 

دیدم دوباره شهر پر از جوجه فنچ هاست

گفتند باز روســـــری ات  را  تکـــانده ای

 

می رقصـــی و برات مهم نیست مرگشان

مشتی نهنگ را که به ساحل کشانده ای

 

بدبخت من ، فلک زده من ، بد بیار من...

امروز عصر چــــای ندارم ... تو مانده ای

 

 

حامد عسکری

تاریخ ارسال : سه شنبه 16 آبان 1391 00:00