جایی برای شعر . . . بــی شــــکـــــ . . . جهان را به عـشـق کسی آفریده اند چون من که آفریده ام از عشق جهـــانی بـــرای تـــــو . . . حسین پناهی tag:http://alisate.mihanblog.com 2019-01-15T23:22:06+01:00 mihanblog.com اگر مانده بودی 2019-01-09T11:15:25+01:00 2019-01-09T11:15:25+01:00 tag:http://alisate.mihanblog.com/post/2605 علی اگر مانده بودی تو را تا به عرش خدا می رساندم اگر مانده بودی تو را تا دل قصه ها می کشاندم   اگر با تو بودم به شب های غربت ، که تنها نبودم اگر مانده بودی ز تو می نوشتم ، تو را می سرودم   مانده بودی اگر نازنینم ، زندگی رنگ و بوی دگر داشت این شب سرد و غمگین غربت ، با وجود تو رنگ سحر داشت   با تو این مرغک پر شکسته ، مانده بودی اگر ، بال و پر داشت با تو بیمی نبودش ز طوفان ، مانده بودی اگر  ، همسفر داشت   هستی ام را به آتش کشیدی ، سوختم م
اگر مانده بودی تو را تا به عرش خدا می رساندم

اگر مانده بودی تو را تا دل قصه ها می کشاندم

 

اگر با تو بودم به شب های غربت ، که تنها نبودم

اگر مانده بودی ز تو می نوشتم ، تو را می سرودم

 

مانده بودی اگر نازنینم ، زندگی رنگ و بوی دگر داشت

این شب سرد و غمگین غربت ، با وجود تو رنگ سحر داشت

 

با تو این مرغک پر شکسته ، مانده بودی اگر ، بال و پر داشت

با تو بیمی نبودش ز طوفان ، مانده بودی اگر  ، همسفر داشت

 

هستی ام را به آتش کشیدی ، سوختم من ندیدی ندیدی

مرگ دل آرزویت اگر بود ، مانده بودی اگر ، می شنیدی

 

با تو دریا پر از دیدنی بود ، شب ستاره گلی چیدنی بود

خاک تن شسته در موج باران ، در کنار تو بوسیدنی بود

 

بعد تو خشم دریا و ساحل ، بعد تو پای من مانده در گل

مانده بودی اگر ، موج دریا تا ابد هم پر از دیدنی بود

 

با تـــو و عشق تو زنده بودم ، بعد تو من خودم هم نبودم

بهترین شعر هستی رو با تو ، مانده بودی اگر ، می سرودم

 

مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگر داشت

این شب سرد و غمگین غربت ، با وجود تو رنگ سحر داشت

 

 

هما میرافشار

]]>
خنده های حوا 2019-01-06T05:39:43+01:00 2019-01-06T05:39:43+01:00 tag:http://alisate.mihanblog.com/post/2604 علی تـــو مرا به عصر حجر برمی گردانی ! زمانی که آدم ، چایی را با خنده های حوا شیرین می کرد  ! احسان پرسا

تـــو

مرا به عصر حجر برمی گردانی !


زمانی که
آدم ،

چایی را با خنده های حوا شیرین می کرد  !



احسان پرسا



چای و لبخند

]]>
سی سالگی 2018-12-29T06:38:00+01:00 2018-12-29T06:38:00+01:00 tag:http://alisate.mihanblog.com/post/2603 علی بی پرده بگویمت چیزی نمانده است من سی ساله خواهم شد فردا را به فال نیک خواهم گرفت* حال همه ما خوب است

