جایی برای شعر ...
شعری برای تـــو ...
 
آخرین مطالب
 
پیوندهای روزانه
بچسب به من ...

بچسب به من !

مثل چای بعد از کار ؛

مثل دیدار دانه‌ی انگور با لب ؛

آن هم وسط تماشای فیلم‌های پر از بوسه ؛

مثل خواب بعد از خواندن شعرهای مربوط ...

 

مثل نوازش نرم آفتابِ اول صبح ؛

مثل صبحانه‌ی بعد از حمام ؛

 

مثل پیراهنی که اولین‌بار می‌پوشی

و آینه از ذوق می‌خندد ؛

 

مثل نشستن پروانه روی دستگیره‌ی در و کمی دیر شدن !

 

مثل کفش‌هایی که سمت روز تازه ایستادند ؛

مثل سلام پیرمردی که بوی نان تازه جوانش کرده ؛

مثل لبخند معشوقه‌ی چشم به‌راه و هنوز زیبایش ؛

 

مثل خودمانی شدن اسم تـــو با لب‌هایم ...

 

بچسب

بچسب به من

مرا به خودم بیاور

به لب‌هایت

به هرچه قشنگی در دنیاست ...

 

 

رسول ادهمی



شاعر : رسول ادهمی ,
بودن


گر بدینسان زیست باید پست


من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم


                                 بر بلند كاج خشك كوچه ی بن بست

 

گر بدینسان زیست باید پاك


من چه نا پاكم اگر ننشانم از ایمان خود ، چون كوه


                               یادگاری جاودانه ، بر طراز بی بقای خاك

 

 

احمد شاملو

 



شاعر : احمد شاملو ,
اگر ماه از تو زیباتر بود ...

اگر ماه از تو زیباتر بود

هرگز دوستت نمی داشتم


اگر موسیقی

از صدای تو دل انگیزتر بود

هرگز به صدای تو گوش نمی سپردم


اگر آبشار اندامش از تو

متناسب تر بود

هرگز نگاهت نمی کردم


اگر باغچه از تو

خوش‌بو تر بود

هرگز تو را نمی بوئیدم


اگر در مورد شعر هم از من بپرسی

بدان ؛ اگر به تو مانند نبود

هرگز نمی سرودمش

 

شیرکو بیکس



شاعر : شیرکو بیکس ,
مهندس شاعر




اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر

سر و سریست که با موی پریشان دارد


روز مهندس



تا زمانی که رسیدن به تـــو امکان دارد

زندگی درد قشنگیست که جریان دارد


زندگی درد قشنگیست به جز شبهایش

که بدون تو فقط خواب پریشان دارد


یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند ؟

کار خیر است ، اگر این شهر مسلمان دارد!


خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند

خواب دیدم که تو رفتی ، بدنم جان دارد!


شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ، ولی

من به تو ، او به نماز خودش ایمان دارد


اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر

سر و سریست که با موی پریشان دارد


"
من از آن روز که در بند توام" فهمیدم

زندگی درد قشنگیست که جریان دارد


 

علی صفری



تنها صدایت ...

خرمن گیسویت را نمی خواهم ؛

و کمان ابرویت را یا نرگس چشم ...


یا غنچه ی دهان یا قامت سرو ...

یا لب لعل و ماه صورتت را نمی خواهم !


آه ، اگر چیزی هست
 

برای رام کردن این اسب وحشی روح

صدایت صدایت صدایت

تنها صدایت از پشت تلفن راه دور ...

 

 

مصطفی مستور




روز عشق

ولنتاین ، سپندارمذگان ،

یا هر روز عشق دیگری و به هر فرهنگی ، فرقی نمی کند

بد نیست گاهی به هر بهانه ای یادمان بیُفتد که

 "عشق" ، واقعاً مقدس است  

 

بد نیست یادمان باشد ؛

که عزیزانمان ،

فقط به دوست داشتن دلی ما نیاز ندارند ،

بدون ابراز که نمی شود  !!!

 

گاهی باید

با رفتاری ، کلامی ، لبخندی ،

هدیه ای ، به آن ها یادآوری کنیم که دوستشان داریم


یادمان باشد

میزان علاقه و دوست داشتن

ما را هیچ کس نمی تواند حدس بزند  !

 

و یادمان باشد

علاقه و دوست داشتن ها را باید گفت ،

قبل از آن که دیر شود

 

در عشق ، غرور ، واقعاً بی معناست

 

اگر کسی را دوست داری ،

همین امروز هرجور شده اثباتش کن

 

همه مان به "عشق" نیاز داریم ،

 

بدون "عشق" ،

آدم شبیه رُبات می شود  !



نرگس صرافیان طوفان




ولنتاین

Love is a sacerd mystery

Kahlil Gibran




دلتنگی

اما بیایید یک چیزی در گوش‌تان بگویم :

رفتن ، نبودن ، نباید زیاد طول بکشد

نباید عادت شود


نباید گذاشت دلتنگی به حد نهایت برسد

نباید گذاشت دل به دلتنگی خو کند ، یادش بگیرد و با آن کنار بیاید


آدم نباید آن‌قدر برود و دور شود

که از مدار جاذبه‌ی کسانی که دوستش دارند خارج شود


بگذارید در گوش‌تان بگویم
:


آدمی که یک بار تا پای مرگ رفته باشد

و برگشته باشد ، دیگر از مرگ نمی‌ترسد


آدمی که یک بار تا سر حد مرگ دلتنگ شده باشد

 و زنده مانده باشد ، دیگر از فقدان نمی‌ترسد

 


حسین وحدانی



تعداد کل صفحات: 336


 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic