تبلیغات
شعری برای تـــو
باور میکنی ...

اگر بگویم ؛

"دیشب بعد بوسیدنت ،

وقتی داشتی بِر و بِر نگاهم میکردی


همان لحظه که

دست من و موی تـــو

              عشق را به بازی گرفتند


درست قبل بیدار شدنم

بال درآوردم ...."

باور میکنی !؟؟؟

 

آریا نوری


تاریخ ارسال : شنبه 7 اسفند 1395 21:55
راستی چرا ... ؟

تو چه ساده ای و من ، چه سخت

تو پرنده ای و من ، درخت

 

آسمان 

همیشه مال توست

ابر ، زیر بال توست !

 

من ، ولی همیشه گیر كرده ام

تو به موقع می رسی و من ،

سالهاست دیر كرده ام ...

 

خوش به حال تو كه می پری !


راستی چرا

دوست قدیمی ات ؛

درخت را

            با خودت نمی بری ؟

 

 

عرفان نظر آهاری

 

 

تاریخ ارسال : سه شنبه 6 مرداد 1394 21:05
زمستان ، گنجشک ، من و تـــو

زمستان بال گسترده است !

 

گنجشکان و من

  پشت تمام پنجره ها

                   تو را می جوییم ...

 

 

کیکاووس یاکیده



 + روزهای سرد  زمستونتون به گرمی عشق

 

تاریخ ارسال : دوشنبه 1 دی 1393 18:10
حدّ پروازم نگاه توست ...

حدّ پروازم نگاه توست بالم را نگیر 

سهمم از شادی تویی با اخم حالم را نگیر


راه سخت و سبز بودن با تو را آسان نکن‌ 

جاده های پیچ در پیچ شمالم را نگیر



کیستی ‌؟ پاسخ نمی‌خواهم بگویی هیچ وقت‌ 

لذّت درگیری حل سؤالم را نگیر


من نشانی دارم از داغ تو روی سینه‌ام‌ 

خواستی دورم کن از پیشت‌ ، مدالم را نگیر


خاطرت آسوده با ببر نگاهم گفته‌ام‌ 

با همین بازیچه‌ها سر کن‌ ، غزالم را نگیر


زندگی تنها به من قدر تو فرصت داده است 

بیش از این‌ها خوب باش از من مجالم را نگیر


خسته از یکرنگی ام می‌خواهم از حالا به بعد 

تا ابد پاییز باشم‌ ، اعتدالم را نگیر

 

 

 مهدی فرجی

 

تاریخ ارسال : شنبه 12 مهر 1393 23:05