بی پرده بگویمت 

چیزی نمانده است من سی ساله خواهم شد 

فردا را به فال نیک خواهم گرفت




* حال همه ما خوب است


سی سالگی

]]>
یک قدم مانده ... 2018-12-21T05:39:10+01:00 2018-12-21T05:39:10+01:00 tag:http://alisate.mihanblog.com/post/2602 علی یک قدم مانده که پاییز به پایان برسد دختر شرقی یلدا به زمستان برسد   باد در خرمن موهای سیاهش پیچید که پریزاد غزل باف ، پریشان برسد   آمده دختر دی با سبدی برف به دست تا به یمن قدمش زیره به کرمان برسد   دامنش باغ گل است و به نسیمی شاید قمصر عطر تنش تا خود کاشان برسد   حافظ از او به صبا گفته و می خواسته است نفس شاخ نباتش به خراسان برسد   کاش سهم همه از عشق مساوی باشد پشت بن بستی هر کوچه ، خیابان برسد   کاش هر ساعت

یک قدم مانده که پاییز به پایان برسد

دختر شرقی یلدا به زمستان برسد

 

باد در خرمن موهای سیاهش پیچید

که پریزاد غزل باف ، پریشان برسد

 

آمده دختر دی با سبدی برف به دست

تا به یمن قدمش زیره به کرمان برسد

 

دامنش باغ گل است و به نسیمی شاید

قمصر عطر تنش تا خود کاشان برسد

 

حافظ از او به صبا گفته و می خواسته است

نفس شاخ نباتش به خراسان برسد

 

کاش سهم همه از عشق مساوی باشد

پشت بن بستی هر کوچه ، خیابان برسد

 

کاش هر ساعت و هر ثانیه یلدا باشد

پشت هم از در و از پنجره مهمان برسد

 

دست هر دخترک فال فروش غمگین

لااقل چـند گرم ، پسته ی خندان برسد

 

نکند خنده به روی لبمان یخ بزند

قصه ی شادیمان زوود به پایان برسد

 

باید از عشق بسازیم دژ و نگذاریم

دست اندوه به ایرانی و ایران برسد

 

فریبا سیدموسوی (رها)

 

]]>
عشق میان من و تو 2018-12-02T05:41:33+01:00 2018-12-02T05:41:33+01:00 tag:http://alisate.mihanblog.com/post/2601 علی عاشقت نشده‌ام که نداشته باشمت ،  که بگذارم بروم ، که رفیق نیمه راه باشم . عاشقت نشده‌ام که رویاهایت را با جان طلب نکنم  و در غم و لبخندت شریک نباشم . عاشقت نشده‌ام که ذوقت را موقع  شعر خواندن و گل خریدن و شمع روشن کردن نفهمم  و حال عاشقانه‌ات را با بوسه و آغوش نخرم . عاشقت نشده‌ام که بنویسی و نخوانم ، بزنی زیر آواز و مست نشوم ، از آینده بگویی و بگویم هیس!  من عاشقت شده‌ام که عاشقت کنم ، که عاشقت بمانم . من تو را برا

عاشقت نشده‌ام که نداشته باشمت ،

 که بگذارم بروم ، که رفیق نیمه راه باشم .


عاشقت نشده‌ام که

رویاهایت را با جان طلب نکنم

 و در غم و لبخندت شریک نباشم .


عاشقت نشده‌ام که ذوقت را موقع

 شعر خواندن و گل خریدن و شمع روشن کردن نفهمم

 و حال عاشقانه‌ات را با بوسه و آغوش نخرم .


عاشقت نشده‌ام که بنویسی و نخوانم ،

بزنی زیر آواز و مست نشوم ، از آینده بگویی و بگویم هیس!



 من عاشقت شده‌ام که عاشقت کنم ، که عاشقت بمانم
.


من تو را برای آنچه که هستی ،

برای گریه و لبخندت دوست می‌دارم


 و در این دنیا هیچ چیز برایم عزیزتر از صدایت وقتی که شعر می‌خوانی ،

 کلماتت وقتی که می‌نویسی ، نگاهت وقتی که به چشمان من است ،

دستانت وقتی که شمعی روشن می‌کند ، و قلبت وقتی که به من گلی هدیه می‌دهد نیست .

