احساسی در گلو ...

هیچ گاه نفهمیده ام

دوست داشتن ؛

 چرا این همه غم انگیز است !؟


هیچ گاه نمی‌فهمم چرا می‌گویند

 آدمها ، با قلب‌هایشان عاشق می‌شوند ؟

 

وقتی که من

همیشه عشق را ،

در گلویم احساس می‌کنم !

 

 

هستی دارایی

 

تاریخ ارسال : شنبه 10 تیر 1396 19:55
جمعه

جمعه

مرد با احساسی ست

که دلش معشوقه ای زیبا می خواهد ،

که دست های ظریفش را بگیرد و ببوسد

 

جمعه

زن دل نازکی ست،

که دلش همزبانی می خواهد ،

با دست های قوی

و انگشت هایی آماده ی نوازش چند تار مو

 

جمعه

 وقتی این چیزها را ندارد

عجیب دلش می گیرد !

 

 

شیما سبحانی

تاریخ ارسال : جمعه 25 تیر 1395 16:16
احساس

احساس

سنگ خارا نیست

که همین طور بماند و

بماند و بماند !


احساس

مثل شاپرک

مثل عطر ، می پرد !

 

درست توی همان

روزهایی که دوستت دارم

دوستم داشته باش ...

 

 

 مهدیه لطیفی

تاریخ ارسال : سه شنبه 25 خرداد 1395 22:08
خشکسالی بدون تـــو

دستم را به روی

            لحظه ها می کشم  ...

 

احساس می کنم

از آنجا که تـــو ایستاده ای

تا رویاهای من یک آغوش فاصله ست ...

 

همیشه باش !

 

تمام شمعدانی های حیاط می دانند

 

اینجا باران هم اگر ببارد ،

بدون تو بوی خشکسالی می دهم !

 

 

فرانک دهقانی

 

تاریخ ارسال : یکشنبه 8 فروردین 1395 11:42
شهرزاد

 

تـــو رو از دور دلم دید اما

            نمیدونست چه سرابی دیده !

منه دیوونه چه میدونستم

            زندگی برام چه خوابی دیده

 

نمیدونی نمیدونی ای عشق ؛

             کسی که جوونیشو ریخته به پات

واسه اینکه تو رو از دست نده

            چه عذابی چه عذابی دیده !

 

آه ای دل مغموم

             آروم باش آروم

ای حال نامعلوم ، آروم باش آروم

 

نیستی اما هنوزم کنارمی

                        نیستی اما هنوزم اینجایی

روزی صد هزار دفعه میمیرم

                        اگه احساس کنم تنهایی

 

هرکجا رفتی و هرجا موندی

                        منو بی خبر نذار از حالت

اگه تنها شدی و دلت گرفت

                        خبرم کن که بیام دنبالت

 

آه ای دل مغموم

             آروم باش آروم

ای حال نامعلوم ، آروم باش آروم

 

 

حسین صفا

تاریخ ارسال : چهارشنبه 21 بهمن 1394 14:24
آدم چقدر زود پیر می شود

وقتی دلتنگ باشی

تمام آرامش یک ساحل را هم به تو بدهند

 

باز هم دل تـــو بارانی ست

 

خیس تر از دریا

         خراب تر از امواج ...

 

آدم چقدر زود پیر می شود ؛

وقتی احساسش ، اضافه تر از درک آدم هاست

 


+ کسی تنهایی یک مرد شاعر را نمی فهمد

تاریخ ارسال : چهارشنبه 20 آبان 1394 21:18
حالا که تو را دیده ام ...

حالا که تو را دیده ام  ...

احساس می کنم

شهر درونم

در قرون وسطی به سر می برد


تـــو باید بیایی

و انقلاب عشقی را

                    در من بر پا کنی

 

کاظم خوشخو




+

ﻣﻦ ،

ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ

                ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﯿﺮﯼ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﻡ

ﺣﺎﻻ ﮐﻪ تـــو ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻩ ﺍﻡ  ...

 

 

نسترن وثوقی

تاریخ ارسال : جمعه 24 مهر 1394 11:45
کل صفحات :3
1
2
3