تبلیغات
شعری برای تـــو
آبان

آبان ؛ اسم کوچکم بود        

و پاییز ؛ مادری که نافم را از چنارهای زرد برید


هر بار که

برگی از شاخه افتاد

گنجشکها دورتر شدند


و من باورم شد که اتفاق

از کوچ پرستویی تنها ، سیاه تر است


کمی بلند پروازی شاید
...

خش خش ؛ صدای من است


و تـــو ؛ عابری شاد 
...

که جانم را تا استخوان نوازش می دهی .


 

حمید جدیدی

تاریخ ارسال : دوشنبه 1 آبان 1396 09:09
عشق و فاصله

بیا شبیه درخت ها باشیم

می بینی ... ؛


با این که دور ز هم ایستاده اند اما

خیلی خوب می شود

بوی هم آغوشی شان را فهمید

 

بوی تند همبستری چوب ها را

بوی برگ هایی که با فاصله عاشق شده اند

 

رسول ادهمی

تاریخ ارسال : دوشنبه 6 شهریور 1396 06:06
پاییز

چقدر صدای آمدن پاییز

شبیه صدای قدم های تـــو بود

ملتهب ، مرموز ، دوست داشتنی ...

 

چقدر هوای پاییز

 شبیه دست های توست

نه گرم ، نه سرد ، همیشه بلاتکلیف ...

 

چقدر صدای خش خش برگ ها

شبیه صدای قلب من است

که خواست ، افتاد ، شکست ...

 

چقدر این پیاده روها

            پر از آرزوهای من است

نارنجی یکدست ،

پُر از آدم های دست در دست ، مست ...

 

چقدر پاییز

 شبیه دلتنگی ست

شبیه کسی که بود ، رفت ...

کسی که دیگر نیست !

 

 

پریسا زابلی پور

تاریخ ارسال : دوشنبه 24 آبان 1395 16:42
دلتنگ كه باشى پاییز نزدیک است

پاییز

كه همیشه

 لاى برگ هاى زرد و نارنجی نیست

 

گاهى قهوه ای ست كه سر مى رود ،

 غذایى ست كه ته مى گیرد

و لبخندى ست كه بى بهانه بر لبانت مى نشیند

 

ساده بگویمت !

 دلتنگ كه باشى پاییز نزدیک است



روزبه معین

تاریخ ارسال : چهارشنبه 14 مهر 1395 19:47
اضطراب

دارد پاییز می رسد ...

 
انار نیستم

که برسم به دست های تـــو ؛

            برگم ؛ پر از اضطراب افتادن !


 

علیرضا روشن

تاریخ ارسال : چهارشنبه 31 شهریور 1395 22:10
مرگ برگ ها

پاییز من

 از آنجایی آغاز می شود که ...

 

 تـــو

 چند قدم از

       شعرهایم دور می شوی


بانو  ...

همیشه همین است که می بینی


برگ ها

وقتی به مردن فکر می کنند

             که مهر تمام شده باشد ...




مرتضی غلام نژاد 

تاریخ ارسال : شنبه 2 آبان 1394 00:00
مرا سرد خطاب نکن !

من از "شما" گفتن تـــو بدم می آید

 

عزیزم !

مرا سرد خطاب نکن ؛

 

این پاییز می خواهم

            تا افتادن آخرین برگ

                         با تو دیوانگی ها کنم .

 

نسرین بهجتی


تاریخ ارسال : چهارشنبه 11 شهریور 1394 19:37
کل صفحات :2
1
2