تبلیغات
شعری برای تـــو
 
بــی شــــکـــــ . . .
جهان را به عـشـق کسی آفریده اند
چون من که آفریده ام از عشق
جهـــانی بـــرای تـــــو . . .

حسین پناهی


علی
 
 
جمعه 17 دی 1395
12:06

ببخشید که ناگهان پیدایم شد

ببخشید که حس خوبى به تـــو دارم ؛

 

ببخشید که بد بودم ، کم بودم ، یا دیر رسیدم ؛

که انتظار زیادى از تو دارم ؛

 

ببخشید که حتى

هر چند لحظه اى کوتاه

نتوانستم بگویم دوستت دارم ؛

 

ببخش و در یک قدمىِ دوست داشتن این پا و آن پا نکن ؛

 

دیگر نمى خواهم فعل هایم ماضى شوند ؛

نمى خواهم "دوستت دارم" ، "دوستت داشتم" شود ؛

 

در هر حال اما ،

ببخشید که من دوستت دارم ...

 

 

بهنود فرازمند





جمعه 1 مرداد 1395
12:51

وارد زندگیت می شوند


برای شب هات قصّه

برای قصه ها شهرزاد می شوند


جزئی از لحظه ها

دلیل خنده ها

شریک بغض های تو می شوند


بعد یک روز صبح

به طرز وحشتناکی کشف میکنی

که دیگر هیچ جا نیستند

جز در شعر های تـــو

 

شعرهایی که

 به طرز غمگینی

هیچکس نمی خواند ، جز خودت

 

{ بیهوده ترین انتظاری که

 از آشنایی های عقیم مانده ی امروزه

 می توان داشت ، به ثمر رسیدن یک رابطه است }

 

 

نیکی  فیروزکوهی

 





چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395
22:48

راست می گفتی بانو !

 

دلدادگی آنقدرها هم که

 فکرش را می کردیم، ساده نبود .

 

ساده نیست ؛

دل که می دهی ،

انگار خودت را دودستی تقدیم او ی قصه کرده ای

 

بخندد ، می خندی

اشک بریزد ، اشک نمی ریزی ؛ سیل می باری .

 

سرد باشد، 

مرداد با همه گرمایش

 به حالت برف می بارد ...

 

و انتظار ...

امان از این انتظار که می شود

 کار هر روزه که هیچ ؛  کار هر ثانیه ات

 

ساده نیست بانو !

 

 

عادل دانتیسم





دوشنبه 12 بهمن 1394
20:05

دوستت خواهم داشت

 

باشد که

بودن در آسمان این خانه را

از ستاره بیاموزی


که من در شب

خودم را یافته ام تـــو را

و حضور نوری که خفتگان را

                        به عشق بیدار می‌‌کند

دوستت خواهم داشت

 

باشد که

 هر پنجره

خاطره ای باشد

برای انتظار در باران

            و بارانِ در انتظار ...

که این کوچه

پر از عطر دیدار‌های دوباره است

 

نیکی‌ فیروزکوهی





پنجشنبه 22 مرداد 1394
21:48

دلتنگم ...

برای دختری که ندارم

            تویی که دیگر نیستی

                        شادی که رخت بربسته


نیمکت‌های چوبی پارکی که

روزی آرام‌بخش جان خسته‌مان بودند

            میوه‌های کاجی که دیگر توپ بازی‌ام نیستند


دستان تویی که

نجات دهنده‌ی مغرور کاج‌ها بودند


دلتنگم

برای تن دادن به خواب

                   در سایه سار تـــو

دلتنگم و

   رنگ به رنگ

            انتظار می‌کشم  ...

 

 

 صنم غزالی

 





یکشنبه 21 تیر 1394
23:35

از خلاصه ی روزهای انتظار

که می دانم حوصله به خرج نمی دهی

تا تمامی حرف‌هایم را بشنوی

                        فقط این را می گویم  :


دلتنگی ام

آنقدر بزرگ شده است ...

که اگر ببینی ،

            شاید نشناسی !

 

 

بهرنگ قاسمی





پنجشنبه 11 تیر 1394
18:10

می‌ایستم کنار دریا

و طلوع تو را

            انتظار می‌کشم !

 

با موج بلند می‌خیزم !

 

بیایی ابر می‌شوم

در آغوش تـــو ؛

            نیایی می‌ریزم ...

 

 

عباس معروفی

 





 
 


در این وبلاگ
در كل اینترنت


بازدید امروز : عزیز
بازدید دیروز : عزیز

بازدید این ماه : عزیز
بازدید ماه قبل : عزیز

بازدید کل :
تعداد مطالب :

بیشترین بازدید : 7030 عزیز
در تاریخ : 18 اردیبهشت 1395

آخرین بروز رسانی :

آخرین بازدید :






[متن موسیقی در حال اجرا]