بــی شــــکـــــ . . .
جهان را به عـشـق کسی آفریده اند
چون من که آفریده ام از عشق
جهـــانی بـــرای تـــــو . . .

حسین پناهی


علی
 
 
سه شنبه 22 آبان 1397
09:09

من

تمام دنیا را کنار گذاشته ام

 
و از تمامش

یک جای بی سر و صدا

مقداری تنهایی ...

یک‌ فنجان قهوه ،

و یک عالمه از تـــو را میخواهم  ...

 

 

حسین زارع






برچسب‌ها : دنیا | تنهایی | قهوه |
دوشنبه 23 اسفند 1395
21:57

لب های هر دو مان

 شبیه به ماهی ست

 

بیا تُنگ صورتمان را یکی کنیم

با هم که باشند ، دور هم می گردند

سرشان به شیشه ی تنهایی نمی خورد


و نمی فهمند آدم ها ،

برای چه دلتنگی آن ها را جشن می گیرند


من آینه هم می آورم

این طوری می شوند چهار ماهی ، چهار عاشق

که بوسه هاشان را به هم نشان می دهند

تا حال تمام سفره عید باشد

 

 

 رسول ادهمی





پنجشنبه 4 آذر 1395
00:00

من یک جای تاریخ

یک جای تقویم

یک ماه از یک فصل جا مانده ام !


همان روز که قول دادم

 بوسه هایم را نسیم به تاراج نبرد


همان پنج شنبه ی فیروزه ای رنگ

که دلگرمی آغوشت در من چون شراب چرخید

            همان روز که به سیب سرخ چشمانت کودکانه خندیدم


من یک پنج شنبه

در دل آذر ، در میانه ی پاییز

            در اوج تقویم جا مانده ام !


و تـــو مدتهاست رفته ای
...

من تنها کسی هستم که در تقویمش

            پنج شنبه ها ، به مناسبت تنهایی تعطیل است !



حامد نیازی





سه شنبه 9 شهریور 1395
21:06


سه شنبه

وسط هفته ایستاده است

            و تنهایی ازش می بارد 

 

نه پای رفتن دارد ، نه دل ماندن...

سه شنبه ها می توانم بفهمم

            مادر چرا با فروغ اشک می ریزد

سه شنبه ها می توانم بفهمم

وقتی پدر می گوید از من گذشته است 

                        شما فکری به حال باغچه کنید ...

منظورش از باغچه 

تنها همان رز کنار حیاط است !


سه شنبه ها

             می توانم بفهمم

 کجا ایستاده ام و چقدر غمگینم ...

و من فکر میکنم ...


فکر میکنم
 

تـــو را شبیه سه شنبه ها دوستت دارم


انبوهم از دوست داشتنت

                        اما چه دلتنگ ...

سه شنبه ها

وسط دوست داشتن ات می ایستم

تنهایی ازم می بارد

نه پای رفتن دارم ، نه دل ماندن ...

و سه شنبه 

یعنی انبوه دلتنگی

            به وقت تنهایی ...

 

روشنک آرامش





دوشنبه 7 تیر 1395
18:13

نمی‌دانم

در کجای عشق ، ایستاده‌ام !؟

خوب است یا بد ؟

 

اما دلم دیگر برایت

      تنگ نمی‌شود ، نمی‌تپد !

 

نم‌نم

به لطف گریه

از غم گذشته‌ام ،

من به ترک عادت‌ها عادت کرده‌ام ...

 

بر گشته‌ام

به اوّل اوّل آشنایی

به همان روزهای بی تـــویی

تنهایی ، تنهایی ، تنهایی ...

 

 

مینا آقازاده





پنجشنبه 13 خرداد 1395
22:38

بوی تو از خاک برمی‌خیزد

و با یاکریم‌ها به پرواز درمی‌آید .

 

پنجشنبه است ، دلبرکم !

تکان‌های دستم را ببین ؛

بوی تو پر می­کشد تا من

 

بوی تو دست می‌شود ، حلقه بر گردنم

بوی تو لب می‌شود ، می‌خندد ،

بوسه می‌شود بر پیشانی‌ام

 

چشم می‌شود ،

     اخم می‌کند به بی‌قراری‌ام

 

بوی تو ، بوی تو ...

 بوی تـــو دلتنگم می‌کند

 

بغض که می‌شوم

پر می­کشی و تنهاییآغاز می­شود.

 

هر روز من بی‌تو

 پنجشنبه است ، دلبرکم !

تکان‌های شانه‌ام را ببین ...

 

 

کامران فریدی





سه شنبه 24 فروردین 1395
15:41

نبین تنهایم

تنهایی ام دروغی ست


شهری ست شلوغ توی دلم

پر از آدم هایی که همه شان منم

            پر از آدم هایی که همه شان تـــویی


من دوست بارانم

با خیال راحت برو

            من تنها نمی مانم

 

 

مهدیه لطیفی 

 





 
 


در این وبلاگ
در كل اینترنت


بازدید امروز : عزیز
بازدید دیروز : عزیز

بازدید این ماه : عزیز
بازدید ماه قبل : عزیز

بازدید کل :
تعداد مطالب :

بیشترین بازدید : 7030 عزیز
در تاریخ : 18 اردیبهشت 1395

آخرین بروز رسانی :

آخرین بازدید :






[متن موسیقی در حال اجرا]