تبلیغات
شعری برای تـــو
 
بــی شــــکـــــ . . .
جهان را به عـشـق کسی آفریده اند
چون من که آفریده ام از عشق
جهـــانی بـــرای تـــــو . . .

حسین پناهی


علی
 
 
جمعه 10 مرداد 1393
16:28


می خندم

تو مست میشوی 

حتی با یک فنجان قهوه

که از خطوط ته آن خبر نداری

می خندم

با اینکه می دانم

     تمام خطوط موازی

            از ته فنجان من می گذرند

تو ، سرخی جا مانده

             بر لب فنجانم را می بوسی

احساس می کنم

آن اتفاق ناگزیر افتاده است

پیش از آن که

 تو شمع روشن کنی

                 عود بسوزانی

                        یک دنیا بوسه حرامم کنی

با چشمانی که

بین عسل و فروردین مردد است ؛

                        برایم فال فروغ بگیری

من به خیانت عادت ندارم

                        اما مگر می شود

                                    به این لحظه گفت : نه ؟!!!


نیلوفر لاری پور


یک فنجان قهوه





شنبه 4 مرداد 1393
18:55

او استکان چایی خود را نخورد و رفت

بغض مرا به دست غزل ها سپرد و رفت

 

گفتم نرو ! بمان ! قسم ات می دهم ولی

تنها به روی حرف خودش پا فشرد و رفت

 

گفتم که صد شمار بمان تا ببینم ات

یک خنده کرد و تا عدد دَه شمرد و رفت

 

گفتم که بی تو هیچمو او گفت 'بی' نه 'با' !

در بیت آخرین غزلم دست برد و رفت

 

یعنی به قدر چای هم ارزش ...؟ نه بی خیال

او استکان چایی خود را نخورد و رفت



 

حسین زحمتکش

 

چایی نیمه خورده





برچسب‌ها : چای | بغض | خنده |
جمعه 16 خرداد 1393
20:15

درخت انار

            با گل‌هایش

                        غوغایی کرده در حیاط

 

و تو این‌جا نیستی

            بخندم یا گریه کنم

 

 

شهاب مقربین






برچسب‌ها : درخت | خنده | گریه |
شنبه 28 دی 1392
21:23


لبخند تو معجزست ، معجزه کن دوباره
بذار دوباره مهتاب ، رو خاک شب بباره

بذار که خاک تشنه ، نگاهتو بنوشه
شب با طلوع چشمات ، رخت سحر بپوشه

معجزه کن دوباره ، وقتی که بی قرارم
وقتی که بی حضورت ، آرامشی ندارم

تو لحظه های تردید ، اسم منو صدا کن
از این سکوت دلگیر ، قلب منو رها کن

با بمون که فردا ، سهم منو تو باشه
اندوه لحظه هامون ، با بودنت فنا شه

لبخند تو صدامو ، میبره تا ستاره
دوباره شعله ور شو ، معجزه کن دوباره

تا انتهای قصه ، همراه باش و هم پا
ای همصدای دیروز ، با من بیا به فردا

یک لحظه یک ترانه ، با من بمون و سر کن
این لحظه های تلخو ، با خنده بی اثر کن

با بمون که فردا ، سهم منو تو باشه
اندوه لحظه هامون ، با بودنت فنا شه

لبخند تو صدامو ، میبره تا ستاره
دوباره شعله ور شو ، معجزه کن دوباره





دوشنبه 23 اردیبهشت 1392
23:13

تازه شو ، تازه مثل همین ترانه

فکر جنگل باش اگه باغ تو سوخته


فکر شاعر گرسنه باش همون که

حتی یک غزل به شیطون نفروخته


فکر نو کردن شب باش و سپیده

فکر دستی باش که دنبال کلیده


فکر دستی که رو چهل ستون ابری

دوباره خورشید بی حجاب کشیده


فکر من باش که هنوز مثل قدیمم

با همون رفاقت و همون سخاوت


با همون دل ، دل نبضی که همیشه

برای تو میزنه تا بی نهایت


اگه سقفمون شکسته میتونیم از نو بسازیم

میتونیم به هم صدائی ، به یکی شدن بنازیم


آی بنازم عاشقا رو که هنوز طلایه دارن

که هنوز حافظ شعرن ، همه از جنس بهارن


نگو قحط نوره اینجا ، عاشقامون خودِ نورن

برای دلتنگی تو همشون سنگ صبورن


نگو قحط نوره اینجا ، عاشقامون خودِ نورن

برای دلتنگی تو همشون سنگ صبورن


گریه رو به خنده بفروش که خراب خنده هاتم

باز بخون مثل قدیما که هوادار صداتم


روز نو ارزونی تو ، رخت و بخت و تخت تازه

دست تو هنوز میتونه روزگاری نو بسازه


نگو قحط نوره اینجا ، عاشقامون خودِ نورن

برای دلتنگی تو همشون سنگ صبورن


نگو قحط نوره اینجا ، عاشقامون خودِ نورن

برای دلتنگی تو همشون سنگ صبورن

 

شهیار قنبری






دوشنبه 7 اسفند 1391
13:46

الفبا برای سخن گفتن نیست ،
            برای نوشتن نام توست

اعداد ؛ پیش از تولّد تو به صف ایستادند

                                    تا راز زاد‌‌روز تو را بدانند

دست های من

برای جستجوی تو پیدا شدند
            دهانم کشفِ دهانِ توست.

ای کاشفِ آتش
در آسمان دلم توده برفی ست
که به خنده های تو دل بسته است.


محمد شمس لنگرودی






برچسب‌ها : خنده |
شنبه 5 اسفند 1391
20:27


این منم ، ای غمگساران این منم

این شرار سرد خاکستر شده

این منم ای مهربانان این منم
این گل پژمردهٔ پرپر شده

این منم یا نغمه ای کز تار عشق
جست و غوغا کرد و خاموشی گرفت

این منم یا نقش صدها آرزو

کاین چنین گرد فراموشی گرفت

خنده بودم بر لبان زندگی

ناگهان در وحشتی پنهان شدم

ناز بودم در نگاه آرزو

اشک خونین درد بی درمان شدم

در کف بد مست بودم جام و او

بر سر سنگی شکست این جام را

چهره شد تاریخ غم ، تقویم درد

بس که بردم محنت ایام را

این منم ؟ نه ! من کجا و غم کجا ؟

خنده های جانفزای من چه شد ؟


سیمین بهبهانی





برچسب‌ها : خنده |

 
 


در این وبلاگ
در كل اینترنت


بازدید امروز : عزیز
بازدید دیروز : عزیز

بازدید این ماه : عزیز
بازدید ماه قبل : عزیز

بازدید کل :
تعداد مطالب :

بیشترین بازدید : 7030 عزیز
در تاریخ : 18 اردیبهشت 1395

آخرین بروز رسانی :

آخرین بازدید :






[متن موسیقی در حال اجرا]