>  حدیث قدسی 13

 

یا أحْمَدُ! أبْغِضِ الدُّنْیا وَأهْلَها وَأحِبَّ الاْخِرَةَ وَأَهْلَها.
قالَ: یا رَبِّ! وَمَنْ أهْلُ الدُّنْیا وَمَنْ أهْلُ الاْخِرَة؟

 

اى احمد! دنیا و اهل آن را  دشمن بدار  و آخرت و اهل آن را دوست بدار.
عرض كرد: اى خداى من! اهل دنیا و اهل آخرت چه كسانى هستند؟

 

قالَ: أهْلُ الدُّنْیا مَنْ كَثُرَ أكْلُهُ وَضِحْكُهُ وَنَوْمُهُ وَغَضَبُهُ، قَلِیلُ الرِّضا،

لا یَعْتَذِرُ إلى مَنْ أساءَ إلَیْهِ وَلا یَقْبَلُ عُذْرَ مَنِ اعْتَذَرَ إلَیْهِ.
كَسْلانُ عِنْدَ الطّاعَةِ وَشُجاعٌ عِنْدَ الْمَعْصِیَةِ.
أَمَلُهُ بَعِیدٌ وَأجَلُهُ قَرِیبٌ لا یُحاسِبُ نَفْسَهُ.
قَلِیلُ الْمَنْفَعَةِ، كَثِیرُ الْكَلامِ،

قَلِیلُ الْخَوْفِ، كَثِیرُ الْفَرَحِ عِنْدَ الطَّعامِ،

فرمود: اهل دنیا كسى است كه خوردن و خندیدن و خواب و غضبش زیاد و رضایت او كم مى باشد.
اگر به كسى بدى كرد از او پوزش نمى طلبد و عذر كسى را كه از او عذر خواهى مى كند نمى پذیرد.
هنگام عبادت، كسل و هنگام معصیت، شجاع است.
آرزویش دور و دراز و مرگش نزدیك است. به حساب خود نمى پردازد.
نفعش به دیگران كم مى رسد. حرف زیاد مى زند.
ترس كم دارد. هنگام رسیدن به غذا، بسیار شادمان مى شود.

 

وَإنَّ أهْلَ الدُّنْیا لا یَشْكُرُونَ عِنْدَ الرَّخاءِ وَلا یَصْبِرُونَ عِنْدَ الْبَلاءِ.
كَثِیرُ النّاسِ عِنْدَهُمْ قَلِیلٌ.
یَحْمِدُونَ أنْفُسَهُمْ بِما لا یَفْعَلُونَ

وَیَدَّعُونَ بِما لَیْسَ لَهُمْ وَیَتَكَلَّمُونَ بِما یَتَمَنُّونَ.
وَیَذْكُرُونَ مَساوِئَ النّاسِ وَیُخْفُونَ حَسَناتِهِمْ.

اهل دنیا هنگام نعمت، شكر و هنگام بلا، صبر نمى كنند.

زیادی مردم نزد آنها کم است

به كارهایى كه انجام نداده اند خودستایى مى كنند

و چیزى را ادّعا مى كنند كه واجد آن نیستند و از روى آرزو و هوس سخن مى گویند.
عیوب دیگران را بازگو ولى خوبى هاى آنها را مخفى مى كنند.

 

فَقالَ: یا رَبِّ! كُلُّ هـذَا الْعَیْبِ فِی أهْلِ الدُّنْیا؟

قالَ: یا أحْمَدُ! إنَّ عَیْبَ أهْلِ الدُّنْیا كَثِیرٌ،

فِیهِمُ الْجَهْلُ وَالْحُمْقُ، لا یَتَواضَعُونَ لِمَنْ یَتعَلَّمُونَ مِنْهُ

وَهُمْ عِنْدَ أنْفُسِهِمْ عُقَلاءٌ وَعِنْدَ الْعارِفِینَ حُمَقاءٌ.


عرض كرد: آیا اهل دنیا این همه عیب دارند؟ 

فرمود: اى احمد! اهل دنیا عیب فراوان دارند.
جاهلند، احمقند، در مقابل استاد خود تواضع نمى كنند،

خود را عاقل مى پندارند در حالى كه نزد اهل معرفت احمق هستند.

 

 

 

> حدیث قدسی 14

 

یا أحْمَدُ! إنَّ أهْلَ الْخَیْرِ وَأهْلَ الاْخِرَةِ رَقِیقَةٌ وُجُوهُهُمْ،

 كَثِیرٌ حَیاؤُهُمْ، قَلِیلٌ حُمْقُهُمْ، كَثِیرٌ نَفْعُهُمْ قَلِیلٌ مَكْرُهُمْ،

اَلنّاسُ مِنْهُمْ فِی راحَة وَأنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِی تَعَب،

كَلامُهُمْ مَوْزُونُ، مُحاسِبینَ لاِنْفُسِهِمْ، مُتْعِبِینَ لَها،

تَنامُ أعْیُنُهُمْ وَلا تَنامُ قُلُوبُهُمْ.
أعْیُنُهُمْ باكِیَةٌ وَقُلُوبُهُمْ ذاكِرَةٌ،

 

اى احمد! اهل خیر و آخرت شرمگیناند.
حیاى آنها زیاد و حماقتشان كم و نفع آنان فراوان و حیله آنها اندك است.
مردم از دست آنها در رفاهند ولى خودشان از دست خویش در رنجند.

