تبلیغات
شعری برای تـــو
 
بــی شــــکـــــ . . .
جهان را به عـشـق کسی آفریده اند
چون من که آفریده ام از عشق
جهـــانی بـــرای تـــــو . . .

حسین پناهی


علی
 
 
جمعه 29 فروردین 1393
14:44

 

بانوی موسیقی و گل ، شاپری رنگین کمون 

به قامت خیال من ململ مهتاب بپوشون   

 

بزار نسیم در به در گلبرگُ از یاد ببره   

برداره بوی تنتُ ، هرجا که می خواد ببره   

 

دست رو تن غروب بکش که از تو گلبارون بشه   

بزار که از حضور تو لحظه ترانه خوون بشه 

 

همسایه خدا می شم  مجاور شکفتنت 

خورشیدُ باور می کنم نزدیک رفتار تنت 

 

قطره ام از تو من ولی در گیر دریا شدنم   

دچار سحر عشق تو در حال زیبا شدنم 

 

بانوی موسیقی و گل ، اسطوره عاشق شدن   

تا من دوباره من بشم ، دوباره لبخندی بزن   

 

لبخنده ی  تو جانمو ، مغلوب رویا می کنه 

انگار جهان وامیسته و ما رو تماشا می کنه

 

بانوی موسیقی و گل ... 

بانوی موسیقی و گل ، تندیس شاعرانگی

نوازشم کن و ببر منو به جاودانگی 

 

شب از نگاهت آینه رو پر از ستاره می کنه 

برهنه می شه از خودش به من اشاره می کنه 

 

بانوی موسیقی و گل ...

 

 

ایرج جنتی عطایی

 






پنجشنبه 19 دی 1392
18:31

 

ببین ای بانوی شرقی ای مثل گریه صمیمی

همه هر چی دارم اینجاست تو این خورجین قدیمی

 

خورجینی که حتی تو خواب از تنم جدا نمی شه

مثل اسم و سرنوشتم دنبالم بوده همیشه

 

بانوی شرقی من ، ای غنی تر از شقایق

مال تو ، ارزونی تو ، خورجین قلب این عاشق

 

توی این خورجین کهنه شعر عاشقانه دارم

برای تو و به اسمت یه کتاب ترانه دارم

 

یه سبد گل دارم اما گل شرم و گل خواهش

قلبی از عاطفه سرشار قلبی تشنه ی نوازش

 

این بوی غریب راه نیست بوی آشنای عشقه

تپش قلب زمین نیست ، این صدا ، صدای عشقه

 

اسم تو داغی شرمه روی قلب سرد خورجین

خواستن تو یه ستاره ست پشت این ابرای سنگین

 

خورجینم اگه قدیمی اگه بی رنگه و پاره

برای تو اگه حتی ارزش بردن نداره

 

واسه من بود و نبوده هر چی که دارم همینه

خورجینی که قلب این عاشق ترین مرد زمینه

 

 

 

ایرج جنتی عطایی

 

 

 

 

19 دی ماه سالروز میلاد ایرج جنتی عطایی مبارک باد





برچسب‌ها : ابی |
دوشنبه 14 مرداد 1392
17:46

گل بارون زده من گل یاس نازنینم

می‌شکنم پژمرده می‌شم نذار اشکات رو ببینم


تا همیشه تورو داشتن ، داشتن تمام دنیاست

از تو و اسم تو گفتن بهترین همه حرفاست


با تو ، با تو اگه باشم وحشت از مردن ندارم

لحظه‌هام پُر می‌شه از تو وقت غم خوردن ندارم


ای غزلوارۀ دلتنگ که همه تنت کلامه

هنوز هم با گل گونه‌ات شرم اولین سلامه


ای تو جاری توی شعرم مثل عشق و خون و حسرت

دفتر شعر من از تو سبد خاطره‌هامه


ای گل شکسته ساقه گل پرپر

که به یاد هجرت پرنده‌هایی


توی یأس مبهم چشمهات می‌بینم

که به فکر یه سفر به انتهایی


سر به ‌زیر دل‌شکسته نازنینم

اگه ساده‌ست واسه تو گذشتن از من


مرثیه سر کن برای رفتن من

آخه مرگه واسه من از تو گذشتن


با تو ، با تو اگه باشم وحشت از مردن ندارم

لحظه‌هام پُر می‌شه از تو وقت غم خوردن ندارم


گل بارون زده من اگه دلتنگم و خسته

اگه کوچیدن طوفان ساقۀ منم شکسته


می‌تونم خستگی‌هات رو از تن پاکت بگیرم

می‌تونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم


می‌تونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم

می‌تونم برای خوبیت واسه سادگیت بمیرم

 

 

ایرج جنتی عطایی






برچسب‌ها : داریوش |
شنبه 5 مرداد 1392
00:16

ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستن
ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من


ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید
تو شبو از من گرفتی تو منو دادی به خورشید

اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی
برای من که غریبم تو رفیقی جون پناهی

