بــی شــــکـــــ . . .
جهان را به عـشـق کسی آفریده اند
چون من که آفریده ام از عشق
جهـــانی بـــرای تـــــو . . .

حسین پناهی


علی
 
 
  زن
پنجشنبه 17 اسفند 1396
10:38


زن پونه است

گهواره ی رویاست


بوته ی نعنایی که

 جهان را خوشبو می کند  ...


ساده گی ات عسل است
 !

که صبح زود با شیری تازه می آمیزد


می خواهم
 به ساده ترین شکل با تـــو حل شوم  ...!

 


غلا
مرضا بروسان

 

عزیزِ جان ، روزت مبارک

بابت تمام لحظات شیرینی که در کنار تـــو

 به زندگیم افزوده شد ، ازت ممنونم

 

 

+ روز جهانی زن و میلاد حضرت مادر (س) ، بر تمامی همسران و مادران مهربان مبارک

 





چهارشنبه 9 اسفند 1396
11:34

 
همیشه

در ناگهانی ترین لحظه ،

 عزیزترین دارایی مان از دست می رود !


و ما درست همان موقع یادمان می افتد ،

 چقدر "دوستت دارم" هایمان را نگفته ایم ،

" از اینکه دارَمت شادترینم" را نگفته ایم ...


همیشه دیر یادمان می افتد

 برای آنچه که داریم با خوشحالی شکر گوییم  .


همیشه دیر می شود

و ما بعدش ، تمام اندوهمان 

از حرف هایی ست که نزده ایم .

 

 

سپیده امیدی







  صبح
دوشنبه 7 اسفند 1396
10:28

بوسه ات را باید

با قهوه ام به هم بزنم


بیدار شو
 !

من بدون دوست داشتنت

 صبحانه كه هیچ ،

صبح هم از گلویم پایین نمی رود  ...

 


علی قاضی نظام





شنبه 5 اسفند 1396
11:21

آهای بانوی این شعر ...


خوب به کلماتم نگاه کن

تک تک این ها را از اعماق قلبم برایت آوردم !


خوب به چشمانم خیره شو

وقتی میگویم دوستت دارم 

و خوب لب هایم را تماشا کن 

وقتی اسمت را به زبان می آورم ...

همه شان میخواهند فقط یک چیز را به تو بگویند


که تـــو تنها موجودی هستی که

وقتی رو به روی من قرار میگیری

دیگر از خدا هیچ نمیخواهم !

آهای بانوی این لحظه ها ...

تو برای من از هر چیزی زیباتری !!


و من تو را با هیچ ؛

خوب دقت کن

با هیچ عوض نخواهم کرد !!

 

محسن دعاوی

 





چهارشنبه 2 اسفند 1396
08:00

داشت برایم شعر میخواند

که پریدم میان یکی از مصرع ها و گفتم  :

بوسه دارید ؟

 

ابروهایش را گره زد و با لبخند نگاهم کرد  !

 

تکرار کردم شما بوسه دارید !؟

از آن بوسه ها که انتها ندارند !

 

که دوستت دارم هایم را لابه لایش بچشی و بفهمی  !

از آن بوسه ها که دهانم را طوری پر کند

از گوشه ی لبهایم بچکد روی لباسم ؛

گل کند ، شکوفه بزند ، بهار برسد !

 

از آن بوسه ها که

 تا ماه ها لبهایم را بچشم

 و با لبخند بگویم چقدر شیرینی  !

 

خندید ...

خندید و با چشم های بسته نگاهم کرد !

خندید و با لب بسته دیوانه خطابم کرد !

 

بلند گفت : دوستت دارم مجنون جان !

 

و من از خوشی میان شعری که میخواند

قافیه در قافیه ، ردیف شدم  !

 

زندگی انگار این بود ؛

دو مصرع ، کنار هم ، یک شاه بیت !

با طعم بوسه !

 

 

 حامد نیازی





پنجشنبه 19 بهمن 1396
13:13


و چه قدر خسته‌ ام از "چرا؟"

از "چه گونه؟"


خسته‌ام از سؤال‌ های سخت

پاسخ‌های پیچیده

از کلمات سنگین

فکرهای عمیق

پیچ‌های تند

نشانه‌های بامعنا ، بی‌معنا


دلم تنگ می‌شود گاهی ،

برای یک «دوستت دارم» ساده

دو «فنجان قهوه ی داغ»

سه «روز تعطیلی در زمستان»

چهار «خنده‌ ی بلند»

و پنج« انگشت»دوست داشتنی !

 

 

مصطفی مستور





سه شنبه 17 بهمن 1396
15:30

دوست دارم رک بگویم

بوسه های محکمتری می خواهم


خوب که نوشیدیم

وقتی به موهای پریشان ات رسیدم

بوسه ی داغ و محکم می خواهم


و هیجانِ رقصی که فریاد بزند :

ما همدیگر را دوست داریم ...


دیگر بهتر از این نمی توانم دردم را بگویم ،


تـــو
 که خوب ترینی!

من بوسه های محکم می خواهم ...

 

 

بهنود فرازمند





 
 


در این وبلاگ
در كل اینترنت


بازدید امروز : عزیز
بازدید دیروز : عزیز

بازدید این ماه : عزیز
بازدید ماه قبل : عزیز

بازدید کل :
تعداد مطالب :

بیشترین بازدید : 3390 عزیز
در تاریخ : 19 مرداد 1393

آخرین بروز رسانی :

آخرین بازدید :






[متن موسیقی در حال اجرا]