تبلیغات
شعری برای تـــو
 
بــی شــــکـــــ . . .
جهان را به عـشـق کسی آفریده اند
چون من که آفریده ام از عشق
جهـــانی بـــرای تـــــو . . .

حسین پناهی


علی
 
 
چهارشنبه 19 دی 1397
14:45


اگر مانده بودی تو را تا به عرش خدا می رساندم

اگر مانده بودی تو را تا دل قصه ها می کشاندم

 

اگر با تو بودم به شب های غربت ، که تنها نبودم

اگر مانده بودی ز تو می نوشتم ، تو را می سرودم

 

مانده بودی اگر نازنینم ، زندگی رنگ و بوی دگر داشت

این شب سرد و غمگین غربت ، با وجود تو رنگ سحر داشت

 

با تو این مرغک پر شکسته ، مانده بودی اگر ، بال و پر داشت

با تو بیمی نبودش ز طوفان ، مانده بودی اگر  ، همسفر داشت

 

هستی ام را به آتش کشیدی ، سوختم من ندیدی ندیدی

مرگ دل آرزویت اگر بود ، مانده بودی اگر ، می شنیدی

 

با تو دریا پر از دیدنی بود ، شب ستاره گلی چیدنی بود

خاک تن شسته در موج باران ، در کنار تو بوسیدنی بود

 

بعد تو خشم دریا و ساحل ، بعد تو پای من مانده در گل

مانده بودی اگر ، موج دریا تا ابد هم پر از دیدنی بود

 

با تـــو و عشق تو زنده بودم ، بعد تو من خودم هم نبودم

بهترین شعر هستی رو با تو ، مانده بودی اگر ، می سرودم

 

مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگر داشت

این شب سرد و غمگین غربت ، با وجود تو رنگ سحر داشت

 

 

هما میرافشار





یکشنبه 8 بهمن 1396
09:31

آدم برفی گفت :

من تنهاترین نوع آدمم

دقت کردی همه ما مرد هستیم ؟

 

هیچ زنی حاضر نشد در انتظار معشوق

در گوشه ی حیاطی چشم به راه بماند

 

حتی زنی بی جان ...

            از جنس برف ...

 

حتی فقط برای چند روز

حتی ساعاتی تا طلوع خورشید فردا ...!

 

 

فهیمه اشرفی

 





شنبه 28 مرداد 1396
21:40


تنها
که میشوی

دلتنگی هایت رنگ جیغ می گیرد

میان فریاد سکوت ...

 

محمدرضا شفیعی کدکنی

 



ü       ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست

      حال هجران تـــو چه دانی که چه مشکل حالیست

حافظ





یکشنبه 29 اسفند 1395
23:40

آخرین شب "سال" است  !

 

و من به اندازه ی

 تمام دقیقه های این سال

 دلم برایت تنگ شده است !

 

و ای کاش فردا بیایی و

کمی مرا "تحویل" بگیری !

 

و اگر نیایی

باز هم سال دیگری شروع میشود

و من باز هم همان

            آدم تنهایی میشوم

 که سال پیش بودم !

 

محسن دعاوی





جمعه 18 تیر 1395
18:40

تو نیستی ولی فکر تو با منه ، یه چند سالی میشه که دور از منی

کنارت که نیستم پنجشنبه ها ، بگو با کی میری قدم میزنی

 

یه چند ساله که تلخیه جمعه رو دارم بی تو بدجوری حس میکنم

هنوزم بی اونکه خودم هم بخوام میبینم دوباره تو فکر توام

 

عذابم میده هرچی که این روزا منو میبره سمت چشمای تو

چرا باید هر روز به تو فک کنم ، من که جا ندارم تو دنیای تو

 

عذابم میده کافه ی تو مسیر همون جا که من با تو آشنا شدم

عذابم میده اون همه خاطره چقد ساده بعد از تو تنها شدم

 

چقد باید از این روزا بگذره که از عطر تو کم بشه تو هوام

مسیر کدوم جاده رو طی کنم که یک آن بشه از تو فکرت درام

 

مگه میشه اصلا به تو فک نکرد تو که روزی بودی برام تکیه گاه

حالا که من از زندگیت کم شدم قدم میزنی با کی پنجشنبه ها

 

عذابم میده هرچی که این روزا منو میبره سمت چشمای تو

چرا باید هر روز به تو فک کنم ، من که جا ندارم تو دنیای تو

 

عذابم میده کافه ی تو مسیر همون جا که من با تو آشنا شدم

عذابم میده اون همه خاطره چقد ساده بعد از تو تنها شدم





جمعه 31 اردیبهشت 1395
16:16

 مرد باشی

تنها باشی

دلتنگ باشی ...

 

آواره ی کوچه و خیابان باشی

وقتی به اولین زنی که شبیه اوست میرسی ؛


نزدیک میشوی ...

سیگارت را روشن میکنی

بعد پشت دستت را خوووب داغ میکنی

داااغ ...

 

این داستان هیچ دنباله ای ندارد !

 


 

نیکی فیروزکوهی

 





سه شنبه 24 فروردین 1395
15:41

نبین تنهایم

تنهایی ام دروغی ست


شهری ست شلوغ توی دلم

پر از آدم هایی که همه شان منم

            پر از آدم هایی که همه شان تـــویی


من دوست بارانم

با خیال راحت برو

            من تنها نمی مانم

 

 

مهدیه لطیفی 

 





 
 


در این وبلاگ
در كل اینترنت


بازدید امروز : عزیز
بازدید دیروز : عزیز

بازدید این ماه : عزیز
بازدید ماه قبل : عزیز

بازدید کل :
تعداد مطالب :

بیشترین بازدید : 7030 عزیز
در تاریخ : 18 اردیبهشت 1395

آخرین بروز رسانی :

آخرین بازدید :






[متن موسیقی در حال اجرا]