كلامشان سنجیده است . به حساب خود مى پردازند. خود را به زحمت مى افكنند.
چشمهایشان مى خوابد ولى قلبشان نمى خوابد.

چشمانشان گریان و قلبهایشان به یاد خداست.

 

 

إذا كُتِبَ النّاسُ مِنَ الْغافِلِینَ كُتِبُوا مِنَ الذّاكِرینَ.
فِی أوَّلِ النِّعْمَةِ یَحْمَدُونَ، وَفِی آخِرِها یَشْكُرُونَ.
دُعاؤُهُمْ عِنْدَ اللهِ مَرْفُوعٌ وَكَلامُهُمْ مَسْمُوعٌ.
تَفْرَحُ بِهِمُ الْمَلائِكَةُ وَیَدُورُ دُعاؤُهُمْ تَحْتَ الْحُجُبِ




هنگامى كه دیگر مردمان در غفلت به سر مى برند آنها در ذكر و یاد حق هستند.
در آغاز نعمت، ستایش الهى و در پایان آن شكر خدا را به جاى مى آورند.
دعایشان نزد خدا مقبول و سخن ایشان نزد پروردگار پذیرفته است

و وجود آنها مایه مباهات و خشنودى فرشتگان است.

و دعاى آنها زیر حجابها مى چرخد.

 

یُحِبُّ الرَّبُّ أنْ یَسْمَعَ كَلامَهُمْ كَما تُحِبُّ الْوالِدَةُ الْوَلَدَ.
وَلا یَشْغَلُونَ عَنْهُ طَرْفَةَ عَیْن وَلا یُرِیدُونَ كَثْرَةَ الطَّعامِ وَلا كَثْرَةَ الْكَلامِ وَلا كَثْرَةَ اللِّباسِ.

خداوند دوست دارد كلام آنان را بشنود آنگونه كه مادر دوست دارد به كلام فرزند خود گوش دهد.
از خداوند لحظه اى غافل نمى شوند. پر خورى و پرگوئى و پوشیدن لباسهاى متنوع را دوست ندارند.



النّاسُ عِنْدَهُمْ مَوْتى وَاللهُ عِنْدَهُمْ حَیٌّ كَرِیمٌ.
یَدْعُونَ الْمُدْبِرِینَ كَرَماً

وَیُرِیدُونَ الْمُقْبِلِینَ تَلَطُّفاً.
قَدْ صارَتِ الدُّنْیا وَالاْخِرَةُ عِنْدَهُمْ واحِدَةً.

 

مردم نزد آنها مردگانند و خداوند، زنده كریم.
آنهایى را كه از ایشان رخ برتافتند با بزرگوارى فرا مى خوانند

و آنان را كه به اینان روى آورده اند با مهربانى مى پذیرند.

دنیا و آخرت نزد آنها یكسان است.

 

 

 

> حدیث قدسی 15

 

فَمَنْ عَمِلَ بِرِضائِی أُلْزِمُهُ ثَلاثَ خِصال:

أُعَرِّفُهُ شُكْراً لا یُخالِطُهُ الْجَهْلُ

وَذِكْراً لا یُخالِطُهُ النِّسْیانُ

وَمَحَبَّةً لا یُؤْثِرُ عَلى مَحَبَّتِی مَحَبَّةَ الْمَخْلُوقِینَ.

هركس كه عمل به رضاى من كند، سه خصلت به او مى بخشم كه همواره با آنها به سر مى برد:

به او نحوه شكر گزارى را مى آموزم كه هرگز آمیخته با جهل و نادانى نباشد.
و به او ذكر و یاد خودم را به گونهاى مى آموزم كه هیچ گاه فراموشى از یاد من براى او حاصل نشود.
و به او عشقى مى دهم كه هرگز محبّت دیگران را بر محبّت من مقدّم ندارد.

 

فَإذا أحَبَّنِی أحْبَبْتُهُ وَأفْتَحُ عَیْنَ قَلْبِهِ إلى جَلالِی.
فَلا أُخْفِی عَلَیْهِ خاصَّةَ خَلْقِی.
فَأُناجِیهِ فِی ظُلَمِ اللَّیْلِ وَنُورِ النَّهارِ حَتّى یَنْقَطِعَ حَدِیثُهُ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ


پس وقتى كه به من عشق ورزید، من نیز به او عشق مى ورزم و چشم دل او را به جلاى خویش مى گشایم.
پس دوستان خاص خود را از او مخفى نمى كنم

و در شب تار و روز روشن با او به مناجات مى پردازم تا حدى كه از گفتگو و همنشینى با دیگران خوددارى نماید.

