من از موهای بلندت کوتاه نمی آیم ...

می خواهی رژ صورتی بزن 

 

دامن گلدار بپوش 

            تاپ ، پیراهن ...

یا هر چه دوست داری تنت کن

 

اما ... 

دست به موهایت نزن

 

من از موهای بلندت کوتاه نمی آیم ... 

 

 

محسن حسینخانی 

 

من از موی بلندت کوتاه نمی آیم

 

تاریخ ارسال : دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 21:26
بی تابی پروانه ها

بیا و ...

به این‌ها بگو

کم خودشان را به پنجره اتاقم بکوبند !

 

بگو

آن طرف پنجره

شمع نیست

دل من است که آتش گرفته !!!

 

اصلا آن روز

 که روسری گلدارت را سرت کردی

فکر بی‌تابی این همه پروانه نبودی !؟

 

محسن حسینخانی

تاریخ ارسال : یکشنبه 14 شهریور 1395 22:32
حسودی

تـــو

 لیوان آبت را

با خیال راحت می نوشی

 

من حسودی می کنم

به لبه ی لیوان ،

که لب های تو به آن می خورد

لیوان به چشم های من ، که به تو خیره شده

و گلدان روی میز ، به من و لیوان !

 

تـــو

لیوان آبت را

 با خیال راحت می خوری

و همه چیز از تو آب می خورد !

 

 

محسن حسینخانی

تاریخ ارسال : دوشنبه 14 تیر 1395 00:56
قبرهای بدون سنگ ...

رفته بودی !

 

خواستم یادت را

بی آنکه کسی بفهد

در دل پنهان کنم ...

 

نمی دانستم

قبرهای بدون سنگ

مساحت بیشتری را

غمگین می کنند



محسن حسینخانی

 

تاریخ ارسال : سه شنبه 28 اردیبهشت 1395 23:50
باید زمان می گذشت ...

باید زمان می گذشت ...

 

زیبایی ات آرام آرام

روی گونه هایم می نشست

 

گاهی باید در خانه می ماندم و

            به رویای رنگین کمان فکر می کردم

 

گاهی هم به خیابان می زدم

چترم را باز می کردم

            و به صدای باران

قبل از زمین خوردنش گوش می دادم

 

باید زمان می گذشت ...

 

من و باران باهم دوست می شدیم

بعد زیبایی ات آرام آرام

            روی گونه هایم می نشست

 

 

محسن حسینخانی

تاریخ ارسال : جمعه 27 فروردین 1395 04:05
غروب جمعه

غروب جمعه

             را دوست دارم

 

به خاطر دلتنگی ات

که آرام آرام ، سرت را

            روی شانه ام می گذارد ...

 

 

محسن حسینخانی

تاریخ ارسال : جمعه 14 اسفند 1394 19:19
آمدن ات

پاییز هم تمام شد !

 

برای آمدنت

           برگ ها را 

                 دانه دانه شمردم !

         

   حالا نوبت ، برف هاست ...

 

 

محسن حسینخانی

تاریخ ارسال : چهارشنبه 2 دی 1394 20:32
کل صفحات :2
1
2