ناجی عاطفۀ من شعرم از تو جون گرفته
رگ خشک بودن من از تن تو خون گرفته

اگه مدیون تو باشم اگه از تو باشه جونم
قدر اون لحظه نداره که منو دادی نشونم

وقتی شب شب سفر بود توی کوچه های وحشت
وقتی هر سایه کسی بود واسه بردنم به ظلمت

وقتی هر ثانیه شب طپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست بهترین لباس من بود

تو با دست مهربونی به تنم مرهم کشیدی
برام از روشنی گفتی پرده شبو دریدی

یاور همیشه مومن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوریت
برای من شده عادت


ای طلوع اولین دوست ای رفیق آخر من
به سلامت سفرت خوش ای یگانه یاور من

مقصدت هر جا که باشه هر جای دنیا که باشی
اونور مرز شقایق پشت لحظه ها که باشی

خاطرت باشه که قلبت سپر بلای من بود
تنها دست تو رفیقه دست بی ریای من بود

یاور همیشه مومن
تو برو سفر سلامت
غم من نخور که دوریت
برای من شده عادت

 

 

ایرج جنتی عطایی


با تشکر از بهترین رفیق سالهای اخیر






برچسب‌ها : داریوش |
شنبه 11 خرداد 1392
20:00

طعم خیس اندوه و اتفاق افتاده

یه آه ؛ خداحافظ ، یه فاجعه ی ساده

 

خالی شدم از رویا ، حسی منو از من برد

یه سایه شبیه من پشت پنجره پژمرد

 

ای معجزه خاموش  یه حادثه روشن شو

یه لحظه فقط یه آه از جنس شکفتن شو

 

از روزن این کنجِ خاکستری پرپر

مشغول تماشای ویرون شدن من شو

 

برگرد به برگشتن ، از فاصله دورم کن

یه خاطره با من باش ، یه گریه غرورم کن

 

از گرگر بی رحم این تجربه من سوز

پرواز رهایی باش به ضیافت دیروز

 

به کوچه که پیوستی شهر از تو لبالب شد

لحظه ، آخر لحظه ، شب ؛ عاقبت شب شد

 

آغوش جهان رو به دلشوره شتابان بود

راهی شدن حرف نقطه چین پایان بود

 

ای معجزه ی خاموش یه حادثه روشن شو

یه لحظه فقط یه آه از جنس شکفتن شو

 

از روزن این کنجِ خاکستری پرپر

مشغول تماشای ویرون شدن من شو



ایرج جنتی عطایی






سه شنبه 31 اردیبهشت 1392
13:11

از تو تا ویرونی من ، از تو تا مرز شکستن

فاصله وا کردن در ، فاجعه صدای بستن


برای ضیافت عشق ، اگه شب ، شبه غزل نیست

اگه نور آینه به آینه ، اگه گل بغل بغل نیست


برای گلدون دستات ، یه سبد رازقی دارم

بهترین قلب تو دنیا برای عاشقی دارم


ترسم از بی رحمی شب نیست ؛ ترسم از دلتنگی فرداست

ترسم از شب مرگی آواز ، ترسم از تدفین قمری هاست


سهمی از رجعت انسان ، سهمی از خداشدن باش

سهمی از معجزه عشق ، سهمی از معراج من باش


از تو تا ویرونی من ...

از تو تا ویرونی من ، از تو تا مرز شکستن

فاصله وا کردن در ، فاجعه صدای بستن


ایرج جنتی عطایی




برچسب‌ها : ابی |
یکشنبه 22 اردیبهشت 1392
18:37

شعله زد عشق و من از نو ، نو شدم

                        پر شدم از عشق تو ، مملو شدم

شوق شیدایی مرا از من گرفت

                        من به خود برگشتم از تو ، تو شدم

 

آه ، با تو من چه رعنا می شوم

                        آه ، از تو من چه زیبا می شوم

عطر لبخنده خدا می گیرم و

                        شکل آواز پری ها می شوم

 

با تو من هم جامه ی شب می شوم

                        هم طپش با گرگره تب می شوم

با تو من هم بستره گلبرگ ها

                        از شکفتن ها لبالب می شوم

 

آه ، هستی جز تمنای تو نیست

                        آه ، لذت جز تماشای تو نیست

یک نفس دور از تو باشم ، مرده ام

                        زندگی جز مرگ در پای تو نیست

 

شعله زد عشق و من از نو ، نو شدم

                        پر شدم از عشق تو ، مملو شدم

شوق شیدایی مرا از من گرفت

                        من به خود برگشتم از تو ، تو شدم

 

آه ، با تو من چه رعنا می شوم

                        آه ، از تو من چه زیبا می شوم

عطر لبخنده خدا می گیرم و

                        شکل آواز پری ها می شوم





ایرج جنتی عطایی



برچسب‌ها : داریوش |

 
 


در این وبلاگ
در كل اینترنت


بازدید امروز : عزیز
بازدید دیروز : عزیز

بازدید این ماه : عزیز
بازدید ماه قبل : عزیز

بازدید کل :
تعداد مطالب :

بیشترین بازدید : 7030 عزیز
در تاریخ : 18 اردیبهشت 1395

آخرین بروز رسانی :

آخرین بازدید :






[متن موسیقی در حال اجرا]