تبلیغات
شعری برای تـــو
+ جوونه

منم و شاخه غمی که تو دلم جوونه کرده

منو یاد خوبی تـــو که دلُ دیوونه کرده

 

منو رنگ مخمل شب ، منو برق صد ستاره

که تو عمق تیرگی ها ، باز تو رو یادم میاره

 

نباشی تو خاطر من ، مثل اینکه زندگی نیست

مثل اینکه رنگ دریا ، آبی همیشگی نیست

 

یاد من اگرچه نیستی ، تو رو با خودم میدونم

چشم به راه مهربونی ، تا ته دنیا میمونم

 

روی شیشه می نویسم دیگه به امید دیدار

موندنی ترین مسافر تا ابد خدانگهدار

تا ابد خدا نگهدار ، تا ابد خدانگهدار


 دانلود آهنگ جوونه با صدای سیاوش قمیشی

تاریخ ارسال : جمعه 28 آبان 1395 12:39
♫ + جدایی

از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تـــو یا مرگ


به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدانگهدار


بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود


بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم


من که تو بن بست غربت زخمی از آوار پاییز

فکر چشمای تو بودم ، با دلی از گریه لبریز


شب عاشقونه ی من که حروم شد

مهلت بودن با تو که تموم شد


ندونستم باید از تو می گذشتم

وقتی از غربت چشمات می نوشتم


بنویس مهلت موندن یه نفس بود

سهم من از همه دنیا یه قفس بود


بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم

سر رو شونه هات نذاشتم مثل دستات سرد سردم


از جدا
شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ

گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تـــو یا مرگ


به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار

تو با خنده ای نوشتی هم قفس خدانگهدار



   دانلود آهنگ جدایی با صدای معین

تاریخ ارسال : چهارشنبه 21 مرداد 1394 19:19
وداع

از کسی نمی پرسند

 چه هنگام می تواند خدانگهدار بگوید 

 

از عادات انسانی اش نمی پرسند 

                        از خویشتن اش نمی پرسند 

 

زمانی به ناگاه

            باید با آن رو در روی آید 

 

تاب آرد ...

بپذیرد وداع را ...

درد مرگ را ...

            فروریختن را ...

 

تا دیگر بار

بتواند که برخیزد ... 

 

 

... | ترجمه احمد شاملو


 

تاریخ ارسال : سه شنبه 13 مرداد 1394 09:59
او رفت ...

وقتی چمدانش را

 به قصد رفتن بست

نگفتم : عزیزم این کار را نکن

نگفتم : برگرد

و یک بار دیگر به من فرصت بده

وقتی پرسید

 دوستش دارم یا نه

            رویم را برگرداندم  ...

حالا او رفته و من

تمام چیزهایی را که نگفتم می شنوم  ...

 

نگفتم : عزیزم متاسفم

چون من هم مقصر بودم

نگفتم : اختلاف ها را کنار بگذاریم

چون تمام آنچه می خواهیم عشق و وفاداری و مهلت است

گفتم :

اگر راهت را انتخاب کرده ای

                        من آن را سد نخواهم کرد  ...

حالا او رفته و من

تمام چیزهایی را که نگفتم می شنوم  ...

او را در آغوش نگرفتم و اشک هایش را پاک نکردم

نگفتم : اگر تو نباشی

زندگی ام بی معنی خواهد شد  ...

فکر می کردم

از تمامی آن بازی ها خلاص خواهم شد

اما حالا تنها کاری که می کنم

گوش دادن به چیزهایی است که نگفتم  ...

 

نگفتم : بارانی ات را در بیاور

قهوه درست می کنم و با هم حرف می زنیم  ...

نگفتم : جاده ی بیرون خانه

            طولانی و خلوت و بی انتهاست  ...

گفتم :

 خدا نگهدار ، موفق باشی

                        خدا به همراهت  ...

او رفت

و مرا تنها گذاشت

تا با تمام چیزهایی که نگفتم زندگی کنم  ...

 

 

شل سیلور استاین

تاریخ ارسال : پنجشنبه 13 شهریور 1393 11:30