 

برایم سعدی بخوان

تا رفیق این همه سال عاشقی‌مان باز بگوید که

 من بی روی تو آرامم نیست . که من از عهد آدم تو را دوست دارم

و تو از همان وقت که توی بهشت بوسیدمت ، عاشقم شدی .


تـــو
عشق اول و آخر منی و من جنون اول و آخرت .

به آخرش فکر نکن ، چون این قصه پایان ندارد .

 چون از ازل تا ابد عشق آن اتفاقی‌‌ است که بین و تو میافتد .

 

 

مانگ میرزایی




به بهانه اولین سالگرد عروسی
 

]]>
بانوی چشم قهوه ای من ! 2018-11-25T06:40:10+01:00 2018-11-25T06:40:10+01:00 tag:http://alisate.mihanblog.com/post/2600 علی چشم های تـــو ... آبی نیست وگرنه حتما در آنها غرق می شدم سیاه نیست وگرنه حتما درآنها به خواب می رفتم سبز نیست وگرنه حتما در آنها گم می شدم اما نه دوست دارم غرق شوم نه به خواب بروم نه گم شوم ...   من دوست دارم هر صبح قله ای تازه از چشم هایت را فتح کنم و هر غروب جرعه ای از آنها بنوشم بانوی چشم قهوه ای من !   محسن حسینخانی

چشم های تـــو ...

آبی نیست

وگرنه حتما در آنها غرق می شدم

سیاه نیست

وگرنه حتما درآنها به خواب می رفتم

سبز نیست

وگرنه حتما در آنها گم می شدم

اما

نه دوست دارم غرق شوم

نه به خواب بروم

نه گم شوم ...

 

من دوست دارم هر صبح

قله ای تازه از چشم هایت را فتح کنم

و هر غروب جرعه ای از آنها بنوشم

بانوی چشم قهوه ای من !


 

محسن حسینخانی

]]>
یک عالمه از تـــو را میخواهم ... 2018-11-13T05:39:09+01:00 2018-11-13T05:39:09+01:00 tag:http://alisate.mihanblog.com/post/2599 علی من تمام دنیا را کنار گذاشته ام   و از تمامش یک جای بی سر و صدا مقداری تنهایی ... یک‌ فنجان قهوه ، و یک عالمه از تـــو را میخواهم  ...     حسین زارع

من

تمام دنیا را کنار گذاشته ام

 
و از تمامش

یک جای بی سر و صدا

مقداری تنهایی ...

یک‌ فنجان قهوه ،

و یک عالمه از تـــو را میخواهم  ...

 

 

حسین زارع


]]>
اشتیاق دیدن چشمهای منتظر 2018-10-31T10:30:31+01:00 2018-10-31T10:30:31+01:00 tag:http://alisate.mihanblog.com/post/2597 علی تمام دنیا باید خلاصه شود در یک چهاردیواری پر از گلدان و عطر و عشق تمام خوشی باید خلاصه شود در صدای پایی که از راه پله ها به سمت خانه می آید  و دخترکی که پشت در یک بار دیگر خودش را در آینه برانداز می کند یک لبخند می زند و بی آنکه منتظر زنگ در باشد در را باز می کند خوشبختی یعنی اشتیاق دیدن چشمهای منتظر و یک خسته نباشید از زبان کسی که با فکرش تمام مسیر را میان‌بر زده ای   زندگی یعنی  اگر امروز خنده هایش کم رنگ شد

تمام دنیا باید خلاصه شود

در یک چهاردیواری

پر از گلدان و عطر و عشق

تمام خوشی باید خلاصه شود

در صدای پایی که از راه پله ها

به سمت خانه می آید

 و دخترکی که پشت در

یک بار دیگر خودش را در آینه برانداز می کند

یک لبخند می زند

و بی آنکه منتظر زنگ در باشد

در را باز می کند

خوشبختی یعنی

اشتیاق دیدن چشمهای منتظر

و یک خسته نباشید

از زبان کسی که با فکرش

تمام مسیر را میان‌بر زده ای

 

