جایی برای شعر ...
شعری برای تـــو ...
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
مرد اگر بودم ...

مرد اگر بودم

نبودنت را غروب های زمستان

در قهوه خانه ی دوری ، سیگار می کشیدم

نبودنت دود می شد

و می نشست روی بخار شیشه های قهوه خانه

بعد تکیه می دادم به صندلی

چشمهایم را می بستم و انگشتانم را

 دور استکان کمر باریک چای داغ حلقه می کردم تا بیشتر از یادم بروی 

نامرد اگر بودم

نبودنت را تا حالا باید فراموش کرده باشم

مرد نیستم اما ، نامرد هم نیستم

زنم و ...

نبودنت ، پیرهنم شده است !

 


رویا شاه حسین زاده

 




 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic