شب جدایی تو


شب جدایی تو روز واپسین من است
که ناله هم نفس و گریه هم نشین من است

میان گبر و مسلمان از آن سرافرازم
که زلف و روی تو آیات کفر و دین من است

به عرصه‌ای که درآیند خیل سوختگان
منم که داغ تو آرایش جبین من است

فتاده تا نظرم بر کمان ابروی تو
چه دیده‌ها که ز هر گوشه در کمین من است

از آن زمان که زمین بوس آستان توام
سر ملوک جهان جمله بر زمین من است

به تختگاه محبت من آن سلیمانم
که اسم اعظم تو نقش بر نگین من است

من آن وجود شریفم که در قلمرو عشق
کمینه خاک رهت جان نازنین من است

به شادی دو جهانش نمی‌توان دادن
غمی که از تو نصیب دل غمین من است

فروغی از شرف خاک آستانهٔ دوست
تجلی کف موسی در آستین من است


فروغی بسطامی

تاریخ ارسال : جمعه 27 بهمن 1391 00:32
دل دیوانهٔ من قابل زنجیر نبود


دل دیوانهٔ من قابل زنجیر نبود

ورنه کوتاهی از آن زلف گره گیر نبود


دوش با طره‌اش از تیرگی بخت مرا

گله‌ای بود ولی قدرت تقریر نبود


عشق می‌گفتم و می‌سوختم از آتش عشق

که در این مساله‌ام فرصت تفسیر نبود


کی جهان سوختی از عشق جهان سوز اگر

در جهان جلوهٔ آن حسن جهان گیر نبود


بس که سرگرم به نظارهٔ قاتل بودم

هیچ آگهی ام از ضربت شمشیر نبود


یارب این صید فکن کیست که نخجیرش را

خون دل می‌شد و دل با خبر از تیر نبود


نازم آن شست کمان‌کش که به جز پیکانش

خواهشی در دل خون گشتهٔ نخجیر نبود


با غمش گر نکنم صبر، فروغی چه کنم

که جز این قسمتم از عالم تقدیر نبود

 

 

فروغی بسطامی

تاریخ ارسال : سه شنبه 10 بهمن 1391 22:46
كی رفته ای ز دل كه تمنا كنم تو را

كی رفته ای ز دل كه تمنا كنم تو را
كی بوده ای نهفته كه پیدا كنم تو را

غیبت نكرده ای كه شوَم طالب حضور
پنهان نگشته ای كه هویدا كنم تو را

با صد هزار جلوه برون آمدی كه من
با صد هزار دیده تماشا كنم تو را

چشمم به صد مجاهده آیینه ساز شد
تا من به یك مشاهده شیدا كنم تو را

بالای خود در آینـﮥ چشم من ببین
تا با خبر ز عالم بالا كنم تو را

مستانه كاش در حرم و دیر بگذری
تا قبله گاه مؤمن و ترسا كنم تو را

خواهم شبی نقاب ز رویت برافكنم
خورشید كعبه، ماه كلیسا كنم تو را

گر افتد آن دو زلف چلیپا به چنگ من
چندین هزار سلسله در پا كنم تو را

طوبی و سدره گر به قیامت به من دهند
یكجا فدای قامت رعنا كنم تو را

زیبا شود به كارگِه عشق كار من
هر گه نظر به صورت زیبا كنم تو را

رسوای عالمی شدم از شور عاشقی
ترسم خدا نخواسته رسوا كنم تو را



فروغی بسطامی

تاریخ ارسال : دوشنبه 24 مهر 1391 23:58