تبلیغات
شعری برای تـــو
بهار تویی ...

بهار تویی

که می آیی و دستهایم 

شکوفه می دهند ناغافل !


تویی که

 با تمام خستگی

باز هم آرامشی !


باز هزار ستاره ی بی افول

هزار پروانه ی بیقرار 

هزار شوق بی دلیل را

در خلوت آغوش من میریزی


 انگار
 بهار تویی ...

 

نیلوفر حسینی

 

تاریخ ارسال : یکشنبه 5 فروردین 1397 14:26
صبح جمعه


صبح جمعه كه بیاید


از خواب بیدار شوم

تو نشسته باشی

 

تماشایم كنی و بگویی :


جانم

صبح جمعه ات بخیر ...

 

شاید این یک معجزه باشد


و تـــو

   پیامبر آرامش

          دل افروخته ی من ...

 

محمد سیمری

تاریخ ارسال : جمعه 25 تیر 1395 10:10
دلم دست هات را می خواهد

دلم صدات را می خواهد

            بوی موهات را می خواهد

 

وقتی خوابی

پشت آن پلک های معصوم

            آرامش نفس هات را می خواهد

 

اینجا در غیبت تـــو

سرم را در لباست فرو می برم

و آرام نمی گیرم

 

دست هات کجاست گل من؟

            دلم دست هات را می خواهد.

 

عباس معروفی 

 

تاریخ ارسال : یکشنبه 8 آذر 1394 19:40
امنیت

گاهی امنیت

 همه اش خلاصه می شود

به یک آغوش امن ،

          به یک بوسه از ته دل ،


به یک دوستت دارم ناب ،

            به یک دلم برایت تنگ شده ،


به یک چشمهایت چرا نم دارد ،

به یک من اینجایم ، دلم آنجاست که تـــو هستی

 

امنیت ساده تر از

 آن چیزی ست که خیالش را می کنی ،

 

یک لبخند است

برای او ی زندگی ات

یک دستانم را محکم بگیر ، ما هم را داریم

 

امنیت

تنها مختص مرد نیست ،

            بلکه زن هم امنیت است ،

 

امنیت مهر

و امنیت عشق ،

            امنیت مراقبه از رابطه

 

مرد و زن ندارد ؛

به نقطه ما شدن که رسیدی

          آرامش باش برای شریک زندگی ات


و باور کن هیچوقت 

معجزه عشق جوانه نمی زند ،

             مگر امنیت خاطری باشیم برای "او"ی زندگی مان

 

 

عادل دانتیسم

تاریخ ارسال : جمعه 6 آذر 1394 15:38
آدم چقدر زود پیر می شود

وقتی دلتنگ باشی

تمام آرامش یک ساحل را هم به تو بدهند

 

باز هم دل تـــو بارانی ست

 

خیس تر از دریا

         خراب تر از امواج ...

 

آدم چقدر زود پیر می شود ؛

وقتی احساسش ، اضافه تر از درک آدم هاست

 


+ کسی تنهایی یک مرد شاعر را نمی فهمد

تاریخ ارسال : چهارشنبه 20 آبان 1394 21:18
من نمی مانم اینجا !

باز هم

 از کنارت گذشتم ،

             دوستت دارم !

 

افسوس ...

"دوستت دارم هایت"

جنس شعرهایم را نمی خواهند !


می توانستی

نُت شوی تا آهنگ روزگارم باشی

می توانستم

            آرام ات باشم

                      در شب های بی قراری

من نمی مانم اینجا  !

امروز

نخستین روز

از ادامه ی روزهای عمر من است ،

امروز

روز تولد یک شعر تازه است

من نمی مانم اینجا  !

 


سید محمد مرکبیان

تاریخ ارسال : دوشنبه 25 اسفند 1393 20:45
اگر رسیدی ...

به خورشید اگر رسیدی ...

برای دلشوره هایم ، یک بغل آرامش

            برای جراحتهایم ، یک بهار مرهم بهار

                        برای سکوت خانه ، یک پنجره قناری بفرست !

 

به کوچه های نور می روی ؛

            به خورشید اگر رسیدی ...

 

برای غروبهای دلگیرم ،

            یک خورشید طلوع بفرست !

 

 

رضا کاظمی

 

تاریخ ارسال : شنبه 4 بهمن 1393 13:13
کل صفحات :2
1
2