زندگی یعنی

 اگر امروز خنده هایش کم رنگ شد

تـــو بجای او بخندی

 تا خدا فردایتان را رنگین کمانی کند

 

 

عادل دانتیسم

 

]]>
عشق تو 2018-10-13T05:39:09+01:00 2018-10-13T05:39:09+01:00 tag:http://alisate.mihanblog.com/post/2596 علی بیشترین چیزی که  در عشق تـــو آزارم می دهد  این است که چرا نمی توانم بیشتر دوستت بدارم   و بیشترین چیزی که  درباره حواس پنجگانه عذابم می دهد این است که چرا آنها فقط پنج تا هستند نه بیشتر!؟   زنی بی نظیر چون تو به حواس بسیار و استثنایی نیاز دارد به عشق های استثنایی و اشک‌های استثنایی ... نزار قبانی

بیشترین چیزی که

 در عشق تـــو آزارم می دهد 

این است که چرا نمی توانم

بیشتر دوستت بدارم

 

و بیشترین چیزی که

 درباره حواس پنجگانه عذابم می دهد

این است که چرا آنها فقط پنج تا هستند نه بیشتر!؟

 

زنی بی نظیر چون تو

به حواس بسیار و استثنایی نیاز دارد

به عشق های استثنایی

و اشک‌های استثنایی ...




نزار قبانی

]]>
+ هواتو ازم بگیری میمیرم 2018-09-25T03:50:25+01:00 2018-09-25T03:50:25+01:00 tag:http://alisate.mihanblog.com/post/2595 علی چراغ خونه رو روشن نگه دار تـــو باشی باورم میشه ، "رسیدن" خدا ما رو برای هم فرستاد مگه میشه از این عشق ، دل بریدن   تمام زندگیم زیر پاته قدم بردار که این راه کمی نیست اگه کوه باشه پشتت ، مطمئن باش مثل من تکیه گاه محکمی نیست   هواتو ازم بگیری میمیرم نفس هامو از خود تـــو میگیرم اونی که بدون تـــو هیچه ، منم نمیشه از عشق تـــو دل بکنم   تـــو رویاترین خوابی ، تو بیداری تـــو رو دیدم تـــو از اعجاز این عشقی  که

چراغ خونه رو روشن نگه دار

تـــو باشی باورم میشه ، "رسیدن"

خدا ما رو برای هم فرستاد

مگه میشه از این عشق ، دل بریدن

 

تمام زندگیم زیر پاته

قدم بردار که این راه کمی نیست

اگه کوه باشه پشتت ، مطمئن باش

مثل من تکیه گاه محکمی نیست

 

هواتو ازم بگیری میمیرم

نفس هامو از خود تـــو میگیرم

اونی که بدون تـــو هیچه ، منم

نمیشه از عشق تـــو دل بکنم

 

تـــو رویاترین خوابی ،

تو بیداری تـــو رو دیدم

تـــو از اعجاز این عشقی

 که جونمو براش میدم

 

صدام کن تا بازم اسمم

رو لب های تـــو زیبا شه

نمیذارم کسی جز تـــو ،

 تو فکر و قلب من باشه

 

هواتو ازم بگیری میمیرم

نفس هامو از خود تـــو میگیرم

اونی که بدون تـــو هیچه ، منم

نمیشه از عشق تـــو دل بکنم

 


 



 دانلود آهنگ هواتو نگیری با صدای بیژن مرتضوی
]]>
پاییز ، شروع عاشقانه هاست 2018-09-23T08:42:12+01:00 2018-09-23T08:42:12+01:00 tag:http://alisate.mihanblog.com/post/2594 علی چه کسی گفته پاییز دلگیر است ؟ اصلا انگ دلگیری به پاییز نمی چسبد فصل انار ، فصل نارنگی فصل رنگ های قرمز و نارنجی          فصل بادهای باموقع و بی موقع                  که می پیچد لای موهایت و عطرش مرا مست میکند   فصل قدم زدن زیر باران کجایش دلگیر است ؟               

