قبله


پشت دیوار شب یه راهی داره
که می ره یه راست در خونه ی ستاره

چهار قدم از ور دل ما که رد شی
می بینی ماه شب چهارده داره

خورشید خانومو ابروشو برمی داره ،
خورشید خانومو ابروشو برمی داره


بیا بریم اونجا که شباش بوی تو باشه تو هواش
باد که میاد رد شه بره بریزه سرت ستاره هاش

بیا بریم اونجا که شباش بوی تو باشه تو هواش
باد که میاد رد شه بره بریزه سرت ستاره هاش

وقتی میای قشنگترین پیرهنتو تنت کن
تاج سر سروریتو سرت کن

چشماتو مست کن همه جا رو بشکن
الا دل ساده و عاشق من

قبله یعنی حلقه ی چشم مستت
ضریح اونه که دست بزنم به دستت

جای دخیل پامو ببند تو خونه ا‌ت
به جای مهر سرمو بزار رو شونه ا‌ت ، سرمو بزار رو شونه ا‌ت

 

مسعود امینی

 

تاریخ ارسال : چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 18:16
بی بی گل


بگو که گل نفرستد کسی به خانه ی من

که عطر یاد تو پر کرده آشیانه ی من

 

تو چلچراغ سعادت فروز بخت منی

به جای ماه ، تو پرتو فشان به خانه ی من

                                      عزیزم ، عزیزم

 

به شوق روی تو ، من زنده ام ، خدا داند

برای زیستن اینک تویی بهانه ی من

                                      عزیزم ، عزیزم

 

صدام کن ای صداقت پیشه ، بی بی گل عتیقه

تمام دلخوشیم اینه ، که دل با تو رفیقه

 

صدام کن ای هوای تازه ، ای عطر رمنده

هوا پر شه ، پر از پرهای رنگی پرنده

 

بزن بارون ، بزن خیسم کن ، آبم کن ، ترم کن

کمک کن تازه بارون ، من غریبم ، پرپرم کن

 

بزن آتیش به جونم ، شعله کن ، خاکسترم کن

بذار سر روی دوشم ، سایه ات رو تاج سرم کن

 

صدام کن ای صداقت پیشه ، بی بی گل عتیقه

تمام دلخوشیم اینه ، که دل با تو رفیقه

 

تو عاشق پیشه ای ، همیشه ای ، محشر به پا کن

منو عاشق ترین آواره ی عالم صدا کن

 

من از مکتب سراغ قبله ی عشق رو گرفتم

تو این جا تا ابد از عشق ، مردن رو بنا کن

 

تو عاشق پیشه ای ، همیشه ای ، محشر به پا کن

منو عاشق ترین آواره ی عالم صدا کن

 

 

مسعود امینی

تاریخ ارسال : یکشنبه 22 دی 1392 14:11
سرتو بزار رو شونه هام


سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگیره ٬ بذار تا آروم دل بی تابت بگیره

بهم نگو از ما گذشته خیلی دیره ٬ حتی من از شنیدنش گریم میگیره


بذار رو سینم سرتو  چشمهای خیس و ترتو

بذار تا خوب نگات کنم       بو بکشم پیرهنتو

بغل کن و بچسب بهم بکش دوباره دست بهم
 جز تو کسی رو ندارم     نزدیک تر از نفس بهم


سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگیره ٬ بذار تا آروم دل بی تابت بگیره

بهم نگو از ما گذشته خیلی دیره ٬ حتی من از شنیدنش گریم میگیره


وقتی چشمات خوابش میاد ٬ آدم غمهاش یادش میاد

یه حالتی تو چشماته ٬ که عشق خودش باهاش میاد

سرتو بزار رو شونه هام خوابت بگیره ٬ بذار تا آروم دل بی تابت بگیره

بهم نگو از ما گذشته خیلی دیره ٬ حتی من از شنیدنش گریم میگیره

 


مسعود امینی

تاریخ ارسال : چهارشنبه 29 آذر 1391 01:17