بــی شــــکـــــ . . .
جهان را به عـشـق کسی آفریده اند
چون من که آفریده ام از عشق
جهـــانی بـــرای تـــــو . . .

حسین پناهی


علی
 
 
یکشنبه 7 آبان 1396
08:08

صبح

حادثه ی چشمان تـــوست


و لبخندی که

با نور اتفاق می افتد


و در من شعری می شود

به وسعت دوستت دارم های ناگهانی  ...

 





دوشنبه 1 آبان 1396
09:09

آبان ؛ اسم کوچکم بود        

و پاییز ؛ مادری که نافم را از چنارهای زرد برید


هر بار که

برگی از شاخه افتاد

گنجشکها دورتر شدند


و من باورم شد که اتفاق

از کوچ پرستویی تنها ، سیاه تر است


کمی بلند پروازی شاید
...

خش خش ؛ صدای من است


و تـــو ؛ عابری شاد 
...

که جانم را تا استخوان نوازش می دهی .


 

حمید جدیدی





یکشنبه 30 مهر 1396
12:31

 

خبر خوب این است که روزی کسی میاید  ...


در میان روزهای خاکستری تان ،

 دست هایتان را خواهد گرفت .

گرمتر ، صمیمی تر و هزار بار عاشقانه تر  ...


کسی که

شبیه به آفتاب بعد از یک روز برفی ،

 به تن روزهای سردتان میچسبد  ...


کسی میاید از جنس محبت

که مرهم تمام زخم هایتان میشود

 و تمام ترس و کابوس هایتان را در آغوش آرامش حل خواهد کرد ...

 

کسی خواهد آمد برای ساختن دوباره ی شما

که من آن شخص را

معجزه ای از طرف خدا می نامم  ...

 

 

سحر رستگار





دوشنبه 24 مهر 1396
08:08

بپوش مرا ، ولی برعکس !

که در آغوش بگیرمت طولانی ...

تا نفس هایمان گره ی کور بخورد !


که لب هایمان در راه برگشت

 از میهمانی پاییزی هم 

راه خانه را گم کنند !

 

تن کن مرا ، تنگ ...

که صدای ترک استخوانهایم

گم شود در خش خش عاشقانه ی پیاده رو !

 

با من باش

از این پاییز تا همیشه ....

 

 

حامد نیازی





چهارشنبه 19 مهر 1396
21:21


من اگر رنگ بودم قرمز می‌شدم

با غلظتی که به دوست داشتن ات بیاید


 یا اگر فصل بودم پاییز ...


اگر گل بودم جز مریم نمی‌شدم

می‌دانم قرمز نیست

اما هر جای خانه که باشی

خودش را به مشامت می‌رساند



 اگر قرار باشد چیزی جز این باشم

بدون شک به دوست داشتنت نزدیک می‌شدم

که مشخص باشد ؛ که بپیچد ...

 

حالا که دست و بالم بسته است

به سبک خودمان دوستت دارم ، اما عمیق ...

 

 

مریم قهرمانلو





دوشنبه 10 مهر 1396
20:41

از سر عادت نیست که وقتی میروی

تا دم در همراهی ات میکنم

 

و بعد تا آخرین چشم انداز

تا جایی که سر میچرخانی ، لبخند می زنی

مبهوت رفتنت می شوم باز

آخر چیزی از دلم کنده می شود

که می خواهم با چشمهام نگهش دارم

 

لعنت به رفتنت که قشنگ می روی !

 

از سر عادت نیست

که هیچوقت باهات خداحافظی نمی کنم

 

عشق من !

رفتنت همیشه یعنی برگشتن

 

از سر عادت نیست

که وقتی برمی گردی

حتی موهای سرم میخندد

 

هیچ چیزی دل انگیزتر از برگشتنت نیست

 

نارنجی !

تـــو که نمی دانی

وقتی برمی گردی

دنیا پشت سرت بی رنگ می شود

 

 

 

عباس معروفی





یکشنبه 26 شهریور 1396
00:00

مست کرد امشب نسیم مست شهریور مرا

گرچه باز از چشمِ تر ، آبانم ؛ از دل ، آذرم


ماه شهریور پر است از خاطرات عشق من

من به جان تا زنده باشم ، عاشق شهریورم




مهدی اخوان ثالث


+ سالگرد عقدمان مبارک عزیزم



حلقه ازدواج


کیک ازدواج



ادامه مطلب

 
 


در این وبلاگ
در كل اینترنت


بازدید امروز : عزیز
بازدید دیروز : عزیز

بازدید این ماه : عزیز
بازدید ماه قبل : عزیز

بازدید کل :
تعداد مطالب :

بیشترین بازدید : 7030 عزیز
در تاریخ : 18 اردیبهشت 1395

آخرین بروز رسانی :

آخرین بازدید :






[متن موسیقی در حال اجرا]