چه کسی گفته پاییز دلگیر است ؟

اصلا انگ دلگیری به پاییز نمی چسبد


فصل انار ، فصل نارنگی

فصل رنگ های قرمز و نارنجی       

 

فصل بادهای باموقع و بی موقع                 

که می پیچد لای موهایت و عطرش مرا مست میکند

 

فصل قدم زدن زیر باران

کجایش دلگیر است ؟      

           

به هوای سرمایش دستانم را محکم تر میگیری

فصلی که دستانمان

 بیشتر در هم گره بخورد

کجایش دلتنگی دارد ؟

 

قطعا نمیشود طعنه دلگیری را

به فصلی که با مهر می آید ، زد ...

 

پاییز ، شروع عاشقانه هاست

 

 

سیما امیرخانی

]]>
دلتنگی 2018-09-16T07:42:12+01:00 2018-09-16T07:42:12+01:00 tag:http://alisate.mihanblog.com/post/2592 علی دلتنگی یعنی فکر کردن به پروازبه خنده‌های بی‌دلیلت در راه خانه نگاه‌‌های "مال خودمی"ا‌ت در جمع   دلتنگی یعنیکش رفتن آدامس جویده‌ ات و غوطه‌ور شدن در طعم لب ‌هات   دلتنگی یعنیچشم‌‌های تـــو امشب سرخ بود و چشم‌‌های من خیس ...   عباس معروفی

دلتنگی یعنی

 فکر کردن به پرواز

به خنده‌های بی‌دلیلت در راه خانه

نگاه‌‌های "مال خودمی"ا‌ت در جمع

 

دلتنگی یعنی

کش رفتن آدامس جویده‌ ات

و غوطه‌ور شدن در طعم لب ‌هات

 

دلتنگی یعنی

چشم‌‌های تـــو امشب سرخ بود

و چشم‌‌های من خیس ...

 



عباس معروفی

]]>
بد عادتم کن به عشق ! 2018-09-13T06:41:11+01:00 2018-09-13T06:41:11+01:00 tag:http://alisate.mihanblog.com/post/2593 علی باید یاد گرفت  با تـــو گل گفت ، گل شنفت ! یا با تو زیر تگرگ حتی شکفت !   باید یاد گرفت حرف‌ که میزنی از لبهایت سبد سبد گل همیشه بهار ، از چشم هایت دریا دریا مروارید و از دست هایت آسمان آسمان پرواز برداشت   پا در میانی کن تا امشب که خاطره‌ات داشت  اتاقم را زیر و رو می‌کرد کمی بیشتر بماند ! به خوابم بیاید !  رفتن را از یاد ببرد !   بشنو سخنم را بد عادتم کن به آمدن به نرفتن ، به ماندن ، به دوست داشتن ...

باید یاد گرفت 

با تـــو گل گفت ، گل شنفت !

یا با تو زیر تگرگ حتی شکفت !

 

باید یاد گرفت

حرف‌ که میزنی از لبهایت

سبد سبد گل همیشه بهار ،

از چشم هایت دریا دریا مروارید

و از دست هایت آسمان آسمان پرواز برداشت

 

پا در میانی کن تا

امشب که خاطره‌ات داشت 

اتاقم را زیر و رو می‌کرد کمی بیشتر بماند !

به خوابم بیاید !

 رفتن را از یاد ببرد !

 

بشنو سخنم را

بد عادتم کن به آمدن

به نرفتن ، به ماندن ،

به دوست داشتن ....

 

بد عادتم کن به عشق !

 



حامد نیازی

]]>