تبلیغات
شعری برای تـــو
 
بــی شــــکـــــ . . .
جهان را به عـشـق کسی آفریده اند
چون من که آفریده ام از عشق
جهـــانی بـــرای تـــــو . . .

حسین پناهی


علی
 
 
جمعه 8 دی 1396
19:52




+ هدیه من از تولد تــــــــو بودی 

 

 

من که خود زادۀ سرمای شب دی ماهم

بی تو با سردی بی رحم زمستان چه کنم ؟ 

 






چهارشنبه 4 شهریور 1394
19:19


فقط شلّیک کن ، این آخرین راهه

بزن تیر خلاصو قصّه کوتاهه

یکی ، بود و نبودُ با خودش برده

بهت گفتم ، کلاغ قصّه مون مرده ...


نگفتم تا نیای آروم نمی گیرم ؟

نگفتم جون به لب می شم ، نمی میرم ؟

نگفتم آخر این قصّه می اُفتم ؟

بدون تو نمی تونم ، بهت گفتم ...!


تـــو حال اسب زخمی رو نمی فهمی

بکش این ماشه رو ، بانوی بی رحمی

بکش این ماشه رو ، تو خوده این زخمی


من از تو زخمی ام اما ، نمی خوام مرهمم باشی

نه حتی لحظه ی آخر ، تو تنها همدمم باشی


تـــو حال اسب زخمی رو نمی فهمی

بکش این ماشه رو ، بانوی بی رحمی

بکش این ماشه رو ، تو خوده این زخمی


فقط شلّیک کن ، این آخرین راهه 


کامران رسول زاده





 
 


در این وبلاگ
در كل اینترنت


بازدید امروز : عزیز
بازدید دیروز : عزیز

بازدید این ماه : عزیز
بازدید ماه قبل : عزیز

بازدید کل :
تعداد مطالب :

بیشترین بازدید : 7030 عزیز
در تاریخ : 18 اردیبهشت 1395

آخرین بروز رسانی :

آخرین بازدید :






[متن موسیقی در حال اجرا]