شبیه تک تک رویاهای منی

وقتایی که کمی "لوس" تر می شه و از آغوشت فرار میکنه

گاهی که مدام از خودش ایراد می گیره

جلوی آینه وایمیسه و هی خطاب به تو می گه

"وای خیلی زشت شدم... "

گاهی که خیلی خسته است از دنیا


دست هاتُ را دور کمرش حلقه کن

شونه اشُ ببوس

و آروم در گوشش بگو :

 

"مهم نیست چه شکلی باشی

با چه هیکل و قیافه و رنگ مویی ،

 مهم اینه هنوز هم ، شبیه تک تک رویاهای منی..."

 

زن ها گاهی دلشون می خواد وقتی خودشونُ دوست ندارن

یکی باشه که به جای خودشون هم دوستشون داشته باشه... 

 

 


فاطمه صابری نیا

تاریخ ارسال : چهارشنبه 2 خرداد 1397 11:20
دلم تنگ می‌شود گاهی


و چه قدر خسته‌ ام از "چرا؟"

از "چه گونه؟"


خسته‌ام از سؤال‌ های سخت

پاسخ‌های پیچیده

از کلمات سنگین

فکرهای عمیق

پیچ‌های تند

نشانه‌های بامعنا ، بی‌معنا


دلم تنگ می‌شود گاهی ،

برای یک «دوستت دارم» ساده

دو «فنجان قهوه ی داغ»

سه «روز تعطیلی در زمستان»

چهار «خنده‌ ی بلند»

و پنج« انگشت»دوست داشتنی !

 

 

مصطفی مستور

تاریخ ارسال : پنجشنبه 19 بهمن 1396 13:13
اندوه دیگر

هر دلیل متفاوت

  آدمی را به اندوه دیگر

                        رهنمون می كند

 

خیلی‌ها

شب نشده

از روز خسته می‌شوند ...

 


فاطمه عباسی

تاریخ ارسال : دوشنبه 26 بهمن 1394 20:16
دلتنگم ...

دلتنگم ...

برای دختری که ندارم

            تویی که دیگر نیستی

                        شادی که رخت بربسته


نیمکت‌های چوبی پارکی که

روزی آرام‌بخش جان خسته‌مان بودند

            میوه‌های کاجی که دیگر توپ بازی‌ام نیستند


دستان تویی که

نجات دهنده‌ی مغرور کاج‌ها بودند


دلتنگم

برای تن دادن به خواب

                   در سایه سار تـــو

دلتنگم و

   رنگ به رنگ

            انتظار می‌کشم  ...

 

 

 صنم غزالی

 

تاریخ ارسال : پنجشنبه 22 مرداد 1394 21:48
مرگ خواهد آمد ...

از من خسته شده ای !

 

می‌دانم ...

اما کمی صبر کن

       همه چیز به پایان خواهد رسید

به پایان خواهد رسید این روشنایی

مرگ خواهد آمد

و چراغ‌ها را خاموش خواهد کرد ...

 

 

 رسول یونان

تاریخ ارسال : چهارشنبه 14 مرداد 1394 21:54
من به اشغال تو درآمده ام ...

نگرانم !‌ ولی چه باید كرد 

عشق ، دلواپسی نمی فهمد

درد من ، خط میخی است عزیز

درد من را كسی نمی فهمد !

 

بغض كردن میان خندیدن

تكیه دادن به كوه نامرئی

خسته ام از ضوابط عرفی

خسته ام از روابط شرعی

 

هیچ كس ،‌ هیچ كس نمی داند

به نگاهت چه عادتی دارم

هیچ فرقی نمی كند دیگر

اینكه با تو چه نسبتی دارم

 

تف به هرچه اصول ، هرچه فروع

تف به هرچه ثواب ، هرچه گناه

توی تاریک خانه ی دنیا

عقل جن است و عشق بسم الله !

 

چشم هایت نگاه خیسم را

مثل برق سه فاز می گیرد

تو برایم جرقه ای وقتی

خانه را بوی گاز می گیرد !

 

زیر آتش فشان جنگ تو

یخ هر چیز آب خواهد شد

مثل یک سرزمین بی سرباز

همه چیزم خراب خواهد شد ...


تـــو مرا زجر می دهی عشقم

مازوخیسمی كه دوستش دارم

من به اشغال تو درآمده ام

صهیونیسمی كه دوستش دارم !

 

 

یاسر قنبرلو 

تاریخ ارسال : دوشنبه 22 تیر 1394 22:46
وقتی تصمیم گرفتی بروی ...

وقتی تصمیم گرفتی بروی ...

 
باید جایی باشد

که دل ات نیاید برگردی !


باید جایی باشد

که راه برگشت را بلد نباشی !

 

بی برو برگرد

باید احساس خوشبختی کنی

            چون آدم ها خسته که می شوند می روند  ...

 

 

سیدحسین دریانی

تاریخ ارسال : سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 23:05
کل صفحات :2
1
2