 

وَمُجالَسَتُهُ مَعَهُمْ وَأُسْمِعُهُ كَلامِی وَكَلامَ مَلائِكَتِی

وَأُعَرِّفُهُ السِّرَّ الَّذِی سَتَرْتُهُ عَنْ خَلْقِی،

وَأَلْبَسْتُهُ الْحَیاءَ حَتّى یَسْتَحْیِیَ مِنْهُ الْخَلْقُ كُلُّهُمْ


و سخن خودم و فرشتگانم را به گوش او مى رسانم،

او را بر اسرارى كه دیگران را از آن محروم كرده ام، آگاه مى گردانم

و به او جامه حیا مى پوشانم به گونه اى كه همه از او شرم و حیا داشته باشند.

 

وَیَمْشِی عَلى أَرْض مَغْفُوراً لَهُ

وَأَجْعَلُ قَلْبَهُ واعِیاً وَبَصِیراً

وَلا أُخْفِی عَلَیْهِ شَیْئاً مِنْ جَنَّة وَلا نار

وَأُعَرِّفُهُ بِما یَمُرُّ عَلَى النّاسِ فِی یَوْمِ الْقِیامَةِ مِنَ الْهَوْلِ وَالشِّدَّةِ وَما أُحاسِبُ بِهِ الاْغْنِیاءَ وَالْفُقَراءَ وَالْجُهّالَ وَالْعُلَماءَ


بر روى زمین راه مى رود در حالى كه گناهش آمرزیده است.
و قلب او را آگاه و بصیر مى گردانم،

و چیزى را از بهشت و جهنم از او مخفى نمى كنم

و آنچه را كه بر مردم در رستاخیز مى گذرد در همین دنیا به او نشان مى دهم كه چه صحنه هاى هولناك و وحشتناكى وجود دارد و چگونه ثروتمندان و فقرا و دانشمندان و نادانان را محاكمه و محاسبه مى كنم.

 

وَأُنَوِّرُ لَهُ فِی قَبْرِهِ وَأُنْزِلُ عَلَیْهِ مُنْكَراً یَسْأَلُهُ

وَلا یَرى غَمَّ الْمَوْتِ وَظُلْمَةَ الْقَبْرِ وَاللَّحْدِ وَهَوْلَ الْمُطَّلَعِ

حَتّى أنْصِبَ مِیزانَهُ وَأنْشُرَ لَهُ دِیوانَهُ.
ثُمَّ أَضَعُ كِتابَهُ فِی یَمِینِهِ فَیَقْرَأُهُ مَنْشُوراً

ثُمَّ لا أجْعَلُ بَیْنِی وَبَیْنَهُ تَرْجُماناً.


و قبر او را نورانى كرده و فرشتهاى (منكر) را مى فرستم تا از او سؤال كند.
او ناراحتى مرگ و تاریكى قبر و لحد و وحشت عالم برزخ را نمى بیند،

تا آنگاه كه براى سنجش اعمال او میزان را نصب و نامه عملش را باز مى كنم.
و بین خود و او هیچ مترجمى قرار نمى دهم.

 

 

فَهذِهِ صِفاتُ الْمُحِبِّینَ.
این صفات عاشقان من بود.

 

 

> حدیث قدسی 16

 

یا أَحْمَدُ! هَلْ تَدْرِی مَتى یَكُونُ لِیَ الْعَبْدُ عابِداً ؟

قالَ: لا یا رَبِّ!

قالَ: إذَا اجْتَمَعَ فِیهِ سَبْعُ خِصال.
وَرَعٌ یَحْجُزُهُ عَنِ الْمَحارِمِ،

وَصَمْتٌ یَكُفُّهُ عَمّا لا یَعْنِیهِ،

وَخَوْفٌ یَزْدادُ كُلَّ یَوْم مِنْ بُكائِهِ،

وَحَیاءٌ یَسْتَحْیِی مِنِّی فِی الْخَلاءِ،

وَأَكْلُ ما لا بُدَّ مِنْهُ،

وَیُبْغِضُ الدُّنْیا لِبُغْضِی لَها،

وَیُحِبُّ الاْخْیارَ لِحُبِّی لَهُم.


اى احمد! آیا مى دانى كه چه هنگام بنده من، بنده واقعى و عابد راستین محسوب مى شود؟

عرض كرد: خیر اى پروردگار من.
فرمود: وقتى كه هفت خصلت در او جمع گردد، شایسته این نام خواهد شد: 

1 - تقوایى كه او را از محرّمات حفظ كند.
2 - سكوتى كه او را از حرف بیهوده مهار كند.
3 - ترسى كه هر روز به واسطه آن گریهاش افزون گردد.
4 - حیایى كه در خلوت از من شرم بنماید.
5 - خوردن به اندازهاى كه رفع نیاز او شود.
6 - كینه نسبت به دنیا به جهت آن كه من نسبت به آن كینه دارم.
7 - عشق به خوبان به دلیل آن كه من به آنها عشق